روحالله شریعتی
در فقه سیاسی اسلام، تنظیم روابط و تعاملات فیمابین افراد و حاکمیتها بر پایهی قواعدی استوار است که حکم «قانون» را دارند و هدفشان فراتر از نظمدهی صرف، دستیابی به شفافیت و کارآمدی در مناسبات قدرت است. در این میان، قاعده «تقیّه» از جملهی قواعد پرکاربردی است که نه تنها در سیاست داخلی و تعامل با اقلیتها، بلکه در ساحت سیاست خارجی و مواجههی دولت اسلامی با بیگانگان و دشمنان، نقشی کلیدی ایفا میکند. با این حال، پرسش بنیادین اینجاست که در قرائت اصیل فقهی، تقیه چگونه از یک «کنش فردی ناشی از اضطرار» به یک «اصل راهبردی در دیپلماسی» بدل میشود؟ با تکیه بر دیدگاههای آیتالله خامنهای، میتوان تبیین کرد که تقیه نه تنها به معنای انزوا نیست، بلکه فلسفهی وجودی آن، رساندن امت اسلامی به اهداف عالیه در فضای پرمخاطرهی بینالمللی است.
1. تقیه؛ ابزار پیشروی و تدبیر
بسیاری بر این باورند که تقیه، معادل «استتار» یا «عمل مکتوم» است، اما حقیقت آن است که معنای تقیه بسیار وسیعتر و عمیقتر از این مفاهیم است. تقیه در واقع نوعی تشکیلات و برنامهریزی است تا انسان بتواند تکالیف و اهداف خود را به گونهای پیش ببرد که کمترین آسیب را متحمل شود. ما در تحلیل رفتار سیاسی معتقدیم که تقیه دو وجه کاملاً متمایز دارد: در یک معنا، تقیه ممکن است موجب عقبگرد شود، اما در معنای جوهری و اصیل خود، «موجب پیشرفتن» است.
آیتالله خامنهای تقیه را به «سپری در میدان جنگ» تشبیه میکنند؛ سپر ابزاری برای ترک میدان نیست، بلکه ابزاری برای ماندن در صحنه درگیری، صیانت از خود و وارد کردن ضربه به دشمن در زمان مناسب است. لذا تقیه در سیاست خارجی، به معنای سکون و بیتحرکی نیست، بلکه سپری است که کشور را از ضربات غافلگیرانه دشمن مصون میدارد و اجازه میدهد کارگزاران نظام بدون جنجالهای غیرضروری، اهداف راهبردی را دنبال کنند. به واقع، تقیه وسیلهای است برای رساندن انسانِ باهدف به مقصدش، نه راهی برای فرار از مسئولیتهای انقلابی.
2. گونهشناسی و کارکردهای تقیه در سیاست خارجی
تقیه را میتوان از منظر انگیزه و هدف به شاخههای مختلفی تقسیم کرد که هر یک در سیاست خارجی دولت اسلامی تجویزی خاص صادر میکند. «تقیهی خوفی یا حفظی» که ناظر بر صیانت از جان، مال و کیان کشور اسلامی است، در مواقعی که دشمن با فشارهای سخت و تحریمهای ظالمانه به دنبال نابودی زیرساختهای نظام است، وجوب پیدا میکند. اما فراتر از آن، «تقیهی مداراتی» است که با هدف ایجاد وحدت و یکپارچگی میان مسلمانان و حتی همزیستی مسالمتآمیز با مخالفان به کار گرفته میشود.
در عرصهی بینالملل، تقیهی مداراتی به معنای مماشات با باطل نیست، بلکه به معنای در نظر گرفتن مصالح عالیهی امت است. ائمهی معصومین(ع) به ما آموختهاند که برای حفظ وحدت جهان اسلام، گاهی باید بر نقاط افتراق پافشاری نکرد. این رویکرد در سیاست خارجی، به معنای «هوشیاری در روابط» است؛ یعنی بهرهگیری از فرصتها به نفع کشور اسلامی بدون اینکه دشمن را نسبت به نقشههای بلندمدت حساس کنیم. تقیه در اینجا نه دورویی است و نه فریب، بلکه «تدبیر مصلحتآمیز» برای خروج از بنبستهای سیاسی و بینالمللی است.
3. مرزهای مشروعیت و موارد ممنوعه تقیه
باید توجه داشت که تقیه، یک اصل مطلق و بیقید و شرط نیست. از نگاه فقهی، تقیه حکمی ثانوی است که مشروعیت آن به «هدف» وابسته است. لذا در مواردی که تقیه با اهداف بنیادین اسلام در تضاد باشد، نه تنها جایز نیست، بلکه حرام خواهد بود. از جمله این موارد، «ریختن خون بیگناهان» است؛ قاعده فقهی صراحت دارد که «فإذا بلغت التقیه الدّم فلا تقیه». همچنین هنگامی که اصول اسلام و اساس قرآن در معرض خطر باشد، تقیه معنایی ندارد.
امام خمینی(ره) در مقابله با رژیم پهلوی به درستی تشخیص دادند که تقیه در آن مقطع منجر به نابودی دین میشود، لذا اظهار حقایق را واجب شمردند. در سیاست خارجی نیز، اگر تقیه منجر به ذلت نظام اسلامی یا تهدید جدی اصول اعتقادی شود، باید کنار نهاده شود. تقیه نباید خود به مانعی برای رسیدن به «عزت اسلامی» تبدیل گردد. به همین دلیل، در مواجهه با استکبار جهانی، هرگاه مصلحت در اعللام صریح موضع باشد، تقیه حرام و صراحتِ انقلابی واجب میگردد.
نتیجهگیری
در جمعبندی نهایی، فلسفه استفاده از قاعدهی تقیه در فقه سیاسی را باید در سه هدف کلان جستجو کرد: «حفظ، جذب و نفوذ». این قاعده به ما اجازه میدهد تا در روابط بینالملل، ضمن حفظ کیان نظام و صیانت از وحدت مسلمانان، در لایههای اطلاعاتی و سیاسی دشمن نفوذ کرده و نقشههای آنان را بر هم بزنیم. تقیه، هنرِ مبارزهی مخفی است تا درد ضربهی شمشیر بر پیکر دشمن وارد شود، اما او دستِ ضارب را نبیند.
بنابراین، تقیه به همراه دو اصل «حکمت» و «مصلحت»، مثلث طلایی سیاست خارجی کشور اسلامی را تکمیل میکند. این قاعده تجویزهایی شرعی صادر میکند که کارگزاران نظام را در خروج از مشکلات یاری میدهد و کیان کشور را از آسیبهای جدی مصون میدارد. به واقع، تقیه ابزارِ «رساندن کشور اسلامی و مسلمانان جهان به اهداف عالیهی خویش» است؛ تدبیری حکیمانه که میان آرمانگرایی اسلامی و واقعگرایی سیاسی، پیوندی فقهی و عقلانی برقرار میسازد.