به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دکتر سیدعلیرضا واسعی، عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی، در پژوهشی با عنوان «تحلیلی جامعهشناختی از فرهنگ بومیان مغرب در تبلیغ اندیشههای اسماعیلی»، به بررسی نقش فرهنگ و ساختارهای اجتماعی قبایل بربر در موفقیت دعوت اسماعیلی و شکلگیری دولت فاطمیان پرداخت.
وی با اشاره به شرایط تاریخی مغرب اسلامی در آستانه ظهور فاطمیان اظهار کرد: فاطمیان در زمانی وارد مغرب شدند که این منطقه با آشفتگیهای سیاسی، ضعف حکومت مرکزی و رقابتهای گسترده میان قبایل روبهرو بود. هرچند مردم این سرزمین با آموزههای اسلام آشنایی داشتند، اما مناسبات اجتماعی همچنان بر پایه نظام قبیلهای، پیوندهای خویشاوندی و عصبیتهای قومی استوار بود و همین ویژگیها، مهمترین بستر اجتماعی تحولات آن دوره را تشکیل میداد.
واسعی با طرح این پرسش که داعیان اسماعیلی چگونه توانستند از ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی قبایل مغرب برای پیشبرد اهداف تبلیغی خود استفاده کنند، گفت: یافتههای این پژوهش نشان میدهد ابوعبدالله الشیعی، بهعنوان برجستهترین داعی اسماعیلی در مغرب، شناختی عمیق از ویژگیهای فرهنگی و اجتماعی قبایل بربر، بهویژه کتامه و صنهاجه، داشت و همین شناخت را به ابزاری راهبردی برای گسترش دعوت اسماعیلی تبدیل کرد.
وی افزود: در جامعه قبیلهای مغرب، عواملی همچون شیوخیت، جایگاه نسب، عصبیت قبیلهای، وفاداریهای خویشاوندی و منزلت بزرگان قبایل، نقش تعیینکنندهای در هدایت افکار عمومی و بسیج اجتماعی داشت. ابوعبدالله الشیعی نیز بهجای مقابله با این ساختارها، تلاش کرد دعوت اسماعیلی را در چارچوب همین نظام اجتماعی سامان دهد و از ظرفیتهای موجود برای ایجاد همبستگی و انسجام بهره ببرد.
عضو هیأت علمی پژوهشکده اسلام تمدنی تصریح کرد: یکی از مهمترین سیاستهای ابوعبدالله الشیعی، حفظ ساختار سنتی قبایل و پرهیز از برهم زدن نظم اجتماعی آنان بود. وی نهتنها با شیوخ قبایل تعامل گسترده برقرار کرد، بلکه امور تبلیغی و سازمان دعوت را نیز با هنجارها، ارزشها و سازوکارهای فرهنگی جامعه قبیلهای هماهنگ ساخت؛ اقدامی که موجب افزایش اعتماد عمومی و پذیرش گسترده دعوت اسماعیلی شد.
واسعی خاطرنشان کرد: قبیله کتامه بهتدریج به مهمترین پایگاه اجتماعی و نظامی دعوت اسماعیلی تبدیل شد و پس از آنکه حمایت کامل این قبیله از ابوعبدالله الشیعی جلب شد، وی توانست دامنه نفوذ خود را به سایر قبایل و مناطق مغرب گسترش دهد و زمینه شکلگیری یک حرکت فراگیر سیاسی و مذهبی را فراهم سازد.
وی ادامه داد: حمایت گسترده قبایل بربر، بهویژه کتامه، سبب شد دعوت اسماعیلی از مرحله تبلیغ و اقناع فکری عبور کرده و وارد مرحله سازماندهی نظامی شود. بسیاری از موفقیتهای نظامی فاطمیان در برابر حکومتها و قبایل رقیب، مرهون همین پشتوانه اجتماعی و همراهی نیروهای بومی بود که با انگیزههای اعتقادی و هویت قبیلهای در کنار داعیان اسماعیلی قرار گرفتند.
این پژوهشگر تاریخ اسلام با بیان اینکه موفقیت فاطمیان تنها نتیجه قدرت نظامی نبود، اظهار داشت: مهمترین سرمایه آنان، توانایی در فهم فرهنگ جامعه مقصد و استفاده از ظرفیتهای بومی برای ایجاد مشروعیت اجتماعی بود. فاطمیان دریافتند که بدون جلب اعتماد قبایل و احترام به هویت فرهنگی آنان، امکان تثبیت قدرت سیاسی در مغرب وجود ندارد.
واسعی همچنین به نقش دیگر قبایل حامی فاطمیان اشاره کرد و گفت: علاوه بر کتامه، قبایلی همچون زواره و ضریسه در منطقه بجایه و نیز قبیله بزرگ صنهاجه، از مهمترین حامیان دعوت اسماعیلی و دولت فاطمی به شمار میرفتند و در توسعه قلمرو و استقرار حکومت آنان نقش مؤثری ایفا کردند.
وی تأکید کرد: بررسی تجربه فاطمیان نشان میدهد که موفقیت جریانهای دینی و سیاسی، بیش از آنکه به ابزارهای سخت وابسته باشد، به شناخت دقیق فرهنگ، ساختارهای اجتماعی و سرمایههای بومی هر جامعه بستگی دارد. ابوعبدالله الشیعی با بهرهگیری از همین رویکرد، توانست از ظرفیتهای فرهنگی قبایل مغرب برای تبدیل یک دعوت مذهبی به یک قدرت سیاسی تأثیرگذار استفاده کند.
عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی در پایان خاطرنشان کرد: این پژوهش که با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است، نشان میدهد تعامل هوشمندانه با فرهنگ بومی، احترام به هویت اجتماعی قبایل و استفاده از ظرفیتهای درونی جامعه، از مهمترین عوامل موفقیت دعوت اسماعیلی در مغرب و شکلگیری یکی از تأثیرگذارترین حکومتهای تاریخ اسلام، یعنی دولت فاطمیان، به شمار میرود.