به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، پژوهشکده اخلاق و معنویتِ پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در راستای بررسی پیوندهای میان آموزههای اخلاقی و مباحث روانشناختی، همایش ملی «اخلاق و روانشناسی» را برگزار میکند. در همین راستا، آیین رونمایی از پوستر این همایش برگزار شد.
اسلامسازی علوم انسانی نیازمند تلفیق سنت و علوم مدرن است
حجتالاسلام والمسلمین مهدی علیزاده، مدیر حوزه علمیه خواهران کشور، با تقدیر از پژوهشکده اخلاق و معنویت برای اهتمام به برگزاری یک کار علمی فاخر و ارزنده، گفت: امروز بیش از هر زمان نیازمند گفتوگوی مؤثر میانرشتهای هستیم. در غیر این صورت، جامعه علمی ما همچون جزایری دورافتاده از یکدیگر جدا خواهند شد و گسلهایی شکل میگیرد که نظام کلان دانایی را از کارآیی میاندازد.علیزاده با تأکید بر اینکه انسان و پدیدههای اجتماعی ماهیتی چندوجهی و پیچیده دارند، افزود: هر رشته علمی تنها بخشی از این واقعیت را با ادبیات و سنت خاص خود توصیف میکند و اگر این سنتها به گفتوگو فراخوانده نشوند، امکان فهم جامع و کارآمد از دست میرود. از این رو سرمایهگذاری بر مطالعات میانرشتهای یک ضرورت راهبردی است.مدیر حوزه علمیه خواهران کشور با اشاره به دغدغه بومیسازی علم در کشورهای مختلف پس از دوران استعمار، خاطرنشان کرد: ما در ایران علاوه بر بومیسازی علم، با توجه به نگاه خود، به اسلامیسازی علوم میاندیشیم. اسلامیسازی علوم نیازمند فراخواندن ظرفیتهای دانشهای اسلامی از یک سو و علوم جدید بهویژه در حوزه علوم رفتاری و اجتماعی از سوی دیگر است. بدون توجه جدی به سنتهای علمی خودمان، ویرایش و پیرایش علوم مدرن غربی از جمله روانشناسی ممکن نیست یا بسیار دشوار و دور از دسترس خواهد بود.وی تأکید کرد: این همایش ارزشمند که باید سالها پیش برگزار میشد، امروز گامی مبارک برای تقویت تعامل میان اخلاق و روانشناسی است. اگرچه اکنون شاهد پنجمین همایش اخلاق و روانشناسی هستیم، اما چنین حرکتی باید دههها زودتر آغاز میشد.
علیزاده در ادامه با ارائه سیاههای از دوازده محور پژوهشی در حوزه تعامل اخلاق و روانشناسی، آنها را بهعنوان مسیرهای جدی تحقیقاتی مطرح کرد. وی چهار محور نخست را چنین برشمرد: مورد اول مبانی انسانشناختی در اخلاق اسلامی و امکان بهرهگیری از آنها برای چابکسازی و تنقیح انگارههای بنیادین روانشناسی مدرن. مورد دوم عوامل روانشناختی و نقش آنها در شناخت اخلاقی و قضاوت اخلاقی. مورد سوم سازوکارهای روانشناختی در شکلگیری انگیزش اخلاقی و تحولات مرتبط با آن، از جمله مسئله گسست میان نظر و عمل (آکراسیا) و ضعف اخلاقی و مورد چهارم تأثیرات دوسویه هیجانات روانشناختی بر فضائل و رذائل اخلاقی و تأثیرات فضائل و رذائل اخلاقی بر هیجانات.وی تصریح کرد: هر یک از این عرصهها مشتمل بر پرسشها و مسائل جزئی فراوانی است که باید در فضای تخصصی مورد بررسی قرار گیرد.مدیر حوزه علمیه خواهران کشور، با اشاره به ضرورت تحلیل مفاهیم اخلاقی از منظر روانشناسی، بر لزوم بازنگری در رویکردهای غالب روانشناسی غربی تأکید کرد. وی در تشریح روشها و تکنیکهای سنجش اخلاق، مفروضات روانشناختی در حوزه جنسیت و اخلاق، سازوکارهای رشد اخلاقی، و همچنین تکنیکهای شکلدهی رفتار و عادتهای اخلاقی، به تعاملات روششناختی میان مکاتب اخلاقی و نظریههای روانشناسی اشاره کرد.
