به گزارش روابط عمومی پژهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، عضو هیأت علمی پژوهشکده مهدویت و اینده پژوهی در ادامه سلسله یاددشتهای حکمرانی ولایی و اولویت های سیاستگذاری مقاومت از منظر رهبر امام خامنه ای بیان کرد؛ منظومه فکری امام خامنهای ره، درباره مقاومت، بر یک گزاره مرکزی استوار است: «مقاومت، نه یک تاکتیک که اصل و محور حکمرانی در نظام ولایی است؛ تقدم رتبی و زمانی با ایستادگی است و همه سیاستها باید در خدمت تقویت پایداری و تاب آوری واقعی جامعه باشند». این نگرش، با شش رکن مهم که از مجموع بیانات قائد شهید استخراج میشود، بیانگر یک نظریه کامل، چندبعدی و عملیاتی در حکمرانی ولایی و سیاستگذاری مقاومت بنیان است و جامعه اسلامی- انقلابی باید بتواند با محور قرار داد آن در سیاست گذاری و نیز تدوین سیاست های متناسب با تقویت مقاومت جمعی، به قله های فتح و پیروزی دست یابد.
رکن اول: کارکردشناسی عینی مقاومت
در این نظریه، مقاومت فقط یک ارزش اخلاقی یا یک وظیفه شرعی نیست؛ بلکه یک راهبرد اثبات شده و کارآمد برای حل مسائل عینی جامعه اسلامی است که شامل قدرت بازدارندگی تا پیروزی در جنگ ارادهها می شود. ایشان با ذکر مثالهای متعدد، کارکردهای ملموس مقاومت را چنین برمیشمارند:
1-قدرت بازدارندگی: رهبر شهید «دولت مقاومت» را دولتی تعریف میکنند که «در موضع «اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ» قرار میگیرد و قدرت بازدارندگی (تُرهِبونَ بِه) کسب میکند. این یعنی مقاومت، عین تأمین امنیت ملی است: « برادران عزیز من، فرزندان عزیز من، جوانان عزیز من! ما امروز «دولت مقاومت»ایم. دولت مقاومت خیلی مهم است. دولت مقاومت با فلان سازمان مقاومت فرق دارد، با فلان جریان مقاومت در فلان کشور فرق دارد، با فلان شخصیّت مقاومت فرق دارد. [البتّه] با آنها هم دشمنند؛ استکبار جهانی که اهل زیادهطلبی است، اهل تجاوز است، اهل دستاندازی به همه ثروتهای مادّی و معنوی ملّت های عالم است، با هر عنصر مقاومت مخالف است، [لذا] با سازمانهای مقاومت هم مخالف است، با انسانهای مقاوم هم مخالف است، امّا اینها کجا و دولت مقاومت که بر اساس مقاومت تشکیل بشود، کجا! جمهوری اسلامی دولت مقاومت است؛ دولت مقاومت که سیاست دارد، اقتصاد دارد، نیروی مسلّح دارد، حرکات بینالمللی دارد، منطقهی نفوذ وسیع در درون کشور و بیرون کشور دارد؛ این بسیار مهم است، و با هیچ عنصر مقاومت دیگری قابل مقایسه نیست. برای همین است که دشمنیها از همهجای دنیا -چه از سوی قدرتطلبان، چه از سوی نوکران قدرتطلبان- متوجّه جمهوری اسلامی است.
