به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دکتر محمد باغستانی، مدیر گروه و عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی، در ادامه سلسله مباحث تحلیلی خود با عنوان «در استقبال از تذکر وحدتبخش رهبر معظم انقلاب اسلامی از منظری دیگر» به بررسی شرایط جدید کشور و ضرورت بازتعریف الگوی رقابتهای سیاسی، اجتماعی و نخبگانی پرداخت و اظهار کرد: رهبری جدید انقلاب اسلامی در ماههای آغازین مسئولیت خود، از یک سو کشور را در شرایط ویژه جنگی و در سطحی بالاتر در متن یک منازعه تمدنی با قدرتمندترین نماد تمدن غربی مشاهده میکند و از سوی دیگر، دستاوردهای مهمی را که از همراهی مردم، اتحاد مسئولان و انسجام ملی حاصل شده و جایگاه جدیدی را برای کشور در منطقه و جهان رقم زده است، پیش روی خود دارد.
وی افزود: در کنار این دو واقعیت مهم، شاهد تداوم برخی اختلافات و تضادهای دیرینهای هستیم که اگرچه پیش از جنگ نیز وجود داشتهاند، اما استمرار آنها در فضای جنگی نه با اقتضائات شرایط کنونی کشور تناسب دارد و نه با موقعیت مهم و رو به رشد جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقهای و جهانی سازگار است.
باغستانی تصریح کرد: از این منظر، دغدغه مطرحشده درباره ضرورت وحدت و پرهیز از اختلافات فرساینده باید به عنوان یک مسئله راهبردی مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا امروز کشور در نقطهای قرار گرفته است که همزمان با یک تهدید تمدنی، با یک فرصت تمدنی نیز مواجه است و نحوه مواجهه با اختلافات داخلی میتواند تعیینکننده میزان بهرهبرداری از این فرصت تاریخی باشد.
سهگانه استراتژیک؛ تهدید تمدنی، فرصت تمدنی و مانع تمدنی
مدیر گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی با تشریح شرایط کنونی کشور، آن را در قالب یک «سهگانه استراتژیک» تحلیل کرد و گفت: در شرایط امروز، سه جریان مهم و متضاد در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند؛ نخست، «تهدید تمدنی» که در قالب جنگ و رویارویی با یکی از قدرتمندترین نمادهای تمدن غربی خود را نشان میدهد؛ دوم، «فرصت تمدنی» که در نتیجه همراهی مردم، اتحاد مسئولان و شکلگیری انسجام ملی در کشور ایجاد شده است و سوم، «مانع تمدنی» که همان تداوم برخی اختلافات و رقابتهای فرساینده داخلی است.
وی ادامه داد: مسئله اصلی این است که چگونه میتوان از این سهگانه عبور کرد و فرصت ایجادشده را به یک دستاورد پایدار تمدنی تبدیل کرد. در این شرایط، تذکر نسبت به ضرورت وحدت را نباید صرفاً یک توصیه اخلاقی یا سیاسی تلقی کرد، بلکه این موضوع یک ضرورت راهبردی برای حفظ سرمایه اجتماعی، تقویت انسجام ملی و استفاده از ظرفیتهای جدید کشور است.
باغستانی خاطرنشان کرد: این وضعیت، همکاری اندیشمندان و نخبگان را برای تغییر و تحول در الگوی رقابتهای سیاسی و اجتماعی میطلبد؛ بهگونهای که «رقابت فرساینده» جای خود را به «رقابت سازنده» بدهد و رقابتها به جای حرکت در مسیر حذف، تخریب و تضعیف یکدیگر، در خدمت پیشرفت کشور و تحقق اهداف تمدنی قرار گیرد.
رقابت در شرایط جنگی باید از «حذف» به «خدمت» تغییر کند
این استاد دانشگاه با بیان اینکه نخستین گام برای تحقق رقابت سازنده، بازتعریف مفهوم رقابت است، اظهار کرد: در شرایط جنگی، رقابت نباید بر سر تصاحب پست، قدرت و سهم بیشتر از ساختار سیاسی باشد، بلکه باید بر سر ارائه بهترین راهکار برای خدمت به کشور، مقاومت و تمدن اسلامی شکل گیرد.
