به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دکتر عباسعلی نصرآبادی، پژوهشگر و مدرس گروه معارف دانشگاه فردوسی و علوم پزشکی مشهد و رئیس اداره امور پژوهشی اداره کل پژوهش دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، در گفتوگویی تفصیلی به بررسی نقطه آغاز مبارزه سیاسی ـ اجتماعی امام خمینی(ره)، ویژگیهای شخصیتی مؤثر در جهتگیری این مبارزه، ابعاد فرهنگی و دینی نهضت، تفاوت رهبری امام با سایر جریانهای سیاسی همدوره و چرایی فراگیر شدن نهضت اسلامی پرداخت.
وی با اشاره به اسناد تاریخی، نقطه آغاز آشکار و تعیینکننده مبارزه سیاسی ـ اجتماعی امام خمینی(ره) را خرداد ۱۳۴۲ دانست و گفت: اگرچه پیش از این تاریخ نیز زمینههایی از نارضایتی سیاسی، اجتماعی و دینی در جامعه ایران وجود داشت، اما آنچه در سال ۱۳۴۲ رخ داد، اعتراضهای پراکنده را به یک جنبش رهبریشده، مردمی و ملی تبدیل کرد.
به گفته نصرآبادی، سخنرانی تاریخی امام خمینی(ره) در روز عاشورای سال ۱۳۴۲ و سپس قیام ۱۵ خرداد، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران بود؛ زیرا در این مقطع، اعتراض به برخی سیاستهای حکومت پهلوی از سطح انتقادهای محدود فراتر رفت و به رویارویی علنی با بنیانهای فکری و سیاسی رژیم وقت تبدیل شد.
قیام ۱۵ خرداد؛ نقطه آغاز رسمی مبارزه سیاسی ـ اجتماعی امام خمینی(ره)
نصرآبادی در پاسخ به این پرسش که نقطه آغاز مبارزه سیاسی ـ اجتماعی امام خمینی(ره) از کجا و چرا شکل گرفت، اظهار کرد: بر اساس اسناد تاریخی، این نقطه آغاز را باید به خرداد ۱۳۴۲ و بهطور مشخص به سخنرانی امام خمینی(ره) در روز عاشورا و وقایع پس از آن، یعنی قیام ۱۵ خرداد، نسبت داد.
وی افزود: البته پیش از سال ۱۳۴۲ نیز مخالفتهایی با برخی سیاستهای حکومت پهلوی وجود داشت، اما حادثه خرداد ۴۲ از این جهت اهمیت دارد که در آن، اعتراض دینی و سیاسی به یک حرکت مردمی گسترده تبدیل شد و برای نخستین بار رهبری امام خمینی(ره) در سطح عمومی جامعه بهعنوان محور اصلی مبارزه شناخته شد.
این پژوهشگر تاریخ معاصر با اشاره به زمینههای شکلگیری این قیام گفت: یکی از عوامل فوری و محرک مستقیم این حرکت، اعتراض امام خمینی(ره) به طرح موسوم به «انقلاب سفید» شاه بود؛ طرحی که از سوی محمدرضا شاه پهلوی با عنوان اصلاحات ششمادهای اعلام شد و شامل موضوعاتی مانند اصلاحات ارضی، اعطای حقوق سیاسی به زنان و تشکیل سپاه دانش بود.
به گفته نصرآبادی، منتقدان مذهبی آن دوره، این طرحها را دارای ماهیتی غربگرایانه و در تعارض با برخی مبانی دینی و هویتی جامعه ایران ارزیابی میکردند. از این منظر، نگرانی اصلی تنها درباره چند ماده اصلاحی نبود، بلکه درباره روندی بود که به باور آنان میتوانست به تضعیف جایگاه دین، روحانیت و استقلال فرهنگی کشور منجر شود.
سخنرانی عاشورای ۱۳۴۲؛ شکستن فضای اختناق سیاسی
نصرآبادی با اشاره به سخنرانی امام خمینی(ره) در ۱۳ خرداد ۱۳۴۲ در مدرسه فیضیه قم گفت: این سخنرانی یکی از برجستهترین مقاطع آغاز مبارزه علنی امام بود. در این سخنرانی، امام خمینی(ره) با ادبیاتی صریح و بیسابقه، سیاستهای رژیم پهلوی را مورد انتقاد قرار داد و با استفاده از ظرفیت مفاهیم عاشورایی، نظام سیاسی وقت را در برابر الگوی ظلمستیزی دینی قرار داد.
وی ادامه داد: اهمیت این سخنرانی از آن جهت بود که امام خمینی(ره) در فضایی سخن گفت که بسیاری از فعالان سیاسی یا روحانیون با احتیاط رفتار میکردند. اما ایشان با صراحت، موضوع وابستگی رژیم، تهدیدهای متوجه اسلام و حوزههای علمیه و نیز جایگاه رژیم در مناسبات منطقهای را مطرح کرد.
این مدرس دانشگاه با بیان اینکه سخنرانی عاشورا زمینهساز واکنش شدید حکومت شد، افزود: بامداد ۱۵ خرداد، مأموران امنیتی با محاصره منزل امام خمینی(ره) در قم، ایشان را بازداشت و به تهران منتقل کردند. انتشار خبر این بازداشت، موجی از اعتراضهای مردمی را در شهرهای مختلف از جمله قم، تهران، شیراز، مشهد و ورامین به همراه داشت.
به گفته وی، قیام ۱۵ خرداد در حافظه تاریخی مردم ایران بهعنوان روزی شناخته میشود که اعتراض دینی و سیاسی به یک جنبش عمومی تبدیل شد. سرکوب شدید معترضان از سوی رژیم پهلوی نیز باعث شد این حادثه در ذهن جامعه بهعنوان نماد تقابل مردم با نظام سلطنتی ثبت شود.
