دسترسی سریع |

گامی نو در روش‌شناسی مطالعات دینی و قرآنی؛

 تبیین مبانی نوین «تفسیر سیستمی» قرآن کریم/رویکردی متفاوت به پیوستگی و جامعیت آیات الهی

دکتر سید مصطفی احمدزاده در پژوهشی تازه، با بهره‌گیری از «نظریه سیستم‌ها»، افق‌های جدیدی را در درک ارتباطات چندوجهی و فراخطی قرآن کریم ترسیم کرد که اعتبار تفاسیر مدرن را دوچندان می‌کند.

به گزارش ، حوزه مطالعات قرآنی شاهد برگی تازه در روش‌شناسی تفسیر است. جدیدترین یافته‌های پژوهشی دکتر سید مصطفی احمدزاده، دانشیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، که در فصلنامه علمی پژوهشی «تحقیقات علوم قرآن و حدیث» منتشر شده، به تبیین دقیق «مبانی خاص تفسیر قرآن کریم» پرداخته است. این پژوهش که در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ به‌صورت آنلاین در دسترس قرار گرفته، تلاش می‌کند تا قرآن کریم را نه صرفاً به عنوان مجموعه‌ای از آیات پراکنده، بلکه به مثابه یک «سیستم هوشمند و منسجم» معرفی کند.

قرآن به مثابه یک سیستم زبان‌شناختی

دکتر احمدزاده در این مقاله با نگاهی مبنایی معتقد است که چون قرآن بر پایه «زبان» نظم یافته و زبان خود یک سیستم پیچیده است، پس لزوماً تمامی اصول و قواعد حاکم بر سیستم‌ها بر قرآن کریم نیز صادق است. این مقاله تأکید می‌کند که تفسیر سیستمی، همانند هر روش علمی دیگر، نیازمند مبانی پارادایمی و خاص خود است که آن را از سایر رویکردها متمایز می‌کند.

۸ ستون استوار در تفسیر سیستمی

این عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، هشت محور کلیدی را به عنوان مبانی خاص این روش تفسیری برمی‌شمارد که عبارتند از:

۱. کل‌گرایی: نگاه به تمامیت قرآن به عنوان یک واحد یکپارچه.

۲. پیوستگی و جامعیت: درک پیوند ناگسستنی میان مفاهیم.

۳. ارتباطات چندوجهی: کشف لایه‌های مختلف ارتباط میان آیات.

۴. فراخطی و فرامتنی: عبور از نظم ترتیبی ظاهری برای رسیدن به معنای عمیق سیستمیک.

۵. انطباق با کتاب تکوین: همسویی میان وحی و جهان هستی.

۶. گره‌های ارتباطی اسماء الحسنی: نقش بنیادین نام‌های الهی در اتصال مفاهیم قرآنی.

تمایز و اعتبار؛ دستاورد روش تحلیلی-تطبیقی

در این نوشتار که با روش «تحلیلی-تطبیقی» تدوین شده، نتایج نشان می‌دهد که تبیین این مبانی، سه دستاورد بزرگ برای دانش تفسیر به همراه دارد:

  • نخست؛ اعتبار علمی و استنادی تفاسیر سیستمی را به شکل چشمگیری افزایش می‌دهد.
  • دوم؛ مرزهای دقیق میان این رویکرد را با سایر روش‌های سنتی و معاصر مشخص کرده و تفاوت‌های بنیادین آن را آشکار می‌سازد.
  • سوم؛ زمینه‌ساز تدوین «نقشه راه» و روش‌شناسی دقیق برای مفسرانی است که به دنبال کشف نظامات پنهان در کلام وحی هستند.

چشم‌اندازی برای آینده پژوهش‌های قرآنی

اگرچه برخی از این مبانی ممکن است با روش‌های دیگر مشترک به نظر برسند، اما دکتر احمدزاده در این مقاله با ارائه تعاریفی ویژه و ناظر به «تفسیر سیستمی»، هویت مستقلی به این مبانی بخشیده است. این پژوهش می‌تواند نقطه عطفی در تولید اصول و قواعد جدید برای فهم مدرن و ساختارمند از قرآن کریم باشد. گفتنی است این مقاله با کد شناسگر (DOI) ۱۰.۲۲۰۵۱/tqh.2026.52396.4490 در تالار مقالات آماده انتشار فصلنامه «تحقیقات علوم قرآن و حدیث» قرار گرفته و در دسترس پژوهشگران و علاقه‌مندان قرار دارد.

آخرین اخبار