خب، «دولت مقاومت» یعنی چه؟ یعنی تسلیم زورگویی نشدن، تسلیم زیادهطلبی نشدن، در موضع اقتدار ایستادن. دولت مقاومت در موضع اقتدار قرار می گیرد. ببینید، دولت مقاومت نه اهل تجاوز است، نه اهل سلطهطلبی و دستاندازی به ملّتها و کشورها است، نه اهل فرو رفتن در لاک دفاعی و موضع انفعال است؛ هیچکدام از اینها نیست. بعضی خیال می کنند اگر ما بخواهیم خودمان را از تهمت سلطهطلبی و اقتدارطلبی بینالمللی و منطقهای برکنار کنیم، باید برویم در لاک دفاعی؛ اینجوری نیست. در لاک دفاعی نمی رویم، در موضع انفعال قرار نمیگیریم، بلکه ما در موضع «اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَ مِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِه عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُم» قرار می گیریم. در موضعی قرار می گیریم که در این آیهی شریفه از آن تعبیر شده است به «تُرهِبونَ بِه عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُم»؛ «تُرهِبونَ بِه» یعنی چه؟ «تُرهِبونَ بِه» همان چیزی است که در ادبیّات سیاسی امروز به آن «قدرت بازدارندگی» میگویند. جمهوری اسلامی در جایگاهی قرار می گیرد که دارای قدرت بازدارندگی است؛ دارای اقتدار بازدارنده است؛ میخواهند این اقتدار نباشد.» (بیانات در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (علیهالسلام) – 1396/02/20 )
2-پیروزی در جنگ ارادهها: از منظر رهبر شهید جنگهای امروز دنیا در واقع «جنگ ارادهها» است و با ایستادگی و استحکام ارادهها… می توان پیروز شد. در واقع مقاومت، ابزار پیروزی در اصلیترین میدان نبرد امروز است: « امروز سیاستهای استکباری همچون بلایی بزرگ به جان بشریت افتاده و تنها راه پیشرفت و پیروزی کشورهای مستقل، «ایستادگی» و «تکیه بر تودههای مردم» در «جنگ ارادهها» است… آمریکا این منطقه (امریکای مرکزی) را حیاط خلوت خود میدانست اما حرکت بیبدیل ونزوئلا توانست این منطقه را به نقطهای مستقل و با هویت تبدیل کند. هدف آمریکا از فشار بر ونزوئلا نابود کردن مقاومت الهامبخش دولت و ملت ونزوئلاست… جنگهای امروز دنیا در واقع «جنگ ارادهها» است و شما با ایستادگی و استحکام ارادهها و استفاده از ظرفیتهای فراوان کشورتان خواهید توانست بر مشکلات پیروز شوید» (بیانات امام خامنه ای دردیدار رئیس جمهوری ونزوئلا با رهبر انقلاب ۱۳۹۴/۰۹/۰۲ ).
3-شکست تحریم و وادار کردن دشمن به عقبنشینی:
از دیدگاه رهبر شهید راهبرد ایستادگی و تابآوری در مقابل فشارها جواب داده و آمریکاییها اذعان کردند که تحریم اثری ندارد: «ما آن روزی که وارد این مذاکرات شدیم، دستاورد قابل قبول و مهمّی داشتیم؛ احساس کردیم با دست قوی داریم وارد می شویم. دستاورد آن روز ما از جمله این بود که ما توانسته بودیم درحالیکه همه قدرت های هستهای دنیا امتناع کردند که به ما سوخت بیست درصد را برای مرکز [تحقیقاتی] تهران بدهند ما خودمان توانستیم در شرایط تحریم، سوخت بیست درصد را تولید کنیم، [بعد] این سوخت بیست درصد را تبدیل کنیم به صفحه سوخت و از آن استفاده کنیم. طرف مقابل مات شد!… ما با این روحیّه وارد مذاکره شدیم. راهبرد ایستادگی و تابآوری در مقابل فشارها جواب داد. آمریکاییها اذعان کردند که تحریم اثری ندارد… ما هم با این منطق، توکّل کردیم و وارد مذاکره شدیم.» (بیانات امام خامنه ای ره در دیدار مسئولان نظام ۱۳۹۴/۴/۲). «امروز وضعیّت جمهوری اسلامی با سال ۸۲، زمین تا آسمان فرق کرده؛ آن روز ما چانه می زدیم سرِ دو، سه سانتریفیوژ، [در حالی که] امروز چندین هزار سانتریفیوژ مشغول کارند. جوانهای ما، دانشمندان ما، محقّقین ما، مسئولین ما همّت کردند، کارها را پیش بردند.» (بیانات امام خامنه ای ره در دیدار دانشآموزان و دانشجویان ۱۳۹۲/۸/۱۲ )
بر اساس رکن اول این نظریه، مقاومت یک راهبرد اثبات شده و عینیتیافته برای حل مسائل ملموس جامعه اسلامی است. دولت مقاومتبا قرار گرفتن در موضع «أَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ» به قدرت بازدارندگی دست مییابد و بدین ترتیب، خود مقاومت عین تأمین امنیت ملی میشود. از طرفی ماهیت اصلی نبردهای امروز، «جنگ ارادهها» است و ابزار پیروزی در این میدان، جز ایستادگی و استحکام اراده جمعی نیست. همین طور تجربه عینی نشان داده است راهبرد «تابآوری و ایستادگی» در مقابل فشارهایی چون تحریم، دشمن را به عقبنشینی و اقرار به شکست واداشته و در مقابل، هر عقبنشینی تاکتیکی تنها به بهانههای جدید و جسارت بیشتر دشمن انجامیده است. در یک کلام، این رکن با سه کارکرد ملموس «قدرت بازدارندگی»، «پیروزی در جنگ ارادهها» و «شکست تحریم» ثابت میکند که مقاومت، نه یک شعار که یک ضرورت عینی و عملیاتی برای بقا و پیشرفت جامعه اسلامی در برابر نظام سلطه است.