دسترسی سریع |

در پنجمین نشست از سلسله نشست‌های علمی – تبیینی در خبرگزاری حوزه تشریح شد؛

ایران در تراز محاسبات مادی قدرت چهارم و بر پایه مبانی توحیدی قدرت اول جهان است / تبیین نظریه قرآنی تفوق حزب‌الله بر حزب‌الشیطان و ۴ مؤلفه بنیادین اقتدار امت اسلامی

رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در پنجمین نشست علمی - تبیینی «ایران؛ قدرت اول جهان بر اساس محاسبات الهی»، با تحلیل ابعاد کلامی، تاریخی و ژئوپلیتیکی بیانات اخیر مقام معظم رهبری تصریح کرد: اگرچه ارزیابی‌های متعارف بین‌المللی بر پایه مؤلفه‌های صِرف مادی، جمهوری اسلامی ایران را در رتبه چهارم قدرت‌های جهان قرار می‌دهد، اما منطق کلامی قرآن کریم، تاریخ جنگ‌های نامتقارن صدر اسلام و واقعیت‌های میدانی معاصر اثبات می‌کند که به برکت اتصال به قدرت لایتناهی پروردگار و عمق ایمان ملی، ایران قدرت نخست جهان و تعیین‌کننده نهایی سرنوشت رویارویی با جبهه استکبار است.

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پنجمین نشست از سلسله نشست‌های علمی – تبیینی با موضوع «ایران؛ قدرت اول جهان بر اساس محاسبات الهی»، با سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر نجف لک‌زایی، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در سالن جلسات خبرگزاری حوزه برگزار شد.

تبیین صورت‌مسئله؛ مواجهه با دو قدرت اتمی و رتبه‌بندی جهانی قدرت

دکتر لک‌زایی در آغاز این نشست با ترسیم دقیق مختصات بحث، به تبیین بیانات اخیر مقام معظم رهبری پرداخت و گفت: «اخیراً معظم‌له به این مضمون تصریح فرمودند که در تحلیل‌های رایج جهانی، بسیاری ایران را قدرت چهارم دنیا می‌دانند؛ اما اگر با عینک معنویت، توحید و سنت‌های الهی به صحنه بنگریم، ملت ایران قدرت اول جهان است. اکنون پرسش اصلی این است که صورت‌بندی نظری و عقلانی این مسئله چگونه تبیین می‌شود؟»

وی افزود: «واقعیت میدانی این است که ما هم‌اکنون درگیر نبردی سرنوشت‌ساز هستیم که در یک جبهه آن دو قدرت اتمی صف‌آرایی کرده‌اند: نخست، دولت آمریکا که خود را قدرت بلامنازع و مسلط بر جهان می‌پندارد، و دوم، رژیم غاصب صهیونیستی که اساساً به‌عنوان آلت‌دست، پایگاه پیش‌ران و حافظ منافع واشنگتن در منطقه ما جعل و مستقر شده است.»

ریشه‌های هفتاد‌ساله تخاصم آمریکا؛ از کودتای ۲۸ مرداد تا توطئه‌های پساانقلاب

استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) با بازخوانی روند تاریخی مداخلات غرب در ایران یادآور شد: «دشمنی ایالات متحده با ملت ایران مسئله‌ای محدود به دهه‌های اخیر یا آغاز نهضت امام خمینی(ره) نیست. اسناد تاریخی نشان می‌دهد آمریکایی‌ها از سال‌ها پیش از انقلاب اسلامی تقابل خود را با استقلال ایران آشکار کردند که بارزترین نمونه آن، همکاری مشترک سازمان سیا و انگلیس در کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق بود؛ رویدادی که ثابت کرد سردمداران کاخ سفید حتی کمترین نشانه‌های ملی‌گرایی و حکومت غیروابسته را در جغرافیای ایران تحمل نمی‌کنند.»

وی ادامه داد: «همان‌گونه که در بیانیه راهبردی گام دوم انقلاب و بیانات مکرر تبیین شده است، ماهیت استکباری آمریکا مبتنی بر خوی سلطه‌گری است؛ نظمی که انتظار دارد تمام کشورها بی‌چون‌وچرا مطیع او باشند و چنانچه ملتی مسیر استقلال را برگزیند، تمام ابزارها را برای تسلیم، فشار و تغییر نظام آن به کار می‌بندد؛ سیاستی که نمونه اخیر آن در ماجراهای ونزوئلا در برابر دیدگان جهانیان به نمایش درآمد.»

