به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دکتر محمد باغستانی، مدیر گروه و عضو هیئت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی، در یادداشتی با طرح این پرسش که «در میانه جنگ ایران و آمریکا، روایت آمریکایی و متحدانش چه ابعادی از هویت ملی ایران را نشانه گرفته است و از چه پشتپردههایی برخوردار است؟»، به بررسی ابعاد مختلف جنگ روایتها و اهداف راهبردی آن پرداخت.
باغستانی در این یادداشت، جنگ روایتها را فراتر از تخریب ساده تصویر یک کشور دانست و بر این نکته تأکید کرد که مسئله اصلی، تلاش برای بازتعریف هویت ملی و تمدنی ایران بر اساس منافع و الگوهای مطلوب قدرتهای خارجی است.
سه محور هویتی در جنگ روایتها
وی با اشاره به ابعاد مختلف هویت ملی ایران، سه محور اصلی را در روایت آمریکایی مورد توجه قرار داد و نخستین محور را تقابل میان «ایرانی بودن» و «اسلامی بودن» عنوان کرد.
به اعتقاد باغستانی، برجستهسازی تقابل میان ایران باستان و ایران اسلامی میتواند این تصور را ایجاد کند که اسلام عنصری بیگانه با هویت تاریخی ایران است. چنین روایتی، با قرار دادن هویت ملی و دینی در برابر یکدیگر، زمینه شکلگیری دوگانگی هویتی و تضعیف پیوندهای تاریخی و فرهنگی جامعه را فراهم میکند.
مدیر گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی، دومین محور را تقابل میان «حقوق بشر غربی» و «حاکمیت الهی» دانست و تصریح کرد که در این چارچوب، معیارهای غربی ممکن است بهعنوان تنها معیار مدرنیته، پیشرفت و تمدن معرفی شوند؛ رویکردی که میتواند به شکلگیری احساس تعارض میان هویت اسلامی و پیشرفت اجتماعی و بینالمللی بینجامد.
وی همچنین تقابل میان «اراده مردم» و «ولایت و بصیرت» را سومین محور این منازعه برشمرد و با انتقاد از محدودکردن مفهوم جمهوریت به الگوی دموکراسی لیبرال، نسبت به ترویج این برداشت که جمهوریت و مبانی دینی در نظام سیاسی ایران با یکدیگر ناسازگارند، هشدار داد.
سه راهبرد پشتپرده جنگ روایتها
باغستانی در بخش دیگری از یادداشت خود، سه راهبرد کلیدی را در پسِ روایتهای مورد بحث تشریح کرد.
نخست؛ تکهتکهکردن هویت ملی و تضعیف همبستگی اجتماعی. به باور وی، جداسازی هویت ایرانی از هویت اسلامی و تشدید تقابل میان گروههای مختلف، میتواند انسجام ملی را تضعیف کند و جامعه را درگیر تعارضهای درونی سازد. در چنین شرایطی، اختلافات هویتی و سیاسی به عاملی برای افزایش آسیبپذیری کشور در برابر فشارهای خارجی تبدیل میشود.
دوم؛ بازگشت به استعمار فرهنگی. وی با اشاره به تجربه تاریخی ایران در دوره پهلوی و طرح موضوع اصل چهارم ترومن، بر اهمیت خودباوری تمدنی و حفظ استقلال فکری و فرهنگی تأکید کرد. از منظر این یادداشت، تضعیف اعتماد یک ملت به تاریخ و ظرفیتهای تمدنی خود، میتواند زمینه پذیرش الگوهای تحمیلی و وابستگی فرهنگی را فراهم سازد.
سوم؛ بهرهگیری از اختلافات جناحی برای تأثیرگذاری بر تحولات سیاسی. باغستانی معتقد است تشدید رقابتهای جناحی و جایگزینشدن منافع گروهی بهجای منافع ملی، میتواند زمینه تأثیرگذاری بازیگران خارجی بر روند تصمیمگیریهای داخلی را افزایش دهد. از این منظر، پذیرش بیچونوچرای الگوهای غربی بهعنوان تنها راهحل مسائل کشور، استقلال فکری و قدرت تصمیمگیری جامعه را با چالش مواجه میکند.
بیشتر بخوانید:
دفاع از روایت تمدنی؛ ضرورت مقابله با استعمار فرهنگی
این عضو هیئت علمی پژوهشکده اسلام تمدنی در جمعبندی یادداشت خود تأکید کرد که هدف جنگ روایتها صرفاً تخریب یک ملت نیست، بلکه میتواند متوجه بازتعریف هویت و جهتدهی به آینده آن بر اساس الگوهای مطلوب قدرتهای رقیب باشد.
به باور باغستانی، القای تقابل میان ایرانیبودن و اسلامیبودن، محدودکردن جمهوریت به الگوی غربی و تشدید اختلافات داخلی، از جمله محورهایی است که باید در تحلیل جنگ روایتها مورد توجه قرار گیرد.
وی هشدار داد که گرفتارشدن در جناحبازی و رقابتهای فرساینده داخلی، میتواند جامعه را از توجه به ظرفیتهای تمدنی و منافع ملی بازدارد و به تضعیف همبستگی اجتماعی منجر شود.
باغستانی در نهایت، دفاع از روایت تمدنی ایران را مستلزم تقویت خودباوری تاریخی، شناخت دقیق سازوکارهای جنگ روایتها، حفظ انسجام ملی و پرهیز از دوگانهسازیهای هویتی دانست؛ رویکردی که از نگاه وی، در برابر تلاشهای معطوف به استعمار فرهنگی و بازتعریف هویت ایران بر اساس منافع خارجی، اهمیتی راهبردی دارد.