عدم اهمیت مردم ایران برای آمریکا
در عصر پیشرفتهی «جنگهای ترکیبی» و نبردهای رسانهای، یکی از پیچیدهترین ابزارهای دشمن، بهرهگیری از استراتژی «جذب و تفرقه» است. در این میان، یکی از خطرناکترین ترفندهای نظام سلطه، نمایش خود در نقش «حامی مردم و خواستههای ایرانیان» است؛ ترفندی که هدف نهایی آن، ایجاد شکاف میان ملت و نظام، و از بین بردن انسجام داخلی است. رهبر شهید با نگاهی تیزبین و فراتر از لایههای ظاهری تبلیغات رسانهای، این تناقض بنیادین را افشا کردند: ادعای دلسوزی برای مردم، در حالی مطرح میشود که عملکرد عملی همان قدرت، همواره بر پایهی خونریزی و تخریب منافع ملت بوده است.
ایشان با اشاره به رفتار بیرحمانهی مقامات آمریکایی، نشان دادند که چگونه میتوان از پشت نقابهای زیبا و شعارهای حقوقبشری، واقعیتی خونین را پنهان کرد. از نظر رهبر شهید، کسانی که مدعی حمایت از مردم هستند، در واقع همان کسانی هستند که در عرصههای نظامی و امنیتی، با بیرحمی تمام، جان و ثروت ایرانیان را هدف قرار میدهند. این نگاه، هشدار جدی به کسانی است که تحت تأثیر «جنگ روانی» قرار گرفته و ناآگاهانه، ابزار دست دشمن برای ایجاد آشوب و تخریب امنیت داخلی میشوند؛ چرا که آنها نمیبینند که پشت هر شعار فریبنده آمریکایی، یک دستور نظامی برای تضعیف کشور نهفته است.
رهبر شهید در تبیین این واقعیت آشکار و افشای چهرهی واقعی این سیاستگذاران، چنین میفرمایند: «او(ترامپ) در جنگ ۱۲ روزه دستش به خون بیش از هزار تن از ایرانیان آلوده شد وخودش اعتراف کرد که من دستور حمله دادم و در این جنگ فرماندهی کردم بعد همین شخص میگوید من طرفدار مردم ایرانم و آدمهای بیتوجه و بیفکر هم آن را باور و طبق میل او سطل آشغال آتش میزنند و از این کارها میکنند.» (بیانات در دیدار با مردم قم، 1404/10/19)
این تحلیل دقیق رهبر شهید، بر ضرورت «هوشیاری جمعی» تأکید دارد. ایشان با این بیان، دو لایه از خطر را هدف قرار میدهند: نخست، «بیرحمی بیپردهی دشمن» که حتی در اعترافات خود نیز از آن نمیگریزد؛ و دوم، «آسیبپذیری بخشی از جامعه» که به دلیل فقدان تحلیل عمیق یا ناآگاهی، فریب بازیهای روانی دشمن را خورده و به جای تقویت اتحاد ملی، به مسیر تخریب ساختارهای کشور میپردازند. از دیدگاه رهبر شهید، شناخت این تضاد میان «گفتار» و «کردار آمریکا»، نخستین گام برای مقابله با توطئههای نوین دشمن و حفظ اقتدار ملی است.