علیزاده، پیشنیازها و پیامدهای روانی مدل “زیست اخلاقی” و همچنین مقوله کاربردی “مشاوره اخلاق” را از جمله مباحث مهم در این حوزه برشمرد و با بیان اینکه در علوم انسانی سه پارادایم کلی تجربی، تفسیری و انتقادی وجود دارد، اظهار داشت: روانشناسی غربی که عمدتاً ذیل پارادایم تجربی شکل گرفته، باید با تاملات عمیقتر علمی، از دستاوردهای پارادایمهای تفسیری و انتقادی بهرهمند شود.مدیر حوزه علمیه خواهران کشور، روانشناسی فرهنگی را به عنوان نمونهای از مطالعاتی معرفی کرد که میتواند به غنیسازی دانش روانشناختی یاری رساند و با اشاره به نقد متفکران در پارادایم انتقادی به منابع تولید دانش غربی به دلیل سوگیریهای سیاسی و اجتماعی، این پرسش را مطرح کرد که آیا در مطالعات روانشناختی، تبعیضهایی در فهم انسان و یا یک “آپارتاید معرفتی” نسبت به انسان غربی وجود دارد یا خیر.علیزاده با استناد به مطالعات خود، به دیدگاه برخی علمای مسلمان مبنی بر “گونهگون بودن انسان” اشاره کرد و بیان داشت: قرآن کریم، انسانها را از منظر قانونمندیهای روانی شناختی و رفتاری به سه دسته مؤمن، کافر و فاسد تقسیم میکند که هر کدام سازوکارهای روانشناختی، باورها، عواطف و رفتارهای اختصاصی خود را دارند. وی تاکید کرد: تمایز میان فرهنگهای شرقی و غربی، از جمله جمعگرایی در شرق و فردگرایی در غرب، پیامدها و مدلهای رفتاری و ارزشگذاری متفاوتی را به دنبال دارد.وی روانشناسی فرهنگی را نمونهای آزموده شده و پیشرفته دانست که با کنار گذاشتن اصرار بر متدولوژی صرفاً تجربی، میتواند بر اساس منابع وحیانی غنیسازی شده و به توجه به ارزشهای اخلاقی ماخوذه از این منابع در مدل اخلاق توحیدی کمک کند.
مدیر حوزه علمیه خواهران کشور، با اشاره به مطالعات روانشناختی در جوامع ایمانی همچون ایران، گفت: رویکردهای نظام سرمایهداری لیبرال و نظام سلطه در پیشبینی رفتار انسان ایرانی مسلمان ناموفق بوده است.وی با بیان اینکه اندیشکدهها و پژوهشکدههای وابسته به این نظامها که به حمایت از مناسبات سیاسی و روابط بینالملل میپردازند، در درک رفتار جامعه ایرانی دچار چالش هستند، افزود: آنچه با واژگان فرهنگ دینی و در نگاه رهبری معظم انقلاب اسلامی از آن تحت عنوان «مبعوث شدن امت و ملت» یاد میشود، امروز در تبیینهای علوم اجتماعی و رفتاری با ابزارهای علم مدرن غربی به خوبی قابل واکاوی و توضیح نیست.مدیر حوزه علمیه خواهران کشور تاکید کرد: این موضوع نشان میدهد که ما نیازمند بازنگری در دیدگاههایمان هستیم و باید با نگاهی نو به مسائل بنگریم. وی ضرورت بهرهگیری از سامانههای دانشی و ابزارهای متفاوت با بنیانهای متفاوت را مورد تأکید قرار داد و بیان داشت: این همایش میتواند دانش «اخلاق توحیدی» را به عنوان عاملی پیشبرنده و اصلاحکننده در کنار انگارههای تثبیتشده جامعهشناسی و روانشناسی به میدان بیاورد.علیزاده در پایان خاطرنشان کرد: اخلاق اسلامی نیز میتواند از پیشرفتهای چشمگیر روانشناسی در جهت پیشبرد اهداف خود بهرهمند شود.