حجت‌الاسلام والمسلمین استاد لک‌زایی افزود: «محاسبات اولیه دشمن در آغاز انقلاب این بود که با ابزارهای نیابتی و ترفندهای داخلی پرونده جمهوری اسلامی را ببندد. از این‌رو ابتدا به سراغ تسلیح و تحریک گروه‌های تجزیه‌طلب رفتند، سپس صدام را به جنگ تحمیلی واداشتند و هم‌زمان کودتاهای متعددی را طراحی کردند که جملگی به شکست انجامید. کار به جایی رسید که دشمن دریافت برای مهار جمهوری اسلامی، خود باید مستقیماً وارد کارزار شود. اعترافات دونالد ترامپ مبنی بر اینکه اقداماتی علیه ایران انجام داده که هیچ‌یک از رؤسای جمهور پیشین جرئت آن را نداشته‌اند و سخن‌گفتن او از خصومت تاریخی ۵۰ ساله، در امتداد همین بن‌بست راهبردی است.»

بیشتر بخوانید:

شکست محاسبات مادی دشمن؛ از جنگ‌های ۱۲ و ۳۹ روزه تا تفاهم‌نامه اسلام‌آباد

معاون پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی با اشاره به ورود بی‌واسطه ارتش آمریکا به صحنه درگیری‌ها اظهار داشت: «آمریکایی‌ها پیش از حضور تمام‌عیار، بار دیگر رژیم صهیونیستی را محک زدند؛ اما آشکار شد که این رژیم بدون تنفس مصنوعی واشنگتن توان پایداری ندارد. از این‌رو، در جنگ ۱۲ روزه در واپسین لحظات و در جنگ ۳۹ روزه با تمام ظرفیت سخت‌افزاری خود به میدان آمدند. برآورد مادی ژنرال‌های پنتاگون این بود که با حضور مستقیم آمریکا، پرونده ایران ظرف سه الی چهار روز بسته خواهد شد؛ تا جایی که حتی به برخی سران وابسته منطقه پیام داده بودند سفرهای خود را چند روز به تعویق بیندازند تا وضعیت دگرگون شود.»

وی خاطرنشان کرد: «اما محاسبات مادی در برابر سد مقاومت و حضور عاشورایی ملت ایران در هم شکست. تحولات به‌گونه‌ای رقم خورد که ارزیابی‌های دستگاه‌های محاسباتی دنیا را نسبت به توهم قدرت آمریکا و ضعف ملت ایران کاملاً دگرگون ساخت. ملّتی که تا دیروز در نگاه تحلیلگران صرفاً یک قدرت منطقه‌ای به حساب می‌آمد، در برابر دو قدرت اتمی ایستاد و ارتش آمریکا را زمین‌گیر کرد. این برتری تا حدی بود که حتی در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، طرف مقابل وادار به امضا و پذیرش شکست شد؛ هرچند بعداً ترامپ تحت‌فشار افکار عمومی و نخبگان داخلی آمریکا زیر میز این توافق زد. از همین نقطه عطف تاریخی بود که ایران بر مبنای معیارهای متعارف نظامی و تجهیزاتی در مقیاس جهانی، به‌عنوان “قدرت چهارم دنیا” صورت‌بندی شد.»

پارادوکس قدرت مادی و معنوی؛ «أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا»

رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به طرح یک پرسش راهبردی پرداخت: «اگر در مقیاس مادی، آمریکا رتبه اول و ایران رتبه چهارم است، آیا بر اساس منطق ریاضی، رتبه چهارم می‌تواند پیروز دائمی این نبرد باشد؟ در محاسبات ماتریالیستی، قدرت اول باید غلبه یابد؛ اما سرّ بیان حکیمانه رهبر معظم انقلاب در این نکته کلیدی نهفته است: اتکای ملت ایران به سرمایه ایمانی و ماورای طبیعی، جایگاه ایران را از رتبه چهارم به “قدرت اول جهان” ارتقا داده است.»

وی تأکید کرد: «مبنای کلامی ما نص صریح قرآن است که می‌فرماید: «أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعًا»؛ تمامیت قدرت متعلق به پروردگار است. بنابراین، اتصال به این منبع نامتناهی، هر نیروی محدودی را شکست‌ناپذیر می‌کند. وقتی می‌گوییم ایران قدرت اول است، کاربرد این واژه حتی از باب تسامح در اصطلاحات رایج است، چراکه اساساً قدرت لایزال الهی با هیچ ابزار مادی قابل قیاس نیست. تاریخ اسلام سرشار از این معادلات نامتقارن است؛ از نبرد بدر گرفته تا جنگ احزاب و رویارویی تاریخی امیرالمؤمنین(ع) با عمرو بن عبدوَد که در تمام آن‌ها مسلمانان با وجود ضعف شدید در امکانات ظاهری، به مدد امدادهای غیبی پیروز میدان شدند.»

