به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، حسن محرابیمقدم، کارشناس ارشد تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تربیت مدرس، در یادداشتی با عنوان «از عریانی اجباری تا عریانی اختیاری؛ تأملی بر هدف استراتژیک قدیمیترین دشمن انسان»، به بررسی جایگاه پوشش در حیات فردی و اجتماعی انسان و تحلیل دینی پدیده عریانی از منظر آیات قرآن کریم پرداخته است.
پوشش، پیششرط حیات اجتماعی و نماد اعتبار الهی
محرابیمقدم در ابتدای این یادداشت گفت: در سالهای اخیر، تغییرات گستردهای در الگوی پوشش بانوان جامعه مشاهده میشود؛ تغییراتی که در برخی موارد، از هرگونه مبنای هنجاری (عقلانی و اخلاقی) تهی گشته است. زمانی که انتخاب «حداقل پوشش» به گونهای باشد که عملاً از دایره «لباس» خارج شده و در محدوده «عریانی» قرار گیرد، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک انتخاب شخصی دانست. در این یادداشت، بر آنیم تا با تاملی بر این پدیده، جایگاه آن را نسبت به انسان مورد بررسی قرار دهیم
پوشش؛ زبان بیکلام شخصیت در اجتماع
در وهله اول باید دانست که عریانی و حضور بدون پوشش در اجتماع، ویژگی ذاتی حیوانات است؛ چرا که خلقت تکوینی آنها به گونهای است که به پوششی غیر از پوشش خدادادی نیاز ندارند. اما برای انسان، «لباس» در کنار قوه عقل، قدرت تکلم و نوشتار، یکی از بنیادیترین تمایزات او از عالم حیوانات است. پوشش نه تنها یک نیاز اساسی، بلکه نشاندهنده جایگاه، حرفه، منش و الزامات حضور در مجامع است.
لباس، معرف شخصیت، تفکر و اعتقادات ما در تعاملات خانوادگی و اجتماعی است. در واقع، تعاملات انسانی بر پایه «پوشش» بنا شده و لباس، «زبان بیکلام» انسان در اجتماع است؛ زیرا نخستین تصویری که در ذهن مخاطب از یک شخص شکل میگیرد، بر اساس نوع پوشش اوست و بر این اساس، افراد در ذهن جامعه کدگذاری و تعریف میشوند.
بیشتر بخوانید:
عریانی به مثابه هدف استراتژیک شیطان
محرابیمقدم در بخش دیگری از یادداشت، آورده است: *قرآن کریم پرده از هدف غایی شیطان برمیدارد: «فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا ورِیَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا…» (اعراف، ۲۰).
نکته کلیدی در این آیه این است که هدف شیطان از وسوسه ، صرفاً «خوردن از درخت» نبود؛ بلکه هدف غایی او «نمایان ساختن» و حذف پوشش از انسان به ما هو انسان بود. شیطان میخواست اعتبار الهی را از انسان بگیرد پس اولین هدف وی این بود که با وادار کردن به به سرپیچی از دستور خداوند او را به حالت عریانی (مشابه حیوانات) بازگرداند و این وضعیت را به وی تحمیل کند. بنابراین، هرگونه روند عریانی در طول تاریخ، چه در بدو خلقت و چه در عصر حاضر، صرفنظر از دین و مسلک، در زمره اهداف استراتژیک شیطان برای تنزل مرتبه انسان به شمار میرود .
*عریانی اولیه: نخستین تنبیه و اعلامیه رانده شدن
در بخش دیگری از این یادداشت، نویسنده به پیامدهای نافرمانی حضرت آدم و حوا در روایت قرآنی میپردازد و آشکار شدن بدن آن دو را نشانهای از تغییر وضعیت آنان پس از وسوسه شیطان معرفی میکند.
از منظر دینی، پوشش نشانه اعتبار و تقرب به درگاه الهی است. خداوند نخستین لباس را برای انسان در بهشت فراهم آورد تا وی را مفتخر سازد. لباس در واقع «حریم الهی» تدارک دیده شدهای بود تا انسان را از مرتبه حیوانی متمایز کرده و در جایگاه والای خود حفظ نماید و از این طریق، «حیا» و «کرامت» را در شخصیت بشر تکوین بخشد.
اهمیت پوشش در حیات بهشتی چنان است که بر اساس آیات سوره اعراف (۲۰ تا ۲۲)، به محض سرپیچی حضرت آدم و حوا از دستور الهی، لباس بهشتی از آنها زدوده شد و «عریانی غیرارادی و اجباری» بر آنها مستولی گشت. در اینجا باید توجه داشت که این عریانی، نخستین تنبیه ملموس الهی بود تا به عنوان نشانهای عینی، بی اعتباری آنها نسبت به مقام پیشین را به تصویر بکشد. عریانی اجباری، اولین سند و مدرک تبعیت از شیطان و پیامد رانده شدن از درگاه قرب الهی بود. از این منظر، عریانی برای انسان، ذاتاً امری قبیح و ناپسند است، چرا که با کرامت انسانی در تضاد است.
«فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَهَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا…» (اعراف، ۲۲).
آنها را با مکر و فریب از مقام والای خود پایین کشید و به محض آنکه از آن درخت چشیدند، عورتهایشان بر آنها آشکار شد. این لحظه، لحظه سقوط از «کرامت پوشیده» به «عریانی رسواکننده» بود؛ لحظهای که انسان برای نخستین بار احساس شرم کرد و با تکهتکه کردن برگهای بهشتی، تلاش کرد تا دوباره حریمی برای خود بسازد.
از اجبار به اختیار؛ بازخوانی انتقادی تغییر الگوهای پوشش
محرابیمقدم در بخش پایانی یادداشت، تأکید می کند: اگر در آغاز خلقت، عریانی یک «تنبیه اجباری» بود، امروز شاهد پدیدهای هستیم که در آن انسان (بهویژه زنان) به صورت «اختیاری» به سوی همان وضعیت سقوط حرکت میکنند. تضاد دردناک اینجاست که اگر با تامل در آیات قرآن به پدیده عریانی بنگریم در می یابیم آنچه روزگاری به عنوان «سقوط و تنبیه» شناخته میشد، امروز تحت عناوین «آزادی و مدرنیته» ترویج میشود. این دقیقاً همان ترفند قدیمی شیطان است: جازدن «سقوط» به «صعود» و جا زدن «عریانی» شرم آور به «آزادی» قابل افتخار. در حالی که حقیقت این است که هر گامی به سوی عریانی، گامی به عقب و بازگشت به جایگاه خجالت آور انسان شرمنده از گناه در پیشگاه خداوند و این هدف اصلی شیطان و مغایر با کرامت و مقامی است که خداوند به انسان به عنوان جانشین خود در زمین اعطا نموده است.