آذربایجانی: دانشگاه نسل چهارم نیازمند بازگشت به اخلاق و حکمت عملی است
حجت الاسلام و المسلمین مسعود آذربایجانی عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با اشاره به اهمیت رویکردهای نوین در آموزش عالی، بر ضرورت توجه به اخلاق و معنویت در نسل چهارم دانشگاهها و بازسازی علوم انسانی بر پایه حکمت عملی تأکید کرد.آذربایجانی به سیر تحول دانشگاهها اشاره کرد و گفت: ما سه نسل از دانشگاهها را پشت سر گذاشتهایم؛ نسل اول به دنبال کشف حقایق، نسل دوم به دنبال کاربردیسازی دانش و نسل سوم، به ویژه در نیمه دوم قرن بیستم، بر تولید ثروت و تجاریسازی دانش متمرکز بود.وی سپس به ظهور مفهوم «نسل چهارم دانشگاهها» اشاره کرد و افزود: فیلسوفانی چون لیوتار و ردز، دانشگاه نسل چهارم را دانشگاهی متعالی معرفی میکنند که در آن، تسلیم بازیهای محدودکننده کاربردپذیری و تولید ثروت نمیشویم و به دنبال عرضه مداوم امر غیرقابل عرضه هستیم.این عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، با استناد به سخنان لیوتار، هدف این رویکرد را فراهم آوردن تعبیری «ضد مدرن» از آموزش و یادگیری دانست که در آن، آموزش به عنوان جایگاه الزام درونی برای اقدامهای اخلاقی و نه صرفاً وسیلهای برای انتقال دانش علمی تلقی میشود. وی تأکید کرد: دانشگاه پاسخگوی پرسش عدالت خواهد بود، نه صرفاً معیارهای دیگر.آذربایجانی به مفهوم «حکمت عملی» ارسطو اختصاص داشت و با اشاره به رویکرد بازسازی علوم انسانی بر پایه این مفهوم، بیان کرد: گروه فلسفه علوم انسانی در پژوهشگاه ما بیش از یک دهه است که این موضوع را دنبال میکند.وی افزود: روانشناسی به عنوان یکی از شاخصترین علوم انسانی، میتواند خود را بر مدار حکمت عملی قرار دهد و با استفاده از این ادبیات، به تحول و بازسازی علوم انسانی و اسلامیسازی مورد نظر ما کمک کند.
آذربایجانی خاطرهای از شهید دکتر تهرانچی نقل کرد که بر اهمیت «حکمرانی علم» تأکید داشت و گفت: شهید تهرانچی، علم را در غرب مورد نقد جدی قرار داده بود و معتقد بود که در بحث دانشگاه، بحث حکمرانی علم، زیربنایی است.وی به کتابی اشاره کرد که به نقد و بررسی حکمرانی علم در آمریکا میپردازد و افزود: اگر بخواهیم به علوم انسانی به ویژه در دانشگاه عنایت ویژه داشته باشیم، باید به حکمرانی علم که پشتوانه علوم انسانی است توجه کنیم و یکی از راههای خروج از این چالش، بازگشت به حکمت است.آذربایجانی به کتاب «جابهجایی قدرت» اثر آلوین تافلر اشاره کرد و در تشریح مظاهر قدرت از دیدگاه تافلر، به سه جلوه زور، ثروت و دانش اشاره کرد و گفت: تافلر معتقد است که ما از دوره زور به سمت ثروت و از ثروت به سمت اطلاعات و دانش حرکت کردهایم.اخلاق و روانشناسی در چهار محور با یکدیگر تعامل دارندعضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، به بررسی نسبت اخلاق و روانشناسی پرداخت و چهار محور اصلی تعامل این دو حوزه را تشریح کرد و با اشاره به کتابی که حدود سی سال پیش منتشر شده و به بیانیهی امام خمینی (ره) در رد “نشستن پشت در” اشاره دارد، بر ضرورت توجه به قدرت اخلاق در کنار قدرتهای مادی و ظاهری تأکید کرد.آذربایجانی بیان داشت: قدرت نمایی و نشان دادن جایگاه واقعی، نیازمند در نظر گرفتن سه نکته کلیدی است. با توجه به شرایط کنونی و تلاشهایی که علیه ایران صورت میگیرد، نیاز به اخلاق در مواجهه با قدرت زورگویان، چه در شکل سنتی و چه در قالبهای جدید دانشبنیان، بیش از پیش احساس میشود.
