به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پیوستگی آیات به عنوان یکی از مباحث کلیدی در علوم قرآنی، همواره بستر اصلی استنباطهای تفسیری مفسران بزرگ بوده است. در همین راستا، دکتر سید مصطفی احمدزاده، دانشیار گروه قرآن و مطالعات اجتماعی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در مقالهای علمی-پژوهشی به بررسی تطبیقی مبانی و گونههای پیوستگی در دو تفسیر برجسته جهان اسلام، یعنی «تسنیم» اثر آیتالله جوادی آملی و «فی ظلال القرآن» اثر سید قطب پرداخته است..
تقابل دو نگاه؛ از تصویرگری هنری تا ساختار عقلانی
این پژوهش که با هدف ضابطهمند کردن کشف ارتباطات میان آیات انجام شده، تأکید دارد که اگرچه مفسران هر دو تفسیر در مبانی کلیدی همچون «تحریفناپذیری قرآن» و «توقیفی بودن چینش آیات» (انتصاب به دستور الهی) با یکدیگر اشتراک نظر دارند، اما در عرصه روششناسی پیوستگی، راهکارهای متفاوتی را برگزیدهاند.
دکتر احمدزاده در تحلیل خود اشاره میکند: «سید قطب با نگاهی شبکهای در بستر “سوره” و با رویکردی ادبی، بر زبان تصویری قرآن تمرکز دارد. او اسلوب بیانی وحی را در قالب تصاویر معنادار و دارای موسیقی خاص جستجو میکند. در مقابل، آیتالله جوادی آملی با نگاهی شبکهای در بستر “کل قرآن”، بر پایه زبان فطرت و با تکیه بر اصول عقلایی، به کشف پیوستگی آیات در ساحت الفاظ و معانی اهتمام میورزد.»
نتایج پژوهش: تفاوت در مبانی، تفاوت در کشف
این مطالعه تطبیقی نشان میدهد که تفاوت در مبانیِ پیوند ساختاری و معنایی، مستقیماً بر گونههای پیوستگی که مفسر به آن دست مییابد تأثیرگذار است. به تعبیر نویسنده، برخی از این مبانی موجب «قبض و بسط» در گونههای پیوستگی شده و در نهایت، به خوانشهای متمایزی از انسجام درونی کلام الهی انجامیده است.
این مقاله که با روش تحلیلی-تطبیقی در پژوهشکده اسلام تمدنی به ثمر نشسته، میتواند گامی موثر در جهت تدوین ضوابط علمی برای «نظریه پیوستگی آیات» باشد و به مفسران و پژوهشگران علوم قرآنی کمک کند تا با نگاهی دقیقتر به مبانی پیشفرض مفسران، به درک عمیقتری از ساختار منسجم قرآن کریم دست یابند.