به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دکتر سیدمجید ظهیری، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در ششمین یادداشت از سلسله یادداشتهای «عرفان نوظهور و عرفان اسلامی» به بررسی و مقایسه مؤلفههای اصلی عرفانهای نوظهور با عرفان اسلامی پرداخت و بر وجود شکافهای بنیادین میان این دو رویکرد تأکید کرد.
وی با اشاره به مقایسه ویژگیهای هفتگانه عرفانهای نوظهور و عرفان اسلامی اظهار داشت: بررسی این مؤلفهها نشان میدهد که در نخستین محور، یعنی جایگاه خداوند و خداشناسی، تعارضی آشکار میان عرفانهای نوظهور و عرفان اصیل اسلامی وجود دارد. به گفته وی، آموزههای توحیدی اسلام و بهویژه عرفان اهلبیت(ع)، هرگونه همهخداانگاری، تصور خدای غیرمتشخص، تساهل در باورهای دینی و پذیرش پلورالیسم دینی در حوزه معرفت را مردود میدانند.
دکتر ظهیری با تأکید بر جایگاه معاد در نظام معرفتی اسلام افزود: اعتقاد به معاد آنگونه که از سوی پیامبران الهی(ع) تبیین شده و وحی الهی آن را تأیید میکند، از ارکان اساسی عرفان اسلامی به شمار میرود؛ در حالی که بسیاری از فرقههای نوظهور، چه بهصورت آشکار و چه در قالب آموزههای پنهان، با ترویج اندیشه تناسخ در تعارض جدی با این اصل بنیادین قرار میگیرند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی همچنین با اشاره به نگاه اجتماعی عرفان اسلامی تصریح کرد: هر نوع معنویتگرایی که انسان را به انزوا، خودفرورفتگی، بیتفاوتی نسبت به مسائل اجتماعی و کنارهگیری از تحولات جامعه سوق دهد، در مکتب اهلبیت(ع) جایگاهی ندارد. عرفان اسلامی، معنویتی فعال، مسئولیتپذیر و حاضر در متن جامعه است و نه معنویتی منزوی و دور از عرصههای اجتماعی.
وی در ادامه به موضوع شریعتمداری پرداخت و خاطرنشان کرد: برخی از جریانهای عرفانی نوظهور در حوزه التزام به شریعت بهگونهای عمل کردهاند که تبیین حقیقت معنویت در این فرقهها با دشواری جدی مواجه است. به اعتقاد وی، فاصله این جریانها با معیارهای اخلاقی و معنوی اسلام در برخی موارد به اندازهای است که بیان آن موجب شگفتی میشود.
دکتر ظهیری در بخش دیگری از این یادداشت، شاکله معرفتی عرفانهای نوظهور را مورد نقد قرار داد و گفت: شکاکیت معرفتشناختی، نسبیگرایی، ضدواقعگرایی معرفتی و ارزشی، کثرتگرایی دینی و سکولاریسم از جمله مؤلفههایی است که در بسیاری از این جریانها مشاهده میشود و با مبانی معرفتی اسلام ناسازگار است.
وی در پایان با اشاره به مسئله لیبرالیسم جنسی در برخی از فرقههای نوظهور تأکید کرد: این رویکرد یکی از مهمترین نشانههای فاصله عمیق عرفانهای نوظهور با معنویت اصیل اسلامی است و نشان میدهد که این جریانها در حوزه اخلاق و سبک زندگی نیز تفاوتهای بنیادینی با عرفان برخاسته از مکتب اهلبیت(ع) دارند. به عبارتی لیبرالیسم جنسى خصوصیتى است که فاصلهى از خاک تا افلاک این فرقهها را از عرفان و معنویت در مکتب اهل بیت (ع) نشان مىدهد. بر اساس این یادداشت، مقایسه مؤلفههای عرفانهای نوظهور و عرفان اسلامی نشان میدهد که تفاوتهای این دو تنها در برخی آموزههای جزئی خلاصه نمیشود، بلکه در اصول بنیادینی همچون توحید، معاد، شریعت، مسئولیت اجتماعی، معرفتشناسی و اخلاق، شکافهای عمیق و تعیینکنندهای میان آنها وجود دارد.