دسترسی سریع |

حجت الاسلام و المسلمین عیسی عیسی زاده در مصاحبه با بصائر تشریح کرد:

تبلیغ و مبلغ تراز باید تعریف شوند

در بهره‌گیری از قرآن و سیره اهل‌بیت(ع)، تجربه‌های موفق تبلیغی ادیان و حتی تجربه‌های غیرمذهبی، شناخت تغییر ذائقه مخاطب، توجه به مراکز آموزشی، نقش حاکمیت و ضرورت نظارت و ارزیابی تأکید می‌کند و معتقد است نظام مسائل زمانی می‌تواند اثرگذار باشد که جامع، دقیق، تخصصی و در نهایت عملیاتی باشد.

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، حجت‌الاسلام دکتر عیسی‌زاده در این گفت‌وگو، اصل تدوین نظام مسائل تبلیغ دینی را اقدامی ضروری و دیرهنگام می‌داند، اما تأکید می‌کند که این کار نباید به تولید یک سند محدود بماند. از نظر او، پیش از ورود به فهرست مسائل، باید تعریف روشنی از «تبلیغ تراز» و «مبلغ تراز» متناسب با اقتضائات عصر حاضر ارائه شود. وی همچنین بر بهره‌گیری از قرآن و سیره اهل‌بیت(ع)، تجربه‌های موفق تبلیغی ادیان و حتی تجربه‌های غیرمذهبی، شناخت تغییر ذائقه مخاطب، توجه به مراکز آموزشی، نقش حاکمیت و ضرورت نظارت و ارزیابی تأکید می‌کند و معتقد است نظام مسائل زمانی می‌تواند اثرگذار باشد که جامع، دقیق، تخصصی و در نهایت عملیاتی باشد.

 در ارزیابی کلی، اصل تدوین نظام مسائل راهبردی فرهنگی ـ تبلیغی را چقدر ضروری و مفید میدانید؟

دکتر عیسی زاده: اصل این کار به نظر من بسیار ضروری است. من مجموعه تدوین شده توسط هیئت تحریریه بصائر را چند بار و با دقت مطالعه کردم و برایم جالب بود که نگاه نسبتاً جامعی در آن وجود دارد. واقعیت این است که این کار باید خیلی سال قبل انجام می‌شد تا شاید امروز با بخشی از مسائلی که در عرصه تبلیغ دینی با آنها مواجهیم، کمتر روبه‌رو بودیم. از قدیم هم دغدغه مبلغان دلسوز این بوده که وضعیت تبلیغ باید سر و سامانی پیدا کند و با نگاه آسیب‌شناسانه بتوانیم به یک تبلیغ تراز از منظر اسلام و انقلاب برسیم. اما یک نگرانی جدی هم وجود دارد. ما در کشور در «سندسازی» قوی هستیم، ولی اینکه این اسناد به مرحله اجرا برسند، همیشه به همان اندازه موفق نبوده‌ایم. بنابراین این کار باید هرچه زودتر جمع‌بندی و نهایی شود و بعد به بخش‌های اجرایی منتقل شود به نظر من این مسئله کار ویژه و همت ویژه می‌خواهد؛ باید به‌صورت جهادی دنبال شود، نه در قالب یک کار اداری و روزمره.

پیش از ورود به مسائل جزئی، چه مقدمات مفهومی را برای مجموعه تدوین شده ضروری می‌دانید؟

دکتر عیسی زاده: به نظرم قبل از تقسیم‌بندی عناوین و ورود به شاخه‌های مختلف، باید یک تعریف دقیق از «تبلیغ دینی تراز برای عصر حاضر» ارائه شود. تبلیغ دینی به‌صورت کلی مشخص است، اما سؤال این است که تبلیغ دینی تراز امروز چیست؟ ما بعد از بیش از چهارده قرن، در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که بسیاری از مسائل فرهنگی جهانی شده‌اند و فرهنگ‌ها دائماً تحت تأثیر جریان‌های بیرونی قرار می‌گیرند.

در چنین شرایطی ابتدا باید روشن کنیم منظور ما از تبلیغ دینی متناسب با امروز چیست. بعد از آن می‌توانیم بگوییم مسائل این نوع تبلیغ چیست. تعریف دقیق تبلیغ می‌تواند در تعیین عناوین، قلمروها و حتی جزئیات هر بخش به ما کمک کند؛ مثلاً وقتی درباره محتوا، مبلغ، رسانه یا فناوری صحبت می‌کنیم، ابتدا باید بدانیم تبلیغی که در پی آن هستیم چه ویژگی‌هایی دارد.