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه، امکان بهرهگیری از روشهای کمی، کیفی و ترکیبی موجود در روانشناسی را برای پژوهش در حوزه اخلاق فراهم دانست و بر اهمیت روانسنجی در اخلاق تأکید کرد و گفت: سنجش مفاهیمی چون شجاعت، سخاوت، عفت و حکمت، و همچنین اندازهگیری سطوح تکبر، میتواند افقهای جدیدی را در پژوهشهای اخلاقی بگشاید.آذربایجانی به پیمایش ارزشها و نگرشهای ایرانیان اشاره کرد و با بیان اینکه حتی در این پیمایشها نیز خلاهای روشی دیده میشود، بر لزوم استفاده دقیق از روانشناسی برای بهتر پیمایش وضعیت ایرانیان تأکید نمود. وی همچنین به امکان استفاده از پژوهشهای عقلی و متنی در اخلاق برای روانشناسی اشاره کرد و این دادوستد را دو سویه دانست.آذربایجانی به عرصههای وسیع مشترک میان شاخههای مختلف روانشناسی (اجتماعی، بالینی، زوج و شخصیت) و اخلاق اشاره کرد.وی به آثار ابوزید احمد بن سهل بلخی، دانشمند ایرانی قرن سوم هجری، در کتاب «أمثال القرآن» اشاره کرد و گفت: بلخی در این کتاب به بحثی پرداخته که امروزه میتوان آن را ترب بین رذائل اخلاقی و اختلالات روانشناختی دانست.وی با طرح سوالی که آیا این همپوشانی تنها به موارد معدودی مانند شباهت شخصیت خودشیفته با اوج و تکبر، یا شخصیتهای ضداجتماعی با خشونت و پرخاشگری محدود میشود؟ بر دشواری ترسیم مرز دقیق بین جنبههای اخلاقی مؤثر فرد و بیماری نیازمند درمان تأکید کرد. وی همچنین به نقش روانشناسی مثبتنگر در برجسته کردن توانمندیهای اخلاقی مانند شجاعت، شکر، راستی و بخشش اشاره کرد که نشان میدهد مرزهای موضوعی میتواند انعطافپذیرتر باشد.
آذربایجانی به بحث رابطه علت و معلولی اشاره کرد و گفت: روانشناسی در بسیاری از موارد، اخلاق را یک امر تجویزی میداند و در مقابل، به نگاه برخی از اندیشمندان مانند دکتر سروش در کتاب «دانش و ارزش» اشاره کرد که دیواری بلند بین این دو حوزه قائل میشوند و بر لزوم دادوستد واقعی بین این دو علم تأکید نمود.آذربایجانی گفت: امیدوارم که با در نظر گرفتن این چهار محور، تعامل سازندهای بین اخلاق و روانشناسی شکل گیرد و بتوان از ظرفیتهای هر دو حوزه برای حل چالشهای فردی و اجتماعی بهره برد.عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، در تشریح تعامل میان اخلاق و روانشناسی، به خصوص در مفاهیمی چون خودگرایی، دیگرگرایی، اراده و اختیار، گفت: امروزه دیگر دیوار معرفتی میان این دو حوزه فرو ریخته و مباحث روانشناختی قابلیت داد و ستد با حوزههای اخلاقی را دارند.وی با بیان اینکه روانشناسی میتواند از اخلاق یاری بگیرد و بالعکس، افزود: محور چهارم تعامل، به اهداف و غایات بازمیگردد. روانشناسی اهداف خود را از سطوح پایینتر مانند سازگاری و درمان بیماریها تا اهداف بلندمدتتری چون سلامت کلی و خودشکوفایی که توسط روانشناسانی چون یونگ مطرح میشود، دنبال میکند.آذربایجانی ادامه داد: در سوی دیگر، اخلاق نیز مفاهیمی چون سعادت، ارتقای رذائل به فضائل و همچنین فضائل اخلاقی را مد نظر قرار میدهد. این مفاهیم به طور قطع میتوانند در حوزه بهداشت روانی که دانش کاملاً روانشناختی است، تأثیرگذار باشند. اهدافی که در بهداشت روان مطرح میشوند، میتوانند از اخلاق وام گرفته شوند.
وی همچنین به روانشناسی کمال به عنوان شاخهای که نظریههای متعددی در آن وجود دارد، اشاره کرد و گفت: در این حوزه نیز میتوان به بحث تعامل میان اخلاق و روانشناسی پرداخت.
