عدم تأثیر مذاکره در حل مشکلات کشور
یکی از محورهای بنیادین در دکترین سیاسی رهبر شهید، تبیین ماهیت غیرقابلاعتماد نظام سلطه و رد قاطعانه نگاه «گرهگشایی از طریق مذاکره با آمریکا» بود. در دهههای اخیر، جامعهی سیاسی کشور با یک دوگانهی تحمیلی مواجه بود؛ جریانی که معتقد بود تمامی بنبستهای اقتصادی و امنیتی با گفتوگو و توافق با آمریکا مرتفع میشود، و جریانی که به استقلال و اتکا به ظرفیتهای درونزا باور داشت. رهبر شهید با نگاهی کلان و آیندهنگرانه، این تمایل به مذاکره را نهتنها یک اشتباه راهبردی، بلکه یک «خطای محاسباتی خطرناک» میدانستند که میتواند توان کشور را در مواجهه با فشارهای خارجی فرسایش دهد.ایشان همواره تأکید داشتند که مشکل اصلی، در نگاه برخی مسئولان به بیرون از مرزها نهفته است؛ نگاهی که به جای تکیه بر «توانمندیهای داخلی»، منتظرِ تغییر رفتار دشمن یا کسب امتیاز از اوست. رهبر شهید با استناد به تجربهی عینی و ملموس مذاکرات طولانی دهه ۱۳۹۰، نشان دادند که آمریکا نه تنها یک طرف پایبند به عهد، برای یک تعامل عادلانه نیست، بلکه یک جریان زیادهخواه است که اساساً «اصل مذاکره» را نه برای حل مشکل، بلکه برای «تضعیف ارادهی ملی» دنبال میکند. در نگاه ایشان، اعتماد به این دشمن، هزینههای سنگینی را به ملت تحمیل کرد و تجربهای تاریخی شد که اثبات کرد «حل مشکلات کشور، از درون و با اتکا به ظرفیتهای ملی ممکن است، نه از بیرون و با اتکا به دشمن دیرینه.»رهبر شهید برای تبیین این واقعیت تلخ و در عین حال آموزنده، چنین میفرمایند: «مذاکرهی با آمریکا هیچ تأثیری در رفع مشکلات کشور ندارد؛ این را باید ما درست بفهمیم. اینجور به ما وانمود نکنند که اگر نشستیم پشت میز مذاکره با آن دولت، فلان مشکل یا فلان مشکل حل میشود؛ نخیر، از مذاکرهی با آمریکا هیچ مشکلی حل نمیشود. دلیل: تجربه. ما در دهه ۹۰ نشستیم با آمریکا مذاکره کردیم حدود دو سال یک معاهدهای هم تشکیل شد. این معاهده محصول مذاکرهای بود که دو سال طول کشید. امتیاز دادیم، مذاکره کردیم، امتیاز دادیم، کوتاه آمدیم، اما نتیجهای که مقصودمان بود به دست نیاوردیم. همین معاهده را هم با همه این نقصهایی که داشت طرف مقابل خراب کرد، نقض کرد، پاره کرد. با یک چنین دولتی مذاکره نباید کرد، مذاکره کردن عاقلانه نیست، هوشمندانه نیست، شرافتمندانه نیست.» (بیانات در دیدار فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش، 1403/11/19)بنابراین، از نگاه رهبر شهید، مذاکره با چنین ماهیتی، خروج از مدار هوشمندی و شرافت ملی بود. ایشان راه برونرفت از چالشها را نه در التماس برای توافق، بلکه در «اقتدار درونی» میدیدند؛ چرا که نظام سلطه تنها زمانی به حقوق ملتها احترام میگذارد که این ملت ها از موضع ضعف، به موضع قدرت بازدارنده برسند.