به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دکتر محمد باغستانی، مدیر گروه و عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی، در تحلیلی با عنوان «در استقبال از تذکر وحدتبخش رهبر معظم انقلاب اسلامی؛ با تأکید بر نقشآفرینی اندیشکدهها» بر ضرورت بازتعریف مفهوم وحدت و طراحی سازوکارهای عملیاتی برای تحقق انسجام پایدار ملی تأکید کرد.
وی در این تحلیل با اشاره به تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی بر حفظ وحدت و انسجام ملی، در عین استقبال از حق اظهارنظر و نقد، مسئله اصلی را فراتر از یک توصیه اخلاقی دانست و اظهار کرد: پرسش بنیادین این است که آیا میتوان جامعه را از چرخه تکرارشوندهای که در آن وحدت در مقاطع خاص و عمدتاً در مواجهه با دشمن شکل میگیرد و پس از عبور از شرایط بحرانی دوباره دچار واگرایی میشود، خارج کرد و انسجام را به یک عادت، فرهنگ و سبک پایدار سیاستورزی تبدیل ساخت؟
از «خواست وحدت» تا «مهندسی انسجام»
دکتر باغستانی با بیان اینکه مسئله وحدت در تجربه تاریخی انقلاب اسلامی در بسیاری از مقاطع بیشتر به شکل توصیهای مطرح شده و کمتر صورت ساختاری پیدا کرده است، تصریح کرد: در مقاطع مختلف، وحدت ملی گاه به صورت «اتفاقی»، «مقطعی» یا «ناچارانه» و در واکنش به یک تهدید مشترک شکل گرفته، اما با کاهش تهدید یا ظهور نخستین اختلافات داخلی، این همگرایی نیز دچار فرسایش شده است.
وی افزود: اگر وحدت صرفاً واکنشی به تهدید باشد، نمیتواند به یک سرمایه پایدار اجتماعی تبدیل شود. وحدت پایدار زمانی شکل میگیرد که از سطح توصیه و مطالبه اخلاقی عبور کرده و به یک «ساختار عملیاتی» تبدیل شود؛ ساختاری که بتواند در شرایط عادی نیز انسجام اجتماعی و سیاسی را حفظ کند.
این عضو هیأت علمی پژوهشکده اسلام تمدنی خاطرنشان کرد: بنابراین، مسئله امروز تنها دعوت به وحدت نیست؛ بلکه باید درباره «چگونگی تولید و بازتولید انسجام» سخن گفت. اینجاست که نقش اندیشکدهها، مراکز علمی و نهادهای سیاستپژوه اهمیت پیدا میکند.
ضرورت عبور از «وحدت تاکتیکی» به «وحدت استراتژیک»
دکتر باغستانی نخستین گام برای خروج از چرخه تکرار را عبور از وحدت تاکتیکی و حرکت به سمت وحدت استراتژیک عنوان کرد و گفت: وحدت تاکتیکی معمولاً زمانی شکل میگیرد که یک تهدید بیرونی، همه جریانها را در برابر یک دشمن مشترک قرار میدهد؛ اما چنین وحدتی با رفع تهدید، شکننده میشود.
وی ادامه داد: البته در شرایط جنگی و مواجهه با تهدیدهای خارجی، وحدت ملی اهمیتی دوچندان پیدا میکند، اما نباید اجازه داد که انسجام جامعه صرفاً به شرایط بحران وابسته باشد. جامعهای که تنها در هنگام تهدید متحد میشود، در شرایط عادی در معرض فرسایش سرمایه اجتماعی قرار خواهد گرفت.
این پژوهشگر افزود: راهکار اساسی، ایجاد یک «مرکزیت معنایی» و تعریف یک هدف مشترک و فراتر از رقابتهای جناحی است؛ هدفی که بتواند جریانهای مختلف را حول یک افق مشترک گرد آورد. اگر گروههای مختلف سیاسی و اجتماعی، هدف نهایی را در دستیابی به پیشرفت، عدالت، استقلال، اقتدار علمی و تحقق آرمانهای تمدنی مشترک تعریف کنند، اختلافات آنان از «تضاد در هدف» به «تفاوت در روش» تبدیل خواهد شد.
وی تأکید کرد: در این مدل، سیاست دیگر میدان جنگ برای تصاحب قدرت نیست؛ بلکه عرصه رقابت برای خدمت بهتر به یک هدف مشترک خواهد بود.
حق نقد؛ از «امکان اظهار نظر» تا «اثرگذاری بر تصمیم»
مدیر گروه و عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی، دومین ضرورت را عملیاتی کردن حق اظهارنظر و نقد دانست و اظهار کرد: تأکید بر حق نقد و اظهارنظر زمانی میتواند به تقویت انسجام منجر شود که برای شنیده شدن و اثرگذاری نقدها، سازوکارهای واقعی وجود داشته باشد.