معتمدی: روانشناسی معاصر از افراطهای گذشته فاصله گرفته است
عبدالله معتمدی عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، با بیان اینکه موضوع «اخلاق و روانشناسی» از جهات مختلف دارای اهمیت است، گفت: پیشینه روانشناسی اخلاق، پیشینهای شناختهشده در ادبیات علمی دارد و تقریباً در همه مکاتب فلسفی و تربیتی، رشد اخلاقی بهعنوان یک هدف اساسی تربیت مورد توجه بوده است، مگر در موارد معدودی که کمتوجهی صورت گرفته است.عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در جمهوری اسلامی ایران نیز توجه به اخلاق و رشد اخلاقی در اسناد بالادستی نظام تعلیم و تربیت، چه در آموزشوپرورش و چه در دانشگاهها و سایر نهادهای مرتبط، مورد تأکید قرار گرفته است؛ هرچند تحقق کامل اهداف اخلاقی در جامعه و نظام تربیتی همچنان نیازمند سازوکارهای مؤثرتر است.وی با اشاره به جایگاه محوری اخلاق در دین اسلام تصریح کرد: اخلاق در منظومه اسلامی مبتنی بر قرآن و سنت است و برای انسان تربیتیافته اسلامی، یک مؤلفه اصلی و محوری بهشمار میرود. حدیث شریف «إنما بُعثتُ لأتمم مکارم الأخلاق» نیز بهروشنی جایگاه والای اخلاق را در رسالت پیامبر اکرم(ص) نشان میدهد.معتمدی خاطرنشان کرد: شاخههای مختلف روانشناسی از گذشته تاکنون به موضوع اخلاق توجه داشتهاند. امروز نیز رشتهای مستقل تحت عنوان «روانشناسی اخلاق» شکل گرفته که به بررسی چگونگی شکلگیری قضاوتهای اخلاقی، رفتارهای اخلاقی و عواطف مرتبط میپردازد.
وی افزود: در روانشناسی تحولی، مسئله تحول اخلاقی همواره مورد توجه صاحبنظران بوده است. در روانشناسی بالینی نیز به علل رفتارهای غیراخلاقی پرداخته میشود و برای پیشگیری یا اصلاح این رفتارها برنامهریزی صورت میگیرد. همچنین در حوزه کار بالینی، موضوع اخلاق حرفهای، از جمله رازداری و نحوه ارتباط با مراجع، جایگاه ویژهای دارد.عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در روانشناسی اجتماعی، مفاهیمی مانند فشار گروهی و تأثیر موقعیت بر رفتار انسانها بررسی شده و مطالعات نشان داده است که افراد عادی ممکن است در شرایط خاص، رفتارهای شدیداً غیراخلاقی از خود بروز دهند. در روانشناسی فرگشتی نیز نقش رفتار اخلاقی در بقای انسان مورد مطالعه قرار میگیرد.وی بیان کرد: حتی در عصبشناسی، پژوهشها به این موضوع میپردازند که کدام بخشهای مغز هنگام تصمیمگیریهای اخلاقی یا مواجهه با تعارضهای اخلاقی فعال میشوند. در روانشناسی شخصیت و تربیتی نیز مباحث اخلاقی به اشکال مختلف مورد توجه قرار گرفته است.معتمدی با جمعبندی رویکردهای روانشناسی نسبت به اخلاق گفت: بهطور کلی میتوان گفت روانشناسی با دو رویکرد به اخلاق وارد شده است؛ نخست رویکرد توصیفی یا هنجاری در چارچوب روانشناسی علمی که بیشتر به توصیف وضعیتها و شرایط اخلاقی میپردازد و کمتر جنبه تجویزی دارد.وی افزود: در مقابل، در روانشناسی حرفهای با رویکردی آرمانگرایانه مواجه هستیم که برای دستیابی به ارزشهای والای اخلاقی تلاش میکند؛ هرچند بسیاری از مفاهیم اخلاق حرفهای، ریشه در مباحث فلسفی دارند و از دل خود روانشناسی بهصورت مستقیم استخراج نشدهاند.
عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی تأکید کرد: به نظر میرسد جریان روانشناسی در سده اخیر از افراط و تفریطهای گذشته و نظریههای بسته و خشک فاصله گرفته و به سمت رویکردی متعادلتر حرکت کرده است؛ رویکردی که دیگر بر ارزشزدودگی یا اخلاقزدودگی تأکید ندارد و نگاه منعطفتری به مفاهیم انسانی و اخلاقی دارد.عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، با تأکید بر تحول نگاه روانشناسان در حوزه قضاوتهای اخلاقی، اظهار داشت: در گذشته پژوهشهای روانشناسی اخلاق بیشتر بر ارتباط میان قضاوتهای اخلاقی و تحول شناختی متمرکز بود و صاحبنظرانی چون پیازه و کلبرگ قضاوت اخلاقی را ناشی از رشد و استدلال شناختی انسان میدانستند. وی افزود: با این حال، از ابتدای دهه ۲۰۰۰ میلادی و با طرح نظریه «شهود اجتماعی» توسط جاناتان هایت، پارادایم جدیدی در حوزه قضاوتهای اخلاقی شکل گرفت که بر پایه شهود و واکنشهای غیرشناختی بنا شده است.بر اساس این نظریه، قضاوت اخلاقی ریشه در استدلالهای عقلانی ندارد، بلکه واکنشی شهودی است که پس از وقوع آن، انسان با عقلانیسازی، تلاش میکند رفتار یا قضاوت خود را توجیه کند. معتمدی ادامه داد: هایت و همکارانش در ادامه مطالعات خود بنیادهای شهودی اخلاق را معرفی کردند؛ او معتقد است این بنیادها منشأی زیستی و تکاملی دارند و در همه انسانها بهصورت مشترک وجود دارند. این بنیادها شامل مفاهیمی چون انصاف، وفاداری، احترام به قدرت، تقدس و طهارت، آزادی، مراقبت و دیگر ارزشهای انسانی هستند که ریشهای عمیق در زیست بشر دارند و موجب شکلگیری قضاوتهای اخلاقی در جوامع مختلف میشوند.
وی با اشاره به اهمیت این دیدگاه در روانشناسی بومی و اسلامی گفت: در روانشناسی امروز، توجه به چنین رویکردهایی میتواند زمینهساز بازآفرینی مفاهیم اخلاقی در چارچوب فرهنگی و دینی جامعه ما باشد. بخشی از روانشناسی اسلامیسازی، از رهگذر بومیسازی مفاهیمی چون اخلاق، عقلانیت و خردمندی قابل تحقق است. معتمدی تأکید کرد: در فلسفه اسلامی بحثهای گستردهای درباره عقل و جایگاه آن وجود دارد، در حالیکه روانشناسی معاصر کمتر به این موضوع پرداخته است. ورود چنین مفاهیمی به فضای روانشناسی اسلامی میتواند زایندگی علمی و نظری ایجاد کند و حتی مورد استقبال جامعه علمی جهانی قرار گیرد. وی با اشاره به برگزاری این رویداد علمی، خاطرنشان کرد: یکی از مأموریتهای چنین همایشهایی برجستهسازی مفاهیم ریشهدار در متون اسلامی و فراهمسازی زمینهای برای پژوهشهای نوین است. اگر بتوانیم با نگاهی فلسفی و تحلیلی به این مباحث ورود کنیم، روانشناسی اسلامی ما ظرفیت آن را دارد که در عرصه جهانی نیز مورد توجه قرار گیرد.
