به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ سالامی، حجت الاسلام و المسلمین دکتر رحیم کارگر در ادامه سلسله یادداشت ها در حوزه اینده پژوهی راهبردی و مسائل روز و اندیشه امام شهید،یکی از آسیبپذیرترین نقاط هر جامعه در شرایط بحرانی، شکاف میان وضع موجود و وضع مطلوب است. وقتی مردم احساس کنند که بین آرمانها و واقعیتها فاصله زیادی وجود دارد و این فاصله نه تنها کاهش نمییابد که روزبهروز بیشتر میشود، دچار یأس و ناامیدی میشوند. آیندهپژوهی راهبردی با ترسیم مراحل میانی و دستاوردهای گامبهگام، این شکاف را قابل تحمل و مدیریت میکند.
به عبارت دیگر، آیندهپژوهی راهبردی به افکار عمومی نشان میدهد که: ما امروز کجا هستیم؟ میخواهیم به کجا برسیم؟ مرحله بعدی چیست؟تاکنون چه پیشرفتی داشتهایم؟ چالشهای پیش رو چیست و چگونه از آنها عبور خواهیم کرد؟
این شفافیت، هم «امید» را زنده نگه میدارد (چون پیشرفتها قابل مشاهده است) و هم «مسئولیت» را متوجه همه میکند (چون برای عبور از چالشها، نیاز به مشارکت همگانی است). این همان امید فعال است که در فرهنگ انتظار به آن اشاره شده است: امیدی که تحرکآفرین است، نه خمودگیآور.
رهبر شهید انقلاب بارها بر اهمیت «امیدآفرینی» به عنوان یک وظیفه راهبردی تأکید کردهاند: «نگاه ما به جهان نگاه امیدوارانه است؛ نگاهمان به مسیر تاریخ و حرکت تاریخ نگاه روشنی است، نگاه امیدوارانه است. ما متّکی به یک قدرت عظیمی هستیم که این قدرت به ما نیرو می بخشد، به ما امید می دهد. ما اهل توکّل به خدا هستیم…» (بیانات رهبر شهید امام خامنه ای ره ۱۴۰۱/۰۶/۱۲). و نیز: «نگاهتان به آینده، نگاه بدبینانه نباشد؛ نگاه امیدوارانه باشد، نه نگاه نومیدانه. اگر نگاه نومیدانه شد، نگاه بدبینانه شد، نگاه «چه فایدهای دارد» شد، به دنبالش بیعملی، به دنبالش بیتحرکی، به دنبالش انزواء است؛ مطلقاً دیگر حرکتی وجود نخواهد داشت؛ همانی است که دشمن می خواهد». (۱۳۸۸/۰۶/۰۴).
یکی از مهمترین کارکردهای آیندهپژوهی راهبردی، تبدیل امید انتزاعی و شعاری به امید عینی و مبتنی بر برنامه است. این تمایز میان دو نوع «امید»، ریشه در تفاوت دو نوع نگاه به آینده دارد: نگاهی که آینده را انفعالی و غیرقابل تغییر میپندارد و نگاهی که آینده را قابل انتخاب، طراحی و ساخت میداند. وقتی مردم ببینند که نقشهراهی مشخص و قابل فهم وجود دارد و گامهای عملی در حال برداشته شدن است، امید آنها به آینده تقویت میشود و در برابر موجهای یأسآفرینی دشمن مقاوم میگردند.
اگر امروز می بینیم امید در جامعه اسلامی، تقویت و شکوفاتر شد ، به جهت یقینی است که مردم نسبت به آینده نگری ها و آینده سازی های رهبر شهید پیدا کرده و آن را مسیر و نقشه راه مناسبی برای رسیدن به آینده مطلوب یافته اند.
آیندهپژوهی راهبردی به عنوان تولیدکننده این امید عملگرا، یک «رکن اصلی» در مدیریت راهبردی انقلاب اسلامی برای عبور از گردنههای سخت و حرکت به سمت قلههای پیروزی و زمینهسازی برای تحقق آینده مطلوب است.
این دانش، قله دور را به منظومهای از اهداف کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت تقسیم میکند. به جامعه نشان میدهد که : بدانیم قله کجاست (تمدن نوین اسلامی)؛ بدانیم در کجای مسیر هستیم (مرحله دولت اسلامی و جامعه اسلامی)؛ بدانیم گام بعدی چیست (اقتصاد مقاومتی، جهاد علمی، تمدنسازی فرهنگی)؛ بدانیم نقش ما چیست (هر کس در جایگاه خود، سرباز این مسیر)؛ و بدانیم که چالشها و موانع قابل پیشبینی و مدیریت هستند (با سناریوهای شرطی)؟
در هر حال این امید، یک الزام راهبردی برای بقا و پیروزی در میدان نابرابر کنونی است. این، همان امیدی است که دشمن از آن میترسد؛ چون میداند وقتی ملتی امید عینی داشته باشد، هیچ نیرویی قادر به شکست او نیست. به فرموده رهبر شهید انقلاب: «امید، بزرگ ترین قوّه محرّکه انسان است. امید به پیروزی، امید به پیشرفت و امید به موفقیّت، هر انسانی را به حرکت وادار می کند. اگر شما بخواهید هر انسان فعّال و سرزنده و شادابی از حرکت بیفتد، کافی است او را ناامید کنید.
اگر ناامید کردید، دست های فعّالْ سست خواهد شد؛ زانوان فعّال و استوار به لرزه خواهد افتاد». (بیانات امام خامنه ای ره در اجتماع مردم کرج۱۳۷۶/۰۷/۲۴)
اگر آیندهپژوهی راهبردی موفق شود امید انتزاعی را به امید عینی و واقعی تبدیل کند، شاهد پیامدهای مثبت زیر خواهیم بود: جامعه در برابر امواج سنگین یأسآفرینی دشمن، مقاوم میشود(افزایش تابآوری ملی)؛ اعتماد مردم به حاکمیت و برنامهها، تقویت میگردد (افزایش سرمایه اجتماعی)؛ اضطراب، افسردگی و احساس ناامیدی جمعی، کاهش مییابد؛ مردم با انگیزه بیشتر در عرصههای مختلف (اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی) مشارکت می کنند؛ هماهنگی و همدلی جمعی، سرعت حرکت به سمت اهداف را افزایش میدهد (تسریع پیشرفت) ؛ روایت دشمن که مبتنی بر «یأس» و «ناامیدی» است، بیاثر میشود و… .