به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، حجت الاسلام و المسلمین مرتضی غرسبان طی یاددشتی بیان کرد؛انقلاب اسلامی ایران از آغاز شکلگیری خود در سال ۱۳۵۷ تاکنون، مسیر پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است. این انقلاب نهتنها یک تحول سیاسی، بلکه یک حرکت عمیق اجتماعی و فرهنگی بود که با اتکا به ایمان مردم، رهبری الهی و آرمانهای اسلامی شکل گرفت. در طول نزدیک به نیم قرن گذشته، دشمنان داخلی و خارجی تلاشهای گستردهای برای توقف یا نابودی این حرکت انجام دادهاند؛ اما جمهوری اسلامی همچنان پابرجا و استوار به مسیر خود ادامه داده است.
رهبر شهید انقلاب در دیدار با مردم آذربایجان شرقی فرمودند: «جمهوری اسلامی یعنی یک ملت زنده؛ جمهوری اسلامی یک حکومت جدا از مردم نیست، بلکه عبارت است از ملت ایران.»[1] این سخن، حقیقتی بنیادین را آشکار میسازد؛ اینکه قدرت انقلاب اسلامی در پیوند عمیق آن با مردم نهفته است. کشتی انقلاب اسلامی در دریای پرتلاطم حوادث حرکت کرده، اما با اتکا به ایمان ملت و هدایت الهی، همچنان مطمئن در مسیر خود پیش رفته و از بحران ها عبور می کند.
- بحرانهای متمادی در تجربه نیمقرن انقلاب
تاریخ انقلاب اسلامی سرشار از بحرانها و توطئههایی است که با هدف متوقف کردن حرکت انقلابی شکل گرفتهاند. از همان نخستین سالهای پیروزی انقلاب، دشمنان با طراحیهای مختلف تلاش کردند نظام نوپای اسلامی را ساقط کنند. کودتاهای نظامی، تجزیهطلبیهای منطقهای، ترور شخصیتهای برجسته انقلاب و جنگ تحمیلی هشتساله، نمونههایی از این بحرانها در دهه نخست انقلاب بود. پس از آن نیز فشارها شکلهای پیچیدهتری به خود گرفت؛ تحریمهای گسترده اقتصادی، جنگ رسانهای و تبلیغاتی، تحریک ناآرامیهای داخلی و تلاش برای ایجاد شکاف میان مردم و نظام، از جمله این اقدامات بوده است. حتی برخی از مقامات آمریکایی نیز به تلاش چند دههای برای براندازی جمهوری اسلامی اعتراف کردهاند؛ تلاشی که طی بیش از چهار دهه به نتیجه نرسیده است. این سلسله بحرانها نشان میدهد که انقلاب اسلامی همواره در میدان تقابل میان حق و باطل قرار داشته است؛ تقابلی که قرآن کریم آن را سنتی دائمی در تاریخ بشر میداند و معتقد است: «إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا».
- تجربه زیسته انقلاب اسلامی در عبور از بحرانها
اگرچه بحرانهای فراوانی در مسیر انقلاب اسلامی رخ داده است، اما تجربه تاریخی نشان میدهد که این انقلاب توانسته از هر مرحله دشوار عبور کند. راز این عبور موفق، در سه عامل اساسی نهفته است: ایمان مردم، رهبری الهی و اتکای به سنتهای الهی.
در طول تاریخ اسلام نیز چنین تجربهای وجود داشته است. مسلمانان صدر اسلام در جنگهایی مانند بدر و احزاب با شرایط دشوار و دشمنانی قدرتمند روبهرو بودند، اما نصرت الهی به یاری آنان آمد. قرآن کریم میفرماید: «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ».
در جمهوری اسلامی نیز نمونههای متعددی از این تجربه دیده میشود. دفاع مقدس، که در آن ملت ایران با وجود محدودیتهای فراوان در برابر ائتلافی از قدرتهای جهانی ایستاد، نمونهای روشن از این حقیقت است. همچنین در سالهای اخیر نیز هرگاه دشمنان تلاش کردهاند با فشارهای مختلف ثبات کشور را برهم زنند، حضور آگاهانه مردم و هدایتهای رهبری مانع تحقق اهداف آنان شده است.
- تنومندتر شدن درخت انقلاب با گذر از بحرانها
یکی از ویژگیهای مهم انقلاب اسلامی آن است که هر بحران به فرصتی برای رشد و تقویت آن تبدیل شده است. در آغاز انقلاب، جمهوری اسلامی همچون نهالی نوپا بود؛ اما گذر از آزمونهای سخت، این نهال را به درختی تنومند و پربار تبدیل کرد. رهبر شهید انقلاب در اینباره فرمودند: «آن روزی که جمهوری اسلامی یک نهال باریک بود نتوانستید آن را از زمین قلع کنید؛ امروز یک شجره مبارکه بلند و پرثمر است.»
این رشد و استحکام به دلیل آن است که انقلاب اسلامی تنها یک ساختار سیاسی نیست، بلکه بر پایه یک هویت عمیق فرهنگی و دینی شکل گرفته است. مردم ایران خود را صاحبان و پاسداران این انقلاب میدانند و همین پیوند عاطفی و اعتقادی، مهمترین عامل پایداری آن بوده است.