وی افزود: باید رقابت را از یک رقابت «سیاسی ـ جناحی» به رقابتی «کارکردی ـ تمدنی» تبدیل کرد. پرسش اصلی نباید این باشد که «کدام جناح برنده شود؟» بلکه باید پرسید «کدام ایده و راهکار میتواند کشور را در برابر تهدیدهای موجود قدرتمندتر و موفقتر کند؟»
دکتر باغستانی تأکید کرد: وقتی معیار موفقیت، پیشرفت و پیروزی تمدنی باشد، هر فرد یا جریانی که بتواند راهکار بهینهتری برای رسیدن به این هدف ارائه کند، در حقیقت برنده رقابت خواهد بود. در چنین الگویی، رقابت در مسیر «صعود» تعریف میشود، نه در مسیر «حذف رقیب».
وی افزود: در این نگاه، رقیب کسی نیست که باید از میدان خارج شود، بلکه فرد یا جریانی است که میتواند با ارائه ایدهای بهتر، موجب ارتقای کیفیت تصمیمگیری و عملکرد عمومی شود.
ضرورت پیوند موفقیتهای بیرونی با منافع مشترک داخلی
عضو هیأت علمی پژوهشکده اسلام تمدنی، دومین محور تحول را ایجاد پیوند میان موفقیتهای بیرونی کشور و منافع مشترک داخلی دانست و گفت: یکی از دلایل تداوم برخی اختلافات این است که نخبگان و مسئولان، موفقیتهای کلان کشور در سطح منطقهای و جهانی را الزاماً در پیوند با منافع مشترک خود نمیبینند.
وی افزود: برای عبور از این وضعیت باید نوعی «شبکه منافع تمدنی» شکل گیرد؛ به این معنا که هر اندازه کشور در سطح منطقهای و جهانی رشد میکند، ساختارهایی ایجاد شود که همه نخبگان و مسئولان، فارغ از گرایشهای جناحی، خود را در این پیشرفت سهیم ببینند.
دکتر باغستانی ادامه داد: چنین رویکردی میتواند قدرت را از یک «قدرت تکبعدی و حزبگرا» به «قدرت تمدنی» تبدیل کند؛ بهگونهای که هر فرد و جریانی که در مسیر انسجام ملی، پیشرفت کشور و تقویت جایگاه تمدنی ایران حرکت میکند، از ظرفیت بیشتری برای نقشآفرینی برخوردار شود.
وی تأکید کرد: در چنین الگویی، موفقیت کشور به معنای موفقیت یک جناح یا جریان خاص نیست، بلکه دستاوردی متعلق به همه جامعه است و همین نگاه میتواند زمینه رقابتهای سالمتر و همکاریهای گستردهتر را فراهم کند.
از «تضاد» به «تکمیلگری»؛ راهبرد سوم برای عبور از اختلافات
دکتر باغستانی سومین محور را مدیریت تضادها در سطح تفکر تمدنی عنوان کرد و گفت: بسیاری از اختلافات موجود ریشه در تفاوتهای روششناختی و فکری دارد، اما در شرایط جنگ و منازعه تمدنی، این تفاوتها باید از وضعیت «تضاد» به وضعیت «تکمیلگری» تبدیل شود.
وی افزود: تفاوت دیدگاهها لزوماً یک تهدید نیست؛ بلکه اگر درست مدیریت شود، میتواند به یک ظرفیت برای افزایش کارآمدی تبدیل شود. مشکل زمانی ایجاد میشود که اختلاف نظر از مسیر گفتوگو و رقابت سازنده خارج شده و به تخریب و حذف متقابل تبدیل شود.
عضو هیأت علمی پژوهشکده اسلام تمدنی پیشنهاد کرد: به جای آنکه نخبگان در مواضع حزبی و جناحی متوقف شوند، باید فضاهایی برای گفتوگوی علمی، حقیقتسنجی و تبادل دیدگاه فراهم شود تا اندیشمندان درباره راهکارهای عملیاتی متناسب با موقعیت جدید منطقهای و جهانی کشور به گفتوگو بپردازند.
وی تصریح کرد: در چنین شرایطی باید «سیاست تقابلی» جای خود را به «سیاست مکمل» بدهد. برای مثال، اگر فردی در حوزه دیپلماسی تخصص دارد و دیگری در حوزه امنیت، این دو نباید یکدیگر را رقیب حذفشدنی تلقی کنند، بلکه باید ظرفیتهای خود را در کنار یکدیگر قرار دهند تا هر دو در خدمت یک هدف بزرگتر و مشترک قرار گیرند.