وقتی تبلیغ تراز را تعریف کردیم، باید روشن کنیم مبلغ تراز برای تحقق آن تبلیغ چه کسی است و چه ویژگی‌هایی دارد. بخش زیادی از مسائلی که بعداً در شاخه‌های مختلف مطرح می‌شود، در نهایت به خود تبلیغ و سپس به مبلغ برمی‌گردد؛ چون مجری اصلی تبلیغ، مبلغ است. بنابراین به نظر من پیش از ورود به عناوین اصلی، هم تبلیغ تراز و هم مبلغ تراز باید به‌صورت دقیق تبیین شوند.

با توجه به تخصص قرآنی شما، قرآن و سیره و فرمایشات اهل‌بیت(ع) چه جایگاهی در تدوین مسائل راهبردی تبلیغ باید داشته باشد؟

دکتر عیسی زاده: به نظر من قرآن باید یکی از منابع اصلی در این کار باشد. ما مسلمانان معتقدیم قرآن، وحی الهی و هدایتگر همه عصرهاست. اگر بناست نظام مسائل راهبردی تبلیغ دینی را شناسایی کنیم، طبیعی است که باید ببینیم قرآن درباره تبلیغ، مقدمات تبلیغ، مبانی، سازوکارها، روش‌ها و ویژگی‌های مبلغ موفق چه اطلاعاتی در اختیار ما قرار می‌دهد. در حوزه قرآن ظرفیت‌های موضوعی بسیار گسترده‌ای وجود دارد. برای نمونه، در پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن طی سال‌های طولانی هزاران موضوع و عنوان قرآنی استخراج شده است. این ظرفیت می‌تواند برای چنین پروژه‌ای بسیار مفید باشد. اما نکته مهم این است که صرف آشنایی عمومی یک طلبه یا پژوهشگر با قرآن کافی نیست. باید به سراغ کسانی رفت که در موضوعات قرآنی مرتبط با تبلیغ اشراف تخصصی دارند.ممکن است یک استاد در حوزه خودش بسیار عالم باشد، اما اگر سال‌ها در موضوعات قرآنی مرتبط با تبلیغ کار نکرده باشد، طبیعتاً نمی‌تواند همه ظرفیت‌های این منبع را در اختیار پروژه قرار دهد.

در کنار قرآن، فرمایشات و سیره اهل‌بیت(ع) نیز باید به‌صورت جدی مورد توجه قرار گیرد. اهل‌بیت(ع) را می‌توان الگوهای تبلیغ تراز دانست. سبک رفتاری، سخن گفتن، نوع مواجهه با مخاطبان و شیوه تربیت شاگردان آنها می‌تواند برای ما اطلاعات بسیار مهمی داشته باشد. اگر قرار است آسیب‌ها و مسائل تبلیغ را شناسایی کنیم، باید ببینیم در سخن و سیره اهل‌بیت چه الگوهایی برای محتوا، مبلغ، اقتضائات زمان و نحوه مواجهه با مخاطب وجود دارد. اینجا هم مانند قرآن، صرف آشنایی با چند روایت مشهور کافی نیست. باید از کسانی استفاده شود که سال‌ها در شناخت سیره و سخن اهل‌بیت کار علمی کرده‌اند و بتوانند این ظرفیت را به‌طور تخصصی وارد بحث کنند.

در سخنانتان تأکید کردید که باید از تجربه‌های تبلیغی دیگران هم استفاده شود. این تجربه‌ها را در چه سطحی می‌بینید؟

دکتر عیسی زاده: من تجربه بشری را در این زمینه به دو بخش تقسیم می‌کنم: تجربه‌های دینی و تجربه‌های غیر‌دینی.

در بخش نخست باید ببینیم مبلغان موفق ادیان و مذاهب دیگر چه کرده‌اند. مثلاً یک مبلغ مسیحی در منطقه‌ای چگونه توانسته اثرگذاری بالایی داشته باشد؟ محتوایش چه بوده؟ شیوه مواجهه‌اش چه بوده؟ فقط درباره عقاید صحبت کرده یا به مسائل خانوادگی، معیشتی، بهداشتی و اجتماعی مخاطبان هم توجه کرده است؟ اینها باید مطالعه شوند. این به معنای تأیید محتوای آنها نیست؛ بحث ما شناخت شیوه‌های موفق تبلیغ است. اگر کسی توانسته در یک منطقه مخاطب را با خود همراه کند، باید بفهمیم چه عناصر و سازوکارهایی در موفقیتش نقش داشته‌اند.