از سوی دیگر، ساختارهای نهادی نظام نیز بهگونهای طراحی شدهاند که وابسته به افراد نیستند. همانگونه که قرآن کریم درباره پیامبر اسلام میفرماید: «وَما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ… أَفَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقابِكُمْ». این آیه یادآور میشود که حرکت الهی با رفتن افراد متوقف نمیشود، بلکه مسیر آن توسط جامعه مؤمنان ادامه مییابد.
- تخلفناپذیری وعده نصرت الهی
یکی از مهمترین پایههای امید و استقامت در انقلاب اسلامی، ایمان به وعدههای الهی است. قرآن کریم بارها تأکید میکند که پیروزی نهایی از آنِ جبهه حق است. خداوند میفرماید: «وَلا تَهِنُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ». بر اساس این سنت الهی، هرگاه جامعهای بر ایمان، مجاهدت و وحدت استوار بماند، نصرت الهی شامل حال آن خواهد شد. تاریخ انقلاب اسلامی نیز شاهد تحقق این وعده بوده است. هر زمان که دشمنان آتشی از بحران و جنگ برافروختهاند، ملت ایران با توکل بر خدا و ایستادگی در مسیر حق توانستهاند آن را خاموش کنند. از این منظر، آینده انقلاب اسلامی نیز روشن است. همان خدایی که در طول دهههای گذشته ملت ایران را یاری کرده است، در ادامه این مسیر نیز یاریرسان خواهد بود؛ به شرط آنکه ایمان، وحدت و مجاهدت در جامعه حفظ شود.
نتیجه گیری
در مجموع، نگاهی به تجربه نزدیک به نیم قرن انقلاب اسلامی نشان میدهد که این حرکت تاریخی با وجود همه بحرانها و فشارها، نهتنها متوقف نشده بلکه روزبهروز استوارتر شده است. راز این پایداری در پیوند عمیق میان مردم و نظام، در هدایت رهبری دینی و در اتکای انقلاب به سنتهای الهی نهفته است. انقلاب اسلامی همچون کشتی بزرگی است که در دریای طوفانی حوادث حرکت میکند؛ گاه امواج بلند بحرانها به آن ضربه می زند، اما این کشتی به دلیل اتکای خود به ایمان مردم و هدایت الهی، مسیر خود را گم نمیکند.
امروز نیز همان حقیقتی که در آغاز انقلاب وجود داشت، همچنان پابرجاست: جمهوری اسلامی یعنی ملت ایران؛ ملتی زنده، مقاوم و امیدوار که با ایمان به خدا و اعتماد به آینده، کشتی انقلاب را با اطمینان به سوی افقهای روشن پیش میبرد.
این برش از سخنرانی حکیمانه رهبر شهیدمان در شرایط کنونی را باید با دقت مطالعه کرد و به دست دیگران رساند. و اکنون نیز علیرغم فقدان وجود نازنین ایشان، به استمرار حرکت انقلاب، امیدوار بود. امام شهید انقلاب فرمودند: « نظام اسلامی و انقلاب اسلامی وابستهی به شخص نیست؛ اشخاص نقش دارند، مأموریّتهایی دارند که باید انجام بدهند، نقشهای مهمّی دارند که بایستی ایفا کنند آن نقشها را، لکن نظام به آنها وابسته نیست و میتواند به راه خودش ادامه بدهد، ولو آن شخصِ معیّن در میان آنها نباشد. این را خدای متعال نسبت به پیغمبر اعظم، به مهمترین و بزرگترین شخصیّت عالم وجود بیان کرده: «اَ فَاِن ماتَ اَو قُتِلَ انقَلَبتُم عَلی اَعقابِکُم؟»[2] تصوّرش را بکنید، این آیهی شریفه مربوط به جنگ اُحد است، یعنی سال سوّم هجرت. خدای متعال این آیهی کریمه را نازل میکند، یعنی هشدار میدهد به مردم؛ زبان این آیه، زبان ملامت است، زبان مؤاخذه است که شما که از شایعهی مثلاً قتل پیغمبر آشفته شدید و بعضی از اظهارات را [بیان] کردید، اگر چنانچه پیغمبر نبود، اِنقَلَبتُم عَلی اَعقابِکُم؟ یعنی این مؤاخذهی قرآنی است. حالا شما فرض کنید در سال سوّم پیغمبر نباشد؛ هنوز نظام اسلامیای که قوامی هم به خودش نگرفته، تواناییهای لازم را هم هنوز پیدا نکرده، پیغمبر هم از میان اینها برداشته بشود؛ در یک چنین شرایطی، خدای متعال قبول نمیکند که مردم برگردند؛ اِنقَلَبتُم عَلی اَعقابِکُم؟ این اهمّیّت مسئلهی برگشت و متوقّف به شخص نبودن است.»[3]
[1] . بیانات در دیدار با مردم آذربایجان، 28/11/1404
[2] . آل عمران، 144
[3] . بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، 17/08/1403