به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دکتر عباسعلی نصرآبادی، پژوهشگر و مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد و رئیس اداره امور پژوهشی اداره کل پژوهش دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، در یادداشتی به مناسبت سالروز شهادت آیتالله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی، ضمن واکاوی ابعاد شخصیتی و فکری این اندیشمند برجسته، او را نه تنها یک سیاستمدار انقلابی، بلکه «معمار فکری نظام جمهوری اسلامی» توصیف کرد.
وی در این تحلیل، شهید بهشتی را از نادرترین شخصیتهای جریان انقلاب اسلامی دانست که موفق شد میان «فقه سنتی»، «اندیشه فلسفی» و «نیازهای جامعه مدرن» پیوندی عمیق برقرار کند. دکتر نصرآبادی تصریح کرد: شهید بهشتی صرفاً یک کنشگر سیاسی نبود؛ بلکه او دارای منظومهای منسجم از اندیشههای حقوقی، اقتصادی و اجتماعی بود که هنوز هم قابلیت استخراج مدلهای حکمرانی را دارد.
تلفیق دانش سنتی و مدرن؛ رمز متمایز بودن بهشتی
این پژوهشگر با اشاره به زیست علمی دکتر بهشتی، او را روحانیِ متفاوتی در عصر خود خواند و افزود: شهید بهشتی در کنار تحصیلات عمیق حوزوی در قم، با بهرهگیری از هوش و نگاه جامعنگر خود، به فراگیری علوم جدید، فلسفه و زبانهای خارجی پرداخت.
به گفته دکتر نصرآبادی، حضور چندساله شهید بهشتی در مرکز اسلامی هامبورگ و تجربه زندگی در قلب اروپا، فرصتی طلایی بود تا او علاوه بر شناخت دقیق اندیشه غرب و فضای مدرنیته، به ابزارهای گفتوگوی بینتمدنی مجهز شود. این تجربه زیسته، او را به چهرهای «بینرشتهای» تبدیل کرد که توانست اسلام را نه به عنوان یک سنت منزوی، بلکه به عنوان مکتبی پویا در برابر پرسشهای جهان معاصر بازتعریف کند.
معماری حکمرانی اسلامی؛ از تئوری تا قانون اساسی
دکتر نصرآبادی در تبیین جایگاه شهید بهشتی در اندیشه سیاسی اسلام، تأکید کرد: او از پیشگامان نظریهپردازی «حکومت اسلامی» بود، اما رویکرد او با دیگران متفاوت بود. او معتقد بود حکومت اسلامی بدون ساختار حقوقی، نهادسازی قانونی و مشارکت واقعی مردم، در حد شعار باقی میماند.
وی افزود: ردپای اندیشه دکتر بهشتی در تار و پود ساختارهای قانونی جمهوری اسلامی، به ویژه در تدوین قانون اساسی مشهود است. اصولی که امروز ساختار قوه قضائیه، حقوق ملت و نظام شورایی کشور را شکل دادهاند، تا حد زیادی متأثر از نگاه نظاممند و آیندهپژوهانه اوست. در نگاه او، حاکمیت اسلامی بر مدار «عدالت اجتماعی» و «قانونمداری» استوار است و اقتدار بدون عدالت، نزد او فاقد مشروعیت بود.
عدالت اجتماعی؛ فراتر از سرمایهداری و سوسیالیسم
رئیس اداره امور پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، یکی از برجستهترین ابعاد اندیشه شهید بهشتی را حوزه «اقتصاد و عدالت» دانست و گفت: شهید بهشتی به درستی پی برده بود که جامعه اسلامی بدون یک نظام اقتصادی عادلانه فرو میپاشد. او در تبیین اقتصاد اسلامی، نه در دام سرمایهداریِ استثمارگر افتاد و نه به سوسیالیسم دولتیِ سرکوبگر گرایش یافت.
وی ادامه داد: از منظر شهید بهشتی، نظام اقتصادی اسلام در چارچوب «مسئولیت اخلاقی» و «عدالت اجتماعی» تعریف میشود. در این نگاه، مالکیت خصوصی محترم است، اما مشروط به رعایت حقوق جامعه و جلوگیری از تبعیض؛ و این دقیقاً همان جایی است که نظارت اجتماعی و قانونگذاری هوشمندانه نقش اصلی را ایفا میکند.
نهادسازی قضایی و عقلانیت حقوقی
دکتر نصرآبادی نقش شهید بهشتی در ساماندهی قوه قضائیه را حیاتی ارزیابی کرد و اظهار داشت: به عنوان نخستین رئیس دیوان عالی کشور، او تلاش کرد دستگاه قضا را از رویههای سنتی به سمت «عقلانیت حقوقی» و «اجتهاد پویا» سوق دهد.
وی گفت: دغدغه شهید بهشتی این بود که فقه اسلامی در مواجهه با پیچیدگیهای جامعه مدرن، کارآمد بماند. او بر استقلال قضات و نظم نهادی تأکید داشت تا عدالت اسلامی تنها در سخن نماند و در عمل، پشتوانهای مستحکم برای مظلومان باشد.
حزب؛ ابزار مشارکت و فرهنگ گفتوگو
این مدرس دانشگاه با اشاره به نقش دکتر بهشتی در تأسیس «حزب جمهوری اسلامی»، آن را الگویی برای مشارکت سیاسیِ تشکیلاتی دانست و گفت: شهید بهشتی بر کار جمعی، استدلال و فرهنگ نقدپذیری تأکید داشت. او حزب را نه محلی برای سهمخواهی، بلکه نهادی برای سازماندهی نیروهای اجتماعی و نهادینهسازی مشارکت سیاسی میدانست. او میخواست فرهنگ کارِ تشکیلاتی و تصمیمگیری عقلانی را در نهادهای نوپای انقلابی نهادینه کند.
هفتم تیر؛ ضربهای به زیرساخت فکری نظام
دکتر نصرآبادی در پایان با یادآوری واقعه تروریستی هفتم تیر ۱۳۶۰، تصریح کرد: شهادت دکتر بهشتی و یارانش، ضربهای سنگین و جبرانناپذیر به روند شکلگیری نهادهای نوپای انقلاب بود. دشمنانِ انقلاب با ترور او، در واقع میخواستند ریشه عقلانیت و نظاممندی را در ساختار سیاسی ایران بزنند، اما تفکر او زنده ماند.
وی خاطرنشان کرد: شهید بهشتی، متفکری بود که اسلام را با قرائتی «اجتماعی و نظاممند» به میدان آورد. میراث فکری او در حوزههای عدالت اجتماعی، حقوق اساسی و گفتوگوی تمدنی، میراثی پایانناپذیر است که میتواند همچنان الهامبخشِ پژوهشگران برای فهم عمیقتر تحولات فکری انقلاب اسلامی و گذار به تمدن نوین اسلامی باشد.