به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دکتر رحیم کارگر در یادداشتی بیان کرد؛ حکمرانی ولایی به دنبال جامعهای است که دارای عزت و استقلال و هویت جمعی دینی باشد و این با ضعف و وادادگی و چندپارگی جمع نمیشود!! جامعه ای که با کوچکترین فشار اقتصادی یا با یک شایعه رسانهای، دچار بحران میشود، باید به هر شکل ممکن در صدد حداکثری کردن مقاومت و تاب آوری عمومی و قدرت بازدارندگی باشد. تقویت تابآوری ؛ یعنی تبدیل کشور به جامعه خود اتکا و مستحکم و پایدار که در محاصره و فشار، نه تنها از پا نمیافتد، بلکه به رشد و جهش و قدرت بیشتری دست مییابد. در اینجا سیاستگذاری برای مقاومت، یعنی برنامهریزی و تنظیم گری و تسهیل گری برای آنکه جامعه همواره از توان «نه گفتن» به زورگویی و اغواگری و تضیعف جامعه و «آری گفتن» به آرمان ها و ارزشهای خود در بالاترین حد بصیرت و قدرت برخوردار باشد. پس اولویت سیاستگذاری در سطح اجتماعی باید سرمایهگذاری اصلی بر روی بصیرتافزایی و انسجام هویتی متمرکز باشد تا جامعه در بحرانها آسیب شدیدی نبیند و دشمنان را مایوس کند و قدرت تاب آوری و بازدارندگی جامعه را بخوبی نشان دهد.
قائد شهید می فرمود: «عزیزان من! یک نکته این است که هدف مقاومت عبارت است از رسیدن به نقطه بازدارندگی. هم در اقتصاد، هم در مسائل سیاسی کشور، هم در مسائل اجتماعی، هم در مسائل نظامی باید به نقطهای برسیم که این نقطه بازدارنده باشد، یعنی بتواند جوری خود را نشان بدهد که دشمن را از تعرّض به ملّت ایران در همه زمینهها منصرف کند؛ دشمن ببیند فایدهای ندارد و با ملّت ایران نمی تواند کاری بکند. ما امروز در بخش نظامی تا حدود زیادی به این بازدارندگی رسیدهایم». (بیانات امام خامنه ای ره در سالگرد شهادت امام راحل ۱۴ خرداد ۱۳۹۸)
در این راستا سیاستگذاری مقاومت بنیان نیازمند یک چشم انداز روشن و صریح از وضعیت مطلوب مقاومت ملی- اسلامی و عملیاتی کردن آن بر اساس برنامه های راهبردی و آینده نگر در حکمرانی ولایی است. از منظر قائد شهید، حکمرانی ولایی و سیاستگذاری مقاومتبنیان دو روی یک سکهاند. حکمرانی بدون مقاومت و سیاست های مقاومتی، به وادادگی و ازدسترفتن سرمایه عزت میانجامد؛ و مقاومت بدون حکمرانی آیندهنگر، به فرسایش و خستگی جمعی تبدیل میشود. آنچه در عمل موفقیت این نظام را تضمین میکند، توانایی نهادینه کردن منطق پایداری و بازدارندگی در لایههای مختلف سیاستگذاری است؛ بهگونهای که همه در زندگی روزمره خود و در سیاستهای عینی (از تصمیم گیری تا نظام تربیتی) طعم شیرین عزت ناشی از خوداتکایی و پایمردی را بچشند. این همان نقطهای است که دشمن را از هرگونه تعرض مأیوس کرده و جمهوری اسلامی را به الگویی برای ملتهای مقاوم تبدیل میکند.
حضرت آیتالله خامنهای ره می فرمود: « یکی از موضوعاتی که بسیار مهم است و می توان این را مطرح کرد، مسئله حکمرانی اسلامی است. حکمرانی در منطق اسلام از بن و بنیاد با حکمرانیهای رایج جهان متفاوت است… یک چیز خاصّی است متّکی به مبانی معنوی. سبک حکمرانی اسلامی این است: مردمی بودن، دینی بودن، اعتقادی بودن، اَشرافی نبودن، مسرف نبودن، ظالم نبودن؛ نه ظالم [و نه مظلوم] ». (بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری۱۴۰۰/۱۲/۱۹) و «[حال] یکی از مهمترین کارها در انقلاب اسلامی و نظام اسلامی ترسیم چشمانداز است، تا معلوم بشود که ما کجا میخواهیم برویم. یک وقت است که در مقام فکر و تئوری و این قبیل چیزها حرف می زنیم، خب انسان خیلی حرفها دارد و دستمان پر است الحمدلله، امّا ما الان در وسط میدانیم؛ بحث ما از بحث تئوری و بیان ذهنی و فکری گذشته؛ عبور کردهایم. ما الان داریم وسط میدان حرکت می کنیم؛ باید مشخّص کنیم که چه کار داریم می کنیم، کجا داریم می رویم، هدفمان چیست؛ این یک مسئله مهمّی است». (بیانات امام خامنه ای ره در دیدار اعضای همایش گام دوم از نگاه قرآن و حدیث ۱۴۰۰/۱۱/۰۵)
آنچه از مجموعه اندیشههای قائد شهید استنباط میشود، «حکمرانی مقاومتبنیان» به مثابه یک رویکرد تمدنساز تعریف میگردد که در آن، تابآوری نه یک وضعیت موقتی در بحران؛ بلکه یک ویژگی ساختاری و همیشگی جامعه است. در این راستا عمیقترین لایه سیاستگذاری، معطوف به مهندسی حفظ و تقویت تاب آوری جمعی است. از منظر آیندهنگری، این رویکرد بر عبور از مدیریت واکنشی بحران به سمت «بازدارندگی فعال و همهجانبه» تأکید دارد. چشمانداز مطلوب ، جامعهای است که در آن استقامت و پایداری و مقاومت، به یک سرمایه ملی تبدیل شده است. در واقع ترسیم «چشمانداز مقاومت» به یک وظیفه دائمی تبدیل میشود که در آن سیاستگذاری باید هر چند سال یک بار افق مطلوب بازدارندگی در هر حوزه (نظامی، اقتصادی، رسانهای و…) را بهروزرسانی کرده و برنامههای عملیاتی آن را با شاخصهای کمی و کیفی تدوین کند.