بازتاب قدرت معنوی انقلاب اسلامی در آرای میشل فوکو و جوزف نای

دکتر لک‌زایی با یادآوری اینکه اعتراف به بعد فرامادی اقتدار ایران تنها منحصر به ادبیات درون‌دینی نیست، گفت: «اندیشمندان برجسته غربی نیز به این حقیقت پی برده‌اند. میشل فوکو در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی دو سفر به ایران داشت که یادداشت‌های او در کتاب “ایرانی‌ها چه رؤیایی در سر دارند؟” منتشر شد. او با شگفتی نوشت ملتی را دیدم که با دستان خالی در خیابان‌ها ایستاده‌اند اما سرشار از حس قدرت‌اند، درحالی‌که رژیم پهلوی با توپ و تانک و هواپیما، عمیقاً احساس ضعف می‌کرد. فوکو این انقلاب را “ظهور معنویت در عصر مدرن” و روح بخشیدن به پیکر جهانی دانست که با پوزیتیویسم و حس‌گرایی از معنویت تهی شده بود.»

وی افزود: «همچنین جوزف نای، استراتژیست سرشناس آمریکایی، با الهام مستقیم از پدیده انقلاب اسلامی ایران و شیوه رهبری امام خمینی(ره)، مفهوم بنیادین “قدرت نرم” را طراحی کرد. او تحلیل کرد که چگونه ملتی بدون اتکا به بلوک شرق و غرب و بدون امکانات تسلیحاتی متعارف، توانست رژیمی برخوردار از بالاترین حمایت‌های استکبار را سرنگون سازد. امام راحل نشان داد که چگونه ایمان می‌تواند توده‌ها را مقتدر سازد تا جایی که از هیمنه شاه، آمریکا و اسرائیل نهراسند و به یک قدرت تاریخ‌ساز بدل شوند.»

سنت قطعی تاریخ؛ ذلت «حزب‌الشیطان» و حاکمیت «حزب‌الله»

استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) در بخش دیگری از بیانات خود با استناد به آیات سوره مبارکه مجادله به ترسیم هندسه نبرد پرداخت: «آیه شریفه «اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُولَٰئِکَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ» هشدار می‌دهد کسانی که در مدار شیطان زیست می‌کنند، ورشکستگان حتمی تاریخ‌اند. در مقابل، آیه پایانی این سوره تأکید می‌فرماید: «أُولَٰئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». خداوند دلیل ذلت اردوگاه استکبار را چنین تبیین می‌کند: «إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُولَٰئِکَ فِی الْأَذَلِّینَ»؛ هر قدرت و نظامی که با سنت‌های الهی و رهبری حق درافتد، در فرودست‌ترین درکات ذلت و خواری فرو خواهد رفت.»

وی افزود: «قرآن در سوره روم درباره نگرش جریان باطل می‌فرماید: «یَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا»؛ آنان در اسارت پوسته‌ها و ظواهر مانده‌اند و از عوالم ملکوت و جبروت غافل‌اند. در برابر این پندار مادی، سنت تخلف‌ناپذیر تاریخ را آیه «کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِی إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ» بازگو می‌کند. واژه “کَتَبَ” بر قطعیت و حتمیت این فرجام دلالت دارد؛ خداوند “عزیز” است، یعنی صاحب آنچنان قدرتی است که هیچ قدرتی در هستی یارای غلبه بر او را ندارد.»

دکتر لک‌زایی با ذکر مثالی عینی از جبهه مقاومت یادآور شد: «به عنوان نمونه به سرعت خارق‌العاده شکوفایی و تولید توان بازدارندگی در ملت قهرمان یمن بنگرید؛ ملتی که تحت شدیدترین محاصره‌ها، با تکیه بر ایمان و باور درونی، به چنان رشدی رسیده‌اند که سلاح‌های ابتدایی را به موشک‌های هایپرسونیک بدل می‌سازند. این همان قدرت روحی و معنوی است که در خیبر درِ قلعه را با ید حیدری امیرالمؤمنین(ع) از جا کند.»