بیشتر بخوانید:

منظورتان از تجربه‌های غیر‌دینی چیست؟

دکتر عیسی زاده: تجربه‌های موفق در حوزه‌های غیرمذهبی، به‌ویژه تبلیغات تجاری و برندها نیز می‌توانند قابل مطالعه باشند. یک شرکت چگونه به برندی تبدیل می‌شود که هزاران نمایندگی دارد و مردم حاضرند برای محصولش هزینه کنند؟ چگونه ذائقه مخاطب را می‌شناسد؟ چگونه تبلیغ می‌کند؟ چگونه اعتماد ایجاد می‌کند؟ ما می‌خواهیم محتوای دینی را به مخاطب برسانیم. طبیعی است که باید ببینیم تجربه بشری در زمینه رساندن پیام و جلب مخاطب چه دانشی تولید کرده است. حتی قبل از اینکه مطمئن شویم همین روش فعلی ما برای تدوین نظام مسائل بهترین روش است، بد نیست بررسی کنیم دیگران چگونه مسائل خود را شناسایی کرده‌اند و برای آن راه‌حل طراحی کرده‌اند. ممکن است با مطالعه این تجربه‌ها حتی به این نتیجه برسیم که ساختار نهایی مسائل ما باید با چیزی که امروز تهیه شده متفاوت باشد.

ذائقه مخاطب امروز با ده، بیست یا چهل سال قبل یکسان نیست.این تغییر را باید با رصد میدانی و مطالعه دقیق شناخت، نه صرفاً با حدس. من در موضوع تغییر سبک مصرف و حتی رواج قهوه و کافه‌ها با برخی متخصصان صحبت کرده‌ام. تعبیر یکی از آنها این بود که «مذاق جامعه عوض شده است». جهانی‌شدن و تغییرات فرهنگی، ذائقه مردم را تغییر داده‌اند. امروز حتی بعضی از مبلغان می‌گویند گفت‌وگو را در کافه برگزار کنیم. این خودش نشانه تغییر محیط و ذائقه اجتماعی است. اگر مخاطب تغییر کرده، طبیعی است که تبلیغ هم باید این تغییر را بشناسد. نمی‌توانیم برای مخاطب امروز، بدون مطالعه این تحولات، نسخه‌ای بر اساس شرایط چند دهه قبل بنویسیم.

نقش حاکمیت در اثرگذاری تبلیغ چه جایگاهی در نظام مسائل راهبردی تبلیغ دارد؟

دکتر عیسی زاده: ممکن است شما بهترین محتوا، بهترین مبلغ و بهترین شیوه را داشته باشید، اما یک رفتار حاکمیتی همه آن زحمات را از بین ببرد. من در یکی از مناطق در نماز جمعه درباره مسائل فرهنگی و ضرورت تقوا و عدالت صحبت کرده بودم. بعد از نماز فردی مرا کنار کشید و ساختمانی را نشان داد و گفت مردم منطقه معتقدند این ساختمان با درآمد عادی صاحبش قابل توضیح نیست و همه درباره منشأ آن سؤال دارند. بعد گفت تا وقتی مردم چنین چیزهایی می‌بینند، وقتی شما از عدالت و تقوا حرف می‌زنید، اثر سخنتان محدود می‌شود. من این مثال را برای این عرض می‌کنم که رفتار حاکمان و ساختارهای حکومتی می‌تواند مستقیماً بر اثربخشی تبلیغ دینی اثر بگذارد. اگر مردم احساس کنند در عمل، عدالت رعایت نمی‌شود، نمی‌توان فقط از مبلغ انتظار داشت با سخنرانی مسئله را حل کند. بنابراین در نظام مسائل باید نقش حاکمیت و حاکمان هم در کارآمدشدن و هم در ناکارآمدشدن تبلیغ بررسی شود.

به عنوان آخرین سوال، شما در خصوص نظام مسائل سبک زندگی مستخرج از قرآن کار مهمی انجام داده اید. لطفاً باتوجه به ارتباط آن با نظام مسائل راهبردی تبلیغی، مختصر توضیح دهید. 

دکتر عیسی زاده: یکی از دغدغه‌های من در پروژه‌های قرآنی این بوده که ببینم مسائل مهم جامعه چیست و ما از ظرفیت قرآن برای آن چه کاری می‌توانیم انجام دهیم. وقتی درباره مسائل سبک زندگی تأکید شد، چند ماه روی این مسئله فکر کردم که چه محصولی می‌تواند واقعاً برای مخاطب مفید باشد. به این نتیجه رسیدیم که محصول باید چند ویژگی داشته باشد: کاربردی باشد، مستند به دین باشد، مختصر و قابل استفاده باشد و قیمت مناسبی هم داشته باشد. ابتدا مجموعه‌ای از مسائل سبک زندگی استخراج شد و بعد این مسائل توسعه پیدا کرد. روی تعدادی از آنها کار آزمایشی انجام شد و به‌تدریج پروژه گسترش پیدا کرد تا در نهایت ده‌ها عنوان در حوزه‌های فردی، اجتماعی، خانوادگی و محیط‌زیست تولید شد. این تجربه برای من نشان داد که می‌توان از یک مسئله کلان، مسائل جزئی‌تر و بعد محصولات مشخص و متناسب با نیاز مخاطب استخراج کرد.

آخرین اخبار