پوچی رقابت فرساینده در برابر یک فرصت تاریخی
دکتر باغستانی با اشاره به پیامدهای رقابتهای فرساینده اظهار کرد: پوچی رقابت فرساینده زمانی آشکارتر میشود که در شرایطی که کشور با یک تهدید تمدنی مواجه است و جهان در انتظار نقش و جایگاه جدید ایران است، بخشهایی از جامعه سیاسی همچنان درگیر اختلافات قدیمی و رقابت بر سر میراثهای گذشته باشند.
وی افزود: این وضعیت در حقیقت نوعی هدررفت سرمایه اجتماعی، سیاسی و انسانی است؛ چراکه انرژیای که باید صرف ساختن آینده کشور شود، در مسیر منازعات تکراری و فرساینده مصرف میشود.
این پژوهشگر حوزه تمدن اسلامی تأکید کرد: در نقطه مقابل، «انسجام سازنده» زمانی شکل میگیرد که همه بپذیرند در برابر یک تهدید و منازعه تمدنی، پیش از آنکه عضو یک جناح باشند، بخشی از یک ملت و یک جبهه تمدنی هستند.
وی افزود: در این نگاه، هر فرد میتواند سرباز، مدیر، سیاستگذار یا اندیشمندی باشد که نقش خود را در یک منظومه بزرگتر ایفا میکند و ارزش نقش او نه با میزان حذف رقیب، بلکه با میزان اثرگذاریاش در پیشرفت مجموعه سنجیده میشود.
تغییر معیار ارزیابی مسئولان از «وفاداری جناحی» به «کارآمدی تمدنی»
دکتر باغستانی با ارائه یک پیشنهاد عملیاتی گفت: یکی از مهمترین اقدامات برای عبور از رقابتهای فرساینده، تغییر معیار ارزیابی مسئولان و نخبگان از «وفاداری جناحی» به «کارآمدی تمدنی» است.
وی اظهار کرد: اگر چنین تغییری در نظام ارزیابی و انتخاب مدیران و مسئولان اتفاق بیفتد، رقابت دیگر فرساینده نخواهد بود؛ زیرا هدف آن حذف دیگری نیست، بلکه ارائه راهکار بهتر است.
عضو هیأت علمی پژوهشکده اسلام تمدنی ادامه داد: در این صورت، هر فرد و جریان تلاش خواهد کرد با ارائه ایدهها و راهکارهای کارآمدتر، سهم بیشتری در حل مسائل کشور داشته باشد و رقابت سیاسی از یک میدان برای حذف رقیب به عرصهای برای اثبات توانایی در خدمترسانی تبدیل خواهد شد.
وی افزود: در چنین الگویی، انسجام ملی دیگر صرفاً یک شعار یا توصیه اخلاقی نیست، بلکه به یک «سبک سیاستورزی» تبدیل میشود؛ سبکی که با موقعیت جدید کشور در منطقه و جهان تناسب دارد و میتواند ظرفیتهای پراکنده را در یک مسیر مشترک قرار دهد.
مدل گذار از «رقابت حذفی» به «همکاری مکملانه»
دکتر باغستانی در ادامه، مدل پیشنهادی خود برای عبور از رقابت حذفی و رسیدن به همکاری مکملانه را در سه مرحله تبیین کرد.
وی مرحله نخست را «عصر» و شناخت پوچی رقابتهای حذفی دانست و گفت: باید پذیرفت که بسیاری از رقابتهای جناحی و حذفی چیزی جز اتلاف عمر و انرژی جامعه نیست.
وی افزود: در این مرحله باید این حقیقت درک شود که جنگ بر سر جایگاه و قدرت، در شرایطی که کشور با تهدیدهای بزرگ بیرونی مواجه است، نوعی از دست دادن فرصتهای تاریخی است. فهم این پوچی میتواند نخستین انگیزه برای تغییر باشد.
دکتر باغستانی مرحله دوم را «توحید» و شناخت رقابت تمدنی عنوان کرد و اظهار کرد: در این مرحله، مرکزیت حزب و جناح جای خود را به مرکزیت حقیقت و هدف مشترک میدهد. توحید در سیاست، در این معنا، یعنی داشتن یک هدف واحد برای همگان.
وی ادامه داد: در این الگو، رقابت دیگر بر سر این نیست که «چه کسی برنده شود»، بلکه پرسش اصلی این است که «کدام راهکار میتواند تمدن و جامعه ما را به موفقیت برساند». در اینجا، رقیب دیگر دشمن نیست، بلکه همسنگ و همکار انسان در مسیر رسیدن به یک هدف مشترک است.