صبر، تاب‌آوری و منطق بازدارندگی جمهوری اسلامی

معاون پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی بر نقش تعیین‌کننده ایمان در تقویت پایداری ملی تأکید کرد و گفت: «ایمان، ظرفیت تاب‌آوری و مقاومت را چندبرابر می‌سازد. ملت ما باید بدانند اگر ارتش متجاوز آمریکا و صهیونیسم علیه ایران مستقیماً دست به اقدامات نهایی نمی‌زنند، صرفاً به دلیل فقدان توان و واهمه از پیامدهای آن است. همان جریانی که در غزه و سراسر جهان خون‌ریزی و جنایت می‌کند، اگر لحظه‌ای یقین داشت که حمله همه‌جانبه به ایران به نتیجه می‌رسد، حتی ثانیه‌ای درنگ نمی‌کرد.»

وی افزود: «ادبیات ما تعارف نیست و هیچ‌گونه معنای توسعه‌طلبی و کشورگشایی ندارد. اسلام اصیل و انقلاب ناب آمده است تا نجات‌بخش مستضعفان باشد نه سلطه‌گر بر آنان. این ملت ایران است که به فضل الهی پایان ماجرا و سرنوشت این رویارویی را رقم خواهد زد.»

چهار مؤلفه شکل‌گیری اقتدار اسلامی در الگوی نبوی(ص)

استاد لک‌زایی در بخش پایانی سخنان خود با استناد به سیره سیاسی پیامبر اعظم(ص) اظهار داشت: «در عصر مکه، دو رکن “رهبری الهی” و “مکتب و دین” تثبیت شد و هسته اولیه جامعه مؤمنان شکل گرفت؛ اما با این حال این بنا به مؤلفه بنیادین دیگری نیاز داشت که با آیه «رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَانًا نَصِیرًا» پیگیری شد. غالب مفسران، مقصود از “سلطان نصیر” را استقرار یک “دولت یاریگر” می‌دانند که پیامبر(ص) با هجرت به مدینه آن را بنا نهادند.»

وی تصریح کرد: «بنابراین، معماری اقتدار اسلام بر چهار رکن اساسی استوار است:

  1. رهبری الهی: پیروی تام از پیامبر(ص) و جانشینان معصوم ایشان که در عصر غیبت در ولایت فقیه و نایب‌الامام تبلور می‌یابد.
  2. مکتب و دین جامع: تکیه بر ذهنیت قرآنی و تمسک به معارف اهل‌بیت(ع).
  3. امت اسلامی: بدنه هوشیار، فداکار و همیشه در صحنه.
  4. دولت اسلامی: ساختاری منسجم که ابزار تحقق اهداف الهی و تمدنی باشد.»

پنج مرحله تمدن‌سازی و ضرورت درس‌آموزی از واقعه اُحُد

رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با تطبیق این ارکان با نقشه راه تمدن نوین اسلامی تصریح کرد: «مراحل پنج‌گانه انقلاب شامل “انقلاب اسلامی، تشکیل نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و در نهایت تمدن نوین اسلامی” مسیری است که باید گام‌به‌گام طی شود. در این میان، پیوند امت با ولایت ضامن عبور از گردنه‌هاست؛ اما نباید از شروط بنیادین آن یعنی حفظ وحدت، انسجام و اطاعت کامل از رهبری غافل شد.»

وی با یادآوری تلخ‌کامی تاریخی جنگ اُحُد هشدار داد: «در احد رزمندگان اسلام به پیروزی نزدیک بودند؛ اما بروز سستی، دنیاطلبی و تخلف از دستور فرماندهی موجب شد که مصداق آیه «حَتَّىٰ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِی الْأَمْرِ وَعَصَیْتُمْ» رقم بخورد و آن شکست سنگین تحمیل شود. امروز نیز محور اقتدار ما انسجام و قرار گرفتن بیانات رهبر معظم انقلاب به‌عنوان فصل‌الخطاب همه تصمیم‌گیری‌هاست.»

دکتر لک‌زایی در پایان سخنان خود با اشاره به اینکه توده‌های محروم و مستضعفان عالم، حامی جمهوری اسلامی هستند، گفت: «امروز بسیاری از دولت‌های مدعی مسلمانی، خاک، آسمان و بنادر خود را در خدمت اهداف آمریکا و صهیونیسم قرار داده‌اند؛ اما جمهوری اسلامی پای پرچم مبارزه با ظلم ایستاده است. پاداش این پایمردی، خون مطهر شهیدان و صبر سترگ ملت ایران، نصرت قطعی الهی و فتوحات بزرگ در آینده پیش‌رو خواهد بود.»

آخرین اخبار