به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دکتر محمد باغستانی، مدیرگروه و عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی، در بخش هفتم گفتوگوی خود درباره «جلوههای دینستیزی در فرهنگ رسمی ایرانِ عصر پهلوی در سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۲»، به بررسی دیدگاههای مقامات رسمی کشور درباره وضعیت فرهنگی و اخلاقی جامعه پرداخت.
وی با اشاره به اسناد مطبوعاتی آن دوره گفت: بررسی روزنامهها و اظهارات مسئولان نشان میدهد که در آغاز دهه ۱۳۴۰ حتی مقامات بلندپایه حکومت نیز به وجود فساد، سوءاستفادههای اداری و نابسامانی فرهنگی در جامعه اذعان کردهاند.
دکتر باغستانی در این باره به مصاحبه مطبوعاتی محمدرضا پهلوی در ۹ اردیبهشت ۱۳۴۰ اشاره کرد که در روزنامه طلوع (شماره ۲۴۶۲) منتشر شده است. به گفته او، شاه در این مصاحبه ضمن پذیرش وجود فساد در کشور، آن را پدیدهای عمومی دانسته و تأکید کرده است که با آن مقابله خواهد شد.
در بخشی از این مصاحبه آمده است: «تازگی گروهی اصرار دارند از فساد در این کشور سخن بگویند. این فساد در همه جا هست و البته ما با آن به شدت مبارزه میکنیم.» او همچنین بر لزوم برکناری افراد فاسد و پیگیری قضایی آنان تأکید کرده، اما در عین حال گفته است: «ما نباید معایبی را که نداریم به خود نسبت دهیم و باید توجه کنیم که در کشورهای دیگر نیز فساد وجود دارد.»
این پژوهشگر در ادامه به پیام علی امینی، نخستوزیر وقت در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۴۰ اشاره کرد که در مطبوعات آن زمان منتشر شده است. در این پیام، امینی از سوءاستفاده از مقامهای اداری و شکلگیری شبکههای فرصتطلب در ساختار حکومتی به عنوان «بلایی عظیم» یاد کرده است.
در بخشی از این پیام آمده است: «بر هیچکس پوشیده نیست که سوءاستفاده از مقامات اداری و مملکتی و بند و بستهای عناصر شیاد و استفاده گروهی فرصتطلب به صورت چه بلای عظیمی درآمده است.» او همچنین تأکید میکند که پذیرش مسئولیت را تنها با هدف مبارزه با تباهکنندگان اخلاق عمومی و متجاوزان به حقوق مردم پذیرفته است.
دکتر باغستانی همچنین به اظهارات جهانشاه صالح، وزیر فرهنگ وقت در ۱۷ فروردین ۱۳۴۰ اشاره کرد که در روزنامه طلوع (شماره ۲۴۵۲) بازتاب یافته است. در این گزارش، وزیر فرهنگ از گسترش روحیه نافرمانی و عصیان در میان نسل جوان سخن گفته و نقش رسانهها و ابزارهای فرهنگی جدید را در شکلگیری این وضعیت مورد توجه قرار داده است.
در این مطلب آمده است که سینما، تلویزیون، رادیو، مطبوعات، داستانهای عامهپسند و تبلیغات گسترده تجاری، در کنار کتابهایی که به صورت انبوه و «کیلویی» فروخته میشوند، تأثیرات گستردهای بر فضای فرهنگی جامعه گذاشتهاند. همچنین هشدار داده شده است که رواج برنامههای سرگرمی، مسابقات تجاری در تلویزیون و گسترش رقص و آواز، توجه جامعه را از علم و دانش دور کرده است.
به گفته دکتر باغستانی، این اظهارات نشان میدهد که نگرانی نسبت به وضعیت فرهنگی و اخلاقی جامعه در آن دوره، تنها محدود به روشنفکران، دانشگاهیان یا روزنامهنگاران نبود، بلکه در سطح مقامات رسمی کشور نیز مطرح شده و از آن با تعابیری چون فساد گسترده، تباهی اخلاق عمومی و بحران فرهنگی یاد شده است. وی در پایان تأکید کرد: مجموعه این اظهارات و گزارشها نشان میدهد که در آغاز دهه ۱۳۴۰، نشانههای بحران فرهنگی و اخلاقی در جامعه ایران به حدی آشکار بوده که حتی مسئولان حکومتی نیز ناگزیر از اذعان به آن شدهاند.