از اعتراض سیاسی تا تحول فکری؛ ریشههای نظری مبارزه امام خمینی(ره)
نصرآبادی با تأکید بر اینکه رخدادهای سال ۱۳۴۲ تنها یک واکنش مقطعی نبود، گفت: مبارزه امام خمینی(ره) ریشه در یک تحول فکری و نظری داشت. به بیان دیگر، آنچه در خرداد ۴۲ رخ داد، صرفاً اعتراض به یک طرح یا یک تصمیم حکومتی نبود، بلکه نشانه آشکار شدن یک گفتمان تازه در عرصه سیاست دینی ایران بود.
وی توضیح داد: امام خمینی(ره) در دورههای مختلف، بهتدریج از رویکرد محدود و محتاطانه نسبت به سیاست عبور کرد و با مشاهده سیاستهای ضد دینی، وابستگی حکومت به غرب و تضعیف موقعیت علما، به این جمعبندی رسید که باید در برابر روندهای موجود، مبارزهای گستردهتر و ریشهایتر شکل گیرد.
به گفته این پژوهشگر، نظریه «ولایت فقیه» که بعدها در دوران تبعید در نجف بهصورت منسجمتر تبیین شد، ریشههای فکری خود را در همین دوره داشت. از این منظر، مبارزه علیه رژیم پهلوی تنها یک اعتراض سیاسی نبود، بلکه مقدمهای برای طرح ایده حکومت اسلامی و بازتعریف نسبت دین و سیاست در جامعه ایران به شمار میرفت.
نصرآبادی در جمعبندی این بخش گفت: اگر بخواهیم نقطه آغاز را بهصورت دقیق بیان کنیم، قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ لحظهای بود که اعتراض به سیاستهای حکومت، به قیامی مردمی علیه ساختار نظام سلطنتی تبدیل شد. این رویداد جرقهای بود که در مسیر تاریخی خود، پانزده سال بعد به پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ انجامید.
مهمترین ویژگی شخصیتی امام خمینی(ره) در جهتدهی به مبارزه
نصرآبادی در پاسخ به این پرسش که مهمترین ویژگی شخصیتی امام خمینی(ره) در جهتدهی به مبارزه چه بود، گفت: اگر بخواهیم از میان ویژگیهایی مانند شجاعت، صراحت، نظم، توکل و مردمباوری یکی را برجسته کنیم، باید گفت «صراحت توأم با شجاعت» و در عمق آن «توکل بر خدا» مهمترین نقش را در جهتدهی به مبارزه داشت.
وی افزود: البته ویژگیهای شخصیتی امام را نمیتوان از یکدیگر جدا کرد. شجاعت ایشان بدون توکل قابل توضیح نیست، صراحت ایشان بدون باور به حقانیت مسیر معنا پیدا نمیکند و مردمباوری ایشان نیز بدون اعتماد به ظرفیت جامعه دینی امکان ظهور نمییافت.
صراحت و شجاعت؛ شکستن مرزهای ترس در فضای سیاسی پهلوی
به گفته نصرآبادی، یکی از شاخصترین ویژگیهای امام خمینی(ره)، صراحت در اعلام موضع بود. ایشان در شرایطی وارد میدان مبارزه شد که فضای سیاسی ایران بهشدت امنیتی و همراه با اختناق بود و بسیاری از جریانها در بیان دیدگاههای خود با محدودیت و احتیاط فراوان عمل میکردند.
وی تأکید کرد: امام خمینی(ره) در سخنرانی عاشورای ۱۳۴۲ با شکستن این فضای ترس، مستقیماً سیاستهای شاه را نقد کرد و از مفاهیم دینی و تاریخی برای تبیین وضعیت زمانه بهره برد. این صراحت، تنها یک ویژگی خطابی نبود؛ بلکه به مبارزه جهت داد و مرز میان سازش و مقاومت را روشن کرد.
این پژوهشگر افزود: نتیجه جهتدهنده این صراحت آن بود که مردم دریافتند امکان سخن گفتن آشکار در برابر قدرت وجود دارد. در واقع امام خمینی(ره) نشان داد که ترس از قدرت سیاسی نباید مانع بیان حق شود و همین مسئله، نقش مهمی در ورود مردم به میدان مبارزه داشت.
مردمباوری؛ تبدیل اعتراض محدود به جنبش عمومی
نصرآبادی، مردمباوری را یکی دیگر از مؤلفههای مهم رهبری امام دانست و گفت: امام خمینی(ره) برخلاف برخی جریانهای سیاسی آن دوره که بر نخبگان، احزاب محدود یا گروههای چریکی تکیه میکردند، به توان و اراده مردم عادی باور داشت.
وی ادامه داد: ایشان مردم کوچه و بازار، بازاریان، روستاییان، دانشجویان، روحانیون، کارگران و زنان را مخاطب اصلی مبارزه میدانست و تلاش میکرد پیام نهضت از سطح نخبگان فراتر رود و در متن جامعه جریان پیدا کند.
به گفته این مدرس دانشگاه، همین مردمباوری باعث شد مبارزه امام خمینی(ره) در دوران تبعید نیز متوقف نشود. اعلامیهها، پیامها و نوارهای سخنرانی امام از نجف و پاریس به ایران میرسید و در مساجد، هیئتها، بازار و دانشگاهها دست به دست میشد. این ارتباط مستمر با مردم، رهبری امام را از حالت یک رهبری دور از جامعه خارج کرد و به آن امتداد اجتماعی بخشید.
توکل؛ موتور معنوی مقاومت
نصرآبادی با اشاره به جایگاه توکل در شخصیت امام خمینی(ره) گفت: در بسیاری از بحرانها، از زندان و تبعید