از «تخریب» به «تکمیل»؛ مرحله سوم تحول سیاسی
این استاد دانشگاه مرحله سوم را «حمد» و رسیدن به «همکاری مکملانه» عنوان کرد و گفت: هنگامی که همه افراد و جریانها خود را در برابر حقیقت و یک هدف مشترک مسئول بدانند، تضادها میتوانند به تکمیلگری تبدیل شوند.
وی توضیح داد: در این مرحله، هر فرد میپذیرد که ممکن است در یک حوزه تخصص و توان بیشتری داشته باشد و دیگری در حوزهای متفاوت؛ بنابراین به جای حذف یکدیگر، ظرفیتهای خود را در کنار هم قرار میدهند.
دکتر باغستانی افزود: در چنین شرایطی، «تخریب» جای خود را به «تکمیل» میدهد و هر فرد به بخشی از یک پازل بزرگ تمدنی تبدیل میشود. این نگاه به معنای حذف تفاوتها نیست، بلکه به معنای تبدیل تفاوتها به ظرفیتهای مکمل است.
از «بازی قدرت» تا «سیر و سلوک تمدنی»
مدیر گروه و عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی در جمعبندی این تحلیل اظهار کرد: بر اساس این مدل، سیاست باید از یک «بازی قدرت» به یک «سیر و سلوک تمدنی» تبدیل شود؛ سیر و سلوکی که از فهم پوچی رقابتهای حذفی آغاز میشود، با شناخت اهمیت رقابت تمدنی ادامه مییابد و در نهایت به همکاری مکملانه میرسد.
وی خاطرنشان کرد: اگر این مدل در سطح اندیشکدهها، نخبگان سیاسی و مراکز علمی به عنوان یک پارادایم جدید مورد توجه قرار گیرد، میتوان جامعه را از چرخه تکرارشونده و آسیبزای تفرقه و رقابتهای حذفی خارج کرد.
دکتر باغستانی تأکید کرد: در این مدل، برنده کسی نیست که بتواند رقیب خود را حذف کند؛ بلکه برنده واقعی کسی است که بتواند در کنار دیگران قرار گیرد، ظرفیتهای متفاوت را به یکدیگر پیوند دهد و در نهایت، زمینه پیروزی یک هدف بزرگتر را فراهم کند.
وی در پایان گفت: این نگاه میتواند سیاست را از عرصه رقابت بر سر قدرت به عرصهای برای خدمت، همافزایی و «عبادت تمدنی» تبدیل کند؛ به این معنا که هر جریان، گروه و فرد، به جای آنکه تمام توان خود را صرف حذف دیگری کند، ظرفیت خود را در مسیر یک هدف مشترک و بزرگتر قرار دهد.
عضو هیأت علمی پژوهشکده اسلام تمدنی تصریح کرد: عبور از «رقابت حذفی» و رسیدن به «همکاری مکملانه» به معنای حذف اختلاف نظرها و تفاوت دیدگاهها نیست، بلکه به معنای تغییر کارکرد اختلافات است؛ بهگونهای که اختلاف نظر به جای تبدیل شدن به عامل فرسایش، به فرصتی برای تولید ایده، افزایش کارآمدی و دستیابی به راهکارهای بهتر تبدیل شود.
وی افزود: در چنین الگویی، وحدت به معنای یکسانسازی اندیشهها نیست، بلکه به معنای قرار گرفتن اندیشههای متنوع در مسیر یک هدف مشترک و تمدنی است؛ هدفی که در آن، «برنده» کسی نیست که رقیب خود را حذف میکند، بلکه کسی است که بتواند ظرفیت خود و دیگران را در کنار هم قرار دهد تا مجموعه در مسیر تعالی و پیشرفت حرکت کند.
دکتر باغستانی در پایان تأکید کرد: اگر این تغییر پارادایم از «رقابت حذفی» به «رقابت تمدنی» و از «تخریب» به «تکمیل» در میان نخبگان و اندیشمندان شکل گیرد، میتوان امیدوار بود که سیاست از یک بازی فرساینده قدرت به یک مسیر سازنده برای تحقق اهداف تمدنی تبدیل شود؛ مسیری که در نهایت، معنای سیاست را از «غلبه بر دیگری» به «خدمت به حقیقت و تعالی جامعه» ارتقا میدهد و آن را به نوعی «عبادت تمدنی» بدل میسازد.