وی افزود: اگر انتقاد تنها در فضای عمومی و شبکههای اجتماعی امکان بروز داشته باشد، اما مسیر مشخص و مؤثری برای انتقال آن به ساختار تصمیم گیری وجود نداشته باشد، نقد ممکن است به جای آنکه به اصلاح منجر شود، به انباشت نارضایتی و افزایش شکافها بینجامد.
دکتر باغستانی تصریح کرد: باید «نهادهای پذیرش حقیقت» شکل بگیرد؛ نهادهایی که بتوانند نقدهای کارشناسی و صادقانه را دریافت کنند، آنها را به فرآیند تصمیمسازی وارد کنند و امکان پاسخگویی و پیگیری را فراهم آورند.
وی گفت: هنگامی که شخصیتهای صاحب نفوذ و نخبگان احساس کنند نقد آنان شنیده میشود و امکان اثرگذاری واقعی دارد، احساس به حاشیه رانده شدن کاهش مییابد و انگیزه برای تخریب، واگرایی و خروج از مدار گفتوگوی ملی نیز کمتر خواهد شد.
جایگزینی «وفاداری جناحی» با «وفاداری به مسیر»
دکتر باغستانی سومین محور را ضرورت تغییر مبنای وفاداری سیاسی دانست و گفت: یکی از آسیبهای جدی سیاستورزی، تبدیل وفاداری به حقیقت و آرمان به وفاداری به اشخاص و جناحهاست.
وی افزود: هنگامی که افراد، هویت سیاسی خود را بیش از آنکه بر اساس اهداف و آرمانهای مشترک تعریف کنند، بر مبنای تعلق به یک فرد یا جریان سیاسی شکل دهند، هر اختلافی میتواند به تقابل هویتی تبدیل شود.
این عضو هیأت علمی پژوهشکده اسلام تمدنی تأکید کرد: باید از «سیاست شخصمحور و جناحمحور» به سمت «سیاست هدفمحور و تمدنمحور» حرکت کرد. در چنین الگویی، معیار اصلی کنش سیاسی، میزان وفاداری به یک نقشه راه مشترک و توانایی در تحقق اهداف کلان جامعه خواهد بود.
آیا انسجام پایدار امکانپذیر است؟
دکتر باغستانی در پاسخ به این پرسش که آیا اساساً امکان تبدیل وحدت به یک سبک پایدار سیاستورزی وجود دارد، گفت: بله؛ اما این امر مستلزم تغییر در «حاکمیت ذهنی» جامعه است.
وی توضیح داد: اگر قدرت و جایگاه، محور اصلی ذهنیت سیاسی جامعه باشد، رقابتها به سمت سهمخواهی و حذف یکدیگر سوق پیدا میکند؛ اما اگر رسالت، مسئولیت و حرکت تمدنی بر ذهنیت جامعه و نخبگان حاکم شود، میتوان انتظار داشت که انسجام از یک وضعیت موقت به یک فرهنگ پایدار تبدیل شود.
وی افزود: برای این منظور باید نوعی «نظام پاداش به انسجام» طراحی شود؛ به این معنا که رفتارهای وحدتآفرین، گفتوگومحور، مسئولانه و ملی در ساختار سیاسی و اجتماعی تقویت و رفتارهای مبتنی بر تفرقه، تخریب و جناحگرایی افراطی با هزینه اجتماعی و سیاسی مواجه شود.
اندیشکدهها؛ حلقه مفقوده تبدیل «توصیه» به «سیاست»
دکتر باغستانی با تأکید بر نقش اندیشکدهها در تحقق این رویکرد خاطرنشان کرد: اگر قرار است مطالبه وحدت و انسجام ملی از سطح توصیه و خطابه عبور کند، باید اندیشکدهها و مراکز فکری کشور وارد میدان طراحی راهکارهای عملیاتی شوند.
وی گفت: تمدن با توصیه ساخته نمیشود؛ تمدن نیازمند «طراحی سیستماتیک»، «سیاستگذاری هوشمند» و «اجرای عملیاتی» است. از این منظر، اندیشکدهها میتوانند با طراحی پیوستهای عملیاتی، وحدت را از یک «حس اخلاقی» به یک «ساختار اجتماعی ـ سیاسی» تبدیل کنند.
این پژوهشگر افزود: چنین پیوستهایی باید مشخص کنند که وحدت چگونه تولید میشود، چگونه استمرار پیدا میکند، چگونه سنجیده میشود و چه سازوکارهایی برای تقویت آن وجود دارد.
