به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دکتر محمد باغستانی، مدیرگروه و عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی، در تحلیلی به بررسی دلایل پیشتازی امام خمینی(ره) در تقابل با آمریکا در ایران پرداخت و گفت: پرسش اساسی این است که چرا امام خمینی(ره) توانست کاری را انجام دهد که پیش از او هیچیک از فعالان مبارزه سیاسی در ایران موفق به انجام آن نشده بودند.
به گفته وی، پاسخ این پرسش را میتوان در چند محور اساسی جستوجو کرد که نوع نگاه و راهبرد امام خمینی(ره) را از دیگر جریانهای سیاسی متمایز میکرد.
دکتر باغستانی نخستین عامل را «شناخت ماهیت آمریکا» دانست و توضیح داد: بسیاری از سیاستمداران آن دوره تصور میکردند مشکل اصلی در برخی سیاستهای آمریکا یا حمایت این کشور از حکومت پهلوی است، اما امام خمینی(ره) مسئله را فراتر از عملکردهای مقطعی میدید و به ماهیت استکباری آمریکا توجه داشت. به همین دلیل تعبیر «شیطان بزرگ» را برای این کشور به کار برد؛ تعبیری که از نگاه ایشان صرفاً یک اصطلاح سیاسی نبود، بلکه اشاره به ماهیتی داشت که بر فریب و سلب هویت ملتها استوار است.
وی دومین عامل را «هدفگیری رأس هرم قدرت» (قانون کاپیتولاسیون) عنوان کرد و افزود: نقطه عطف این رویکرد در سال ۱۳۴۳ و اعتراض صریح امام خمینی(ره) به قانون کاپیتولاسیون بود؛ قانونی که به اتباع آمریکایی در ایران مصونیت قضایی میداد. امام این قانون را ضربهای به عزت و استقلال ملی دانست و در سخنرانی تاریخی خود در قم با لحنی صریح آن را محکوم کرد.« اگر یک آشپز امریکایی، شاه ایران را زیر(ماشین) بگیرد، کسی حق ندارد به او بگوید بالای جشمت ابروست.» به گفته دکتر باغستانی، این موضعگیری تقابل با آمریکا را از سطح یک بحث دیپلماتیک به مسئلهای مرتبط با غیرت ملی و دینی تبدیل کرد.
این استاد دانشگاه سومین عامل موفقیت امام را «پیوند استکبارستیزی با اعتقاد توحیدی» دانست و گفت: امام خمینی(ره) مبارزه با سلطه خارجی را از چارچوب مکاتب چپ (کمونیستی) یا ملیگرایی صرف خارج کرد و آن را به یک تکلیف دینی و قرآنی پیوند زد. همین نگاه باعث شد مردم نه صرفاً برای مطالبات اقتصادی «نفت»یا « نان»، بلکه با انگیزههای اعتقادی«خدا» وارد میدان شوند و هراس از قدرت نظامی و تکنولوژیک آمریکا در جامعه کاهش یابد و فرمول « امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند»برخاسته از همین نگاه توحیدی بود.
دکتر باغستانی چهارمین عامل را «قطع ایادی داخلی و نفی وابستگی روانی» عنوان کرد و اظهار داشت: از نگاه امام، یکی از بزرگترین موانع پیشرفت، باور به ناتوانی در برابر غرب بود. ایشان سالها پیش از پیروزی انقلاب بر خودباوری ملی تأکید میکردند. ایشان با تحقیر « عرب زده می پرداخت و می گفت آن ها از خود اراده ندارد و با تحقیر ابهت پوشالی امریکا در چشم ملت ، عملا «نفوذ روانی» را قبل از « نفوذ فیزیکی» از بین برد.
وی همچنین «افشای پیوند میان آمریکا، رژیم پهلوی و اسرائیل» را پنجمین عامل دانست و گفت: امام خمینی(ره) از همان دهه ۴۰ نسبت به شکلگیری مثلث آمریکا، شاه و اسرائیل هشدار داد و معتقد بود امریکا در ایران ژاندارمی می خواهد که امنیت غده ی سرطانی (اسرائیل ) را تأمین کند. به اعتقاد باغستانی، همین نگاه باعث شد نهضت امام ابعادی فراتر از مرزهای ایران پیدا کند.
این پژوهشگر در ادامه به تداوم اندیشه امام در عهد رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و گفت: در سالهای اخیر نیز بر این نکته تأکید شده است که اختلاف آمریکا با ایران صرفاً بر سر موضوعاتی مانند برنامه هستهای یا مسائل منطقهای نیست، بلکه به مسئله هویت مستقل ملت ایران بازمیگردد. ایشان در آخرین سال های حیات پر برکتشان، راه را برای ما روشن کردند و فرمودند که باید «بقایای تفکر نفوذی »را از لایه های اداری و اقتصادی پاکسازی کرد تا ایران به «اقتدار بازدارنده» برسد.
دکتر باغستانی درخصوص مأموریت رهبر جدید انقلاب اسلامی در سال 1405گفت: ایشان هم در پیام های خود پس از انتصاب ، برکلید واژه « طهارت ساختاری» تأکیدورزیدند.ایشان مسیر پیش رو را چنین ترسیم کردند: «امروز(1405)، نبردما با آمریکا دیگر درکف خیابان نیست، بلکه در «اصلاح فرآیندهایی» است که می خواهند اراده ی ملت را به تصمیمات بیگانگان گره بزنند. بیعت امسال، بیعت با « کارآمدی و پاکی ست .»