رفیعیهنر: نماد روانشناسی باید تلفیقی از «قلب و مغز» و در برگیرنده پیوند انسان با وحی باشد
حجت الاسلام و المسلین حمید رفیعیهنر عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، درباره ایده و مؤلفههای طراحی پوستر توضیح داد و گفت: در بسیاری از رویکردهای رایج جهانی، نماد روانشناسی معمولاً به نمایش «مغز» محدود میشود، اما در نگاه سنت دینی، جایگاه انسان صرفاً ذهن یا مغز نیست و «غرب» هم در برداشتهای این نگاه، دارای جایگاهی ویژه است.وی افزود: در این پوستر تلاش شده تلفیقی از «قلب و مغز» در قالب یک مسیر رشد انسانی دیده شود؛ به این معنا که شکوفهها و شاخههای تصویر از قلب آغاز میشوند و به سمت ذهن، ضمیر و اثرگذاری در شخصیت فرد حرکت میکنند.رفیعی در ادامه به «نور» و «آسمانِ آزاد» بهعنوان بخشهای دیگر این نماد اشاره کرد و گفت: در طراحی، ارتباط انسان با عالم متعالی و پیوند او با وحی نیز مورد توجه قرار گرفته است.رفیعیهنر به محورهای همایش ملی «اخلاق و روانشناسی» پرداخت و گفت: این محورها با جلسات متعدد، از اردیبهشت سال گذشته با اعضای شورای همایش و نیز با برگزاری نشستهای مجازی و حضوری کمیتههای تخصصی، جمعبندی و نهایی شده است؛ این همایش دارای چند محور اصلی و زیرمحورهایی است که هر کدام با ادبیات علمی و پژوهشی مورد توجه قرار میگیرد.وی نخستین محور را «فلسفه اخلاق و روانشناسی» دانست؛ محوری که به حوزههای انتزاعی، روششناسی و پیشفرضهای نظری میپردازد. دومین محور نیز «اخلاق شخصی و تحول روانی» معرفی شد که ارتباط اخلاق با روانشناسی شخصیت، روانشناسی تحولی و رشد را بررسی میکند. سومین محور، «اخلاق آسیبشناسی روانی برای رواندرمانی» عنوان شد که به گفته وی عرصه مهمی است و استادان با رویکردهای متفاوت آن را طرح کردهاند.
وی افزود: چهارمین محور همایش «اخلاق، سلامت روان و شادکامی» است که جنبههای شکوفایی و گرایشمندی را در پیوند با حوزه اخلاق دنبال میکند. پنجمین محور نیز «اخلاق و روانسنجی» و حوزه «سنجشهای اخلاقی» است؛ موضوعی که به امکان اندازهگیری و سنجش مؤلفههای اخلاقی مرتبط با روانشناسی میپردازد. محور ششم، «اخلاق خانواده و روانشناسی فرهنگی» نام گرفت که به انتقال ارزشهای اخلاقی در خانواده، تغییرات فرهنگی و تنوع فرهنگی توجه دارد.رفیعیهنر در ادامه به محور هفتم اشاره کرد که «اخلاق رسانه و روانشناسی سیاسی» را دربر میگیرد و گفت: با توجه به شرایط و رویدادهای اخیر در جهان و ایران، ارتباط میان اخلاق و روانشناسی سیاسی و نیز مدیریت افکار عمومی توسط رسانهها و مجموعههای سیاسی، موضوعی است که نمیتوان از بررسی آن غافل شد. محور هشتم نیز «اخلاق روانشناسی در بحران و تصمیمگیریهای اخلاقی» معرفی شد و درباره نقش بحران در شکلگیری تصمیمهای اخلاقی سخن گفت.وی همچنین با اشاره به یک محور ویژه، گفت: به پیشنهاد و نظر اساتید، «اخلاق و روانشناسی مقاومت» بهعنوان محور خاص در همایش گنجانده شده است. از سال گذشته این موضوع دیده میشد، اما طی زمان، اهمیت و جدیت آن بیشتر نمایان شده و اکنون تعامل میان اخلاق و روانشناسی مقاومت بهعنوان یک جریان پژوهشی مستقل مورد توجه قرار گرفته است. رفیعیهنر تأکید کرد: پدیدههایی مانند آنچه در جمهوری اسلامی در ماههای اخیر در جبهه مقاومت دیده شده، «پرده از سازهها و واقعیتهایی» برمیدارد که علوم انسانی و علوم اجتماعی امروز قادر نیستند بهطور کامل آن را تبیین کنند و از اینرو، نیاز است ایدههایی با عنوان «روانشناسی مقاومت» در ادبیات علم وارد و چارچوبمند شود.
وی زمانبندی همایش را اعلام کرد و گفت: اصل برگزاری همایش در دیماه سال جاری در نظر گرفته شده است. مهلت ارسال چکیده مقالات تا «سی تیرماه ۱۴۰۵» اعلام شد و همچنین «سی مهرماه ۱۴۰۵» بهعنوان مهلت ارسال اصل مقالات تعیین شده است و همایش دارای سایت و امکان دریافت اطلاعات است و پژوهشگران برای مشارکت و ارسال آثار میتوانند از مسیرهای اعلامشده اقدام کنند.