چهار پیشنهاد برای طراحی پیوست عملیاتی وحدت
دکتر باغستانی در ادامه، چهار محور را برای طراحی پیوستهای عملیاتی وحدت پیشنهاد کرد.
۱. تدوین «میثاقنامه تمدنی مشترک»
وی اظهار کرد: اندیشکدهها باید به جای تمرکز بر توافقات کوتاهمدت و موقت سیاسی، زمینه طراحی یک «میثاقنامه تمدنی مشترک» را فراهم کنند؛ متنی که در آن، جریانهای مختلف سیاسی و اجتماعی بر سر اهداف کلان و راهبردی کشور، از جمله عدالت، پیشرفت علمی، استقلال، اقتدار ملی و توسعه اقتصادی، به یک توافق پایه برسند.
به گفته وی، هدف آن است که اختلاف در روش، به جای تبدیل شدن به جنگ بر سر هدف، به فرصتی برای تکمیل و اصلاح مسیر تبدیل شود.
۲. ایجاد «شوراهای حقیقت و نقد»
وی دومین پیشنهاد را طراحی سازوکاری برای دریافت نظاممند نقدهای نخبگان دانست و گفت: تشکیل شوراهایی متشکل از صاحبنظران، کارشناسان و منتقدان دلسوز میتواند زمینه انتقال منظم گزارشهای واقعی و بدون ملاحظات جناحی را به سطوح عالی تصمیمگیری فراهم کند.
وی افزود: در چنین الگویی، نقد از فضای بیقاعده و گاه التهابآفرین رسانهای به یک فرآیند ساختاری برای اصلاح سیاستها منتقل میشود.
۳. طراحی «شاخصهای انسجام ملی»
دکتر باغستانی با تأکید بر ضرورت قابل سنجش بودن مفهوم وحدت گفت: انسجام ملی نباید صرفاً یک مفهوم کلی و شعاری باقی بماند. اندیشکدهها باید شاخصهایی برای سنجش میزان انسجام طراحی کنند؛ از جمله میزان همکاری میان جریانهای سیاسی، کاهش ادبیات تخریبی در رسانهها، افزایش مشارکت اجتماعی و میزان همکاری جناحهای مختلف در حل مسائل کلان کشور.
وی تصریح کرد: چیزی که قابل اندازهگیری باشد، قابلیت سیاستگذاری و بهبود نیز خواهد داشت.
۴. گذار از «سیاست حزبی» به «سیاست تمدنی»
وی چهارمین محور را تغییر معیارهای انتخاب و ارتقای مدیران دانست و گفت: ساختار سیاسی باید به گونهای طراحی شود که شایستگی، توانمندی، تخصص و ظرفیت افراد برای تحقق اهداف کلان ملی و تمدنی، معیار اصلی مسئولیتپذیری باشد؛ نه صرفاً تعلق جناحی و روابط سیاسی.
از «وحدت احساسی» تا «انسجام ساختاری»
دکتر باغستانی در جمعبندی این تحلیل اظهار کرد: چرخه تکرار زمانی شکل میگیرد که ما تنها پوسته و واژگان را تغییر دهیم، اما هسته و ساختار را ثابت نگه داریم. اگر هر بار در شرایط بحرانی از وحدت سخن بگوییم و پس از عبور از بحران دوباره به همان الگوی پیشین بازگردیم، نمیتوان انتظار داشت که انسجام به یک ویژگی پایدار تبدیل شود.
وی تأکید کرد: برای خروج از این چرخه، باید وحدت را طراحی کرد؛ باید برای آن ساختار ساخت، شاخص تعریف کرد، مسیر نقد و گفتوگو ایجاد کرد و سازوکارهای تشویقی برای کنشگران وحدتآفرین در نظر گرفت.
مدیر گروه و عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی در پایان گفت: اگر «پیوستهای عملیاتی وحدت» توسط اندیشکدهها و مراکز فکری طراحی و به یک گفتمان جدی در عرصه سیاستگذاری تبدیل شود، میتوان از «وحدت احساسی و مقطعی» به سمت «انسجام ساختاری و پایدار» حرکت کرد؛ انسجامی که نه فقط در شرایط بحران و در برابر دشمن، بلکه در متن زندگی سیاسی و اجتماعی کشور نیز استمرار داشته باشد.
به اعتقاد وی، مهمترین گام در این مسیر آن است که وحدت از یک «توصیه» به یک «سیاست»، از یک «خواست» به یک «ساختار» و از یک «واکنش مقطعی» به یک «سبک پایدار سیاستورزی» تبدیل شود؛ مسیری که طراحی و تبیین آن، یکی از مهمترین مأموریتهای فکری و راهبردی اندیشکدهها در شرایط کنونی است.