دسترسی سریع |

پژوهشی درباره نقش قرآن در تنظیم روابط اجتماعی؛

مرجعیت قرآن برای تنظیم روابط اجتماعی در جامعه توحیدی، از «ایمان و کفر» تا موانع تحقق اجتماعی

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دکتر سیدمحسن میرسندسی، عضو هیأت علمی پژوهشکده اسلام تمدنی، در پژوهشی با محوریت «مرجعیت قرآن در تنظیم روابط اجتماعی جامعه توحیدی» بر این نکته تأکید می‌کند که قرآن تنها به توصیه‌های اخلاقی فردی بسنده نکرده، بلکه در مقام طراحی و تنظیم روابط اجتماعی نیز چارچوبی روشن ارائه داده است، چارچوبی که قابلیت تحقق اجتماعی دارد، اما تحقق آن منوط به شناخت موانع و اتخاذ سیاست‌های فرهنگی و آموزشی متناسب است.

تنظیم روابط اجتماعی بر پایه دو مفهوم کلیدی
براساس نتایج این تحقیق، با دقت در محتوای آیات قرآنی روشن می‌شود که تنظیم روابط در جامعه توحیدیِ مورد نظر قرآن، عمدتاً بر مبنای دو مفهوم بنیادین «ایمان» و «کفر» صورت می‌گیرد. این دوگانه، نقش معیار تشخیص و جهت‌دهی به نوع تعاملات اجتماعی را ایفا می‌کند و به مؤمنان می‌آموزد در موقعیت‌های مختلف اجتماعی— از روابط درون‌گروهی تا تعامل با دیگر گروه‌ها—چه رویکردهایی را اتخاذ کنند.

پژوهش دکتر میرسندسی نشان می‌دهد قرآن برای تعامل صحیح مؤمنان با یکدیگر و نیز با سایر گروه‌های اجتماعی، مجموعه‌ای از راهبردها را پیشنهاد می‌کند که می‌توان آن‌ها را در دو دسته اصلی صورت‌بندی کرد:
اقدامات ایجابی (الزامی و مؤکد از نگاه قرآن)
اقدامات سلبی (تهدیدمحور و خطرآفرین برای جامعه مؤمنان)

اقدامات ایجابی: راهبردهای تقویت‌کننده روابط اجتماعی
۱) توسعه روابط برادری میان مؤمنان
در این پژوهش، «اخوت و برادری» به‌عنوان یکی از ستون‌های اصلی جامعه توحیدی معرفی می‌شود. بر اساس آیات مورد بررسی، جامعه مؤمنان زمانی می‌تواند به انسجام و تاب‌آوری اجتماعی برسد که پیوندهای برادرانه، همکاری و همیاری متقابل در آن فعال و نهادینه باشد. این نگاه، اخوت را صرفاً یک توصیه عاطفی نمی‌بیند، بلکه آن را یک سازوکار اجتماعی برای همبستگی و پیشگیری از شکاف‌های اجتماعی تلقی می‌کند.

۲) احتیاط در برابر منافقان
یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد قرآن هم‌زمان که بر انسجام مؤمنان تأکید دارد، نسبت به «نفاق» نیز هشدار جدی می‌دهد. در این چارچوب، منافقان از منظر قرآنی می‌توانند به‌عنوان یک عامل تضعیف‌کننده اعتماد اجتماعی و تهدیدکننده سرمایه اجتماعی عمل کنند، بنابراین بخشی از تنظیم روابط اجتماعی در جامعه توحیدی، ناظر به هوشیاری، مرزبندی رفتاری و شناخت الگوهای کنش منافقانه است.

۳) تنظیم روابط با پیروان سایر ادیان
این پژوهش همچنین نشان می‌دهد قرآن برای تعامل با «اهل سایر ادیان» نیز نسخه‌ای قابل بررسی و متنوع ارائه می‌کند، به‌گونه‌ای که روابط اجتماعی، گفت‌وگو و همزیستی در چارچوب‌هایی قابل تنظیم است و می‌تواند به کاهش تنش و افزایش فهم متقابل کمک کند. از منظر این تحقیق، جامعه توحیدی صرفاً جامعه‌ای بسته و منزوی تعریف نمی‌شود، بلکه می‌تواند در میدان تعاملات اجتماعی، مناسباتی قاعده‌مند و مسئولانه شکل دهد.

اقدامات سلبی: هشدارها و تهدیدهای مخرب روابط اجتماعی
در کنار توصیه‌های ایجابی، پژوهش میرسندسی مجموعه‌ای از رفتارها و گرایش‌ها را به‌عنوان «تهدید» برای جامعه مؤمنان استخراج و صورت‌بندی می‌کند:

۱) انفعال و سستی در برابر دشمنان
یکی از محورهای سلبی، هشدار نسبت به رخوت، انفعال و سستی در شرایط تهدید است، وضعیتی که می‌تواند جامعه را از توان دفاع اجتماعی و فرهنگی تهی کرده و زمینه نفوذ و آسیب‌پذیری را افزایش دهد.

۲) تأثیرپذیری از محیط‌های طاغوتی
بر اساس یافته‌های تحقیق، قرآن نسبت به «اثرپذیری هویتی و رفتاری» از فضاهای طاغوتی هشدار می‌دهد، چراکه این نوع اثرپذیری می‌تواند ارزش‌ها و سبک زندگی جامعه توحیدی را دچار استحاله کند و به تغییر جهت‌گیری‌های اجتماعی بینجامد.

۳) برقراری روابط عمیق و تعیین‌کننده با کافران
این بخش از تحقیق بر این ایده تأکید می‌کند که قرآن، برخی سطوح از پیوندهای عمیق و سرنوشت‌ساز با کافران را برای جامعه مؤمنان پرخطر می‌داند، زیرا این روابط می‌تواند به وابستگی، نفوذ، یا تضعیف استقلال اجتماعی و فرهنگی منجر شود.
اهکارهای پیشنهادی برای ارتقای روابط اجتماعی بر مبنای قرآن
پژوهش، علاوه بر تحلیل مفهومی و دسته‌بندی راهبردها، پیشنهادهایی اجرایی برای «ارتقای سطح روابط اجتماعی متناسب با آموزه‌های قرآنی» ارائه می‌دهد:
۱) بازنگری و توسعه آموزش‌های توحیدی با رویکرد اجتماعی
ارزیابی، نقد و توسعه برنامه‌های آموزشی که اصول توحیدی و اثرات آن بر روابط اجتماعی را تبیین می‌کنند، به‌عنوان یکی از مؤثرترین مسیرهای تغییر فرهنگی معرفی شده است. از نگاه پژوهش، آموزش می‌تواند پیشران تبدیل آموزه به رفتار اجتماعی باشد.

۲) تقویت گفت‌وگوهای اجتماعی و بین‌ادیانی و ایجاد کانون‌های مدنی
ایجاد فضاهای گفت‌وگو و تبادل نظر—چه در مسائل داخلی جامعه و چه میان پیروان ادیان—به‌عنوان زمینه‌ای برای تقریب اندیشه‌ها و اصلاح مناسبات انسانی مطرح می‌شود. همچنین تشکیل کانون‌ها و نهادهای مدنی که همزیستی، احترام متقابل و دفاع از منافع مشترک را پیگیری کنند، از پیشنهادهای کلیدی این تحقیق است.

۳) نهادینه‌سازی فرهنگ اخوت با سازوکارهای عملی
این پژوهش، نیاز فکری و فرهنگی جامعه به تعمیق «فرهنگ برادری» را در سطح داخلی و نیز در سطح بین‌المللی با مؤمنان واقعی یادآور می‌شود. در ادامه، سازماندهی فعالیت‌های داوطلبانه و خیریه به‌عنوان یک الگوی عملی برای تقویت همکاری و همیاری متقابل، پیشنهاد می‌شود.

۴) افزایش سواد اجتماعی درباره نفاق و پیامدهای آن
با توجه به تأکید قرآن بر هشدار نسبت به نفاق، تحقیق پیشنهاد می‌کند مضامین مرتبط با نفاق و آثار سوء آن در جامعه، در برنامه‌های آموزشی و مذهبی گنجانده شود تا امکان شناخت الگوهای رفتاری منافقانه و تفکیک آن از رفتار صادقانه تقویت شود.
۵) قانون‌گذاری مبتنی بر کرامت انسانی و نفی تبعیض
در پیشنهادهای طرح‌شده، بر این نکته نیز تصریح شده است که قوانین باید بر احترام به حقوق بشر و حرمت‌های انسانی مبتنی باشند و هرگونه تبعیض و نژادپرستی را محکوم کنند، امری که می‌تواند بستر حقوقی لازم برای روابط اجتماعی سالم را تقویت کند.

جمع‌بندی پژوهش
در جمع‌بندی این تحقیق آمده است که سیاست‌های اجتماعی و فرهنگی مبتنی بر آموزه‌های قرآن، ظرفیت آن را دارند که به شکل‌گیری «جامعه‌ای یکپارچه و توحیدی» کمک کنند، جامعه‌ای که نه‌تنها سعادتمندی مؤمنان را دنبال می‌کند، بلکه موجب تقویت بنیان‌های اجتماعی و فرهنگی نیز می‌شود. بر این اساس، نتایج پژوهش می‌تواند به‌عنوان «نقشه راه» برای مسلمانان در ایجاد روابط سازنده، مثبت و قاعده‌مند—چه در میان خود و چه در تعامل با دیگر اقشار جامعه—مورد استفاده قرار گیرد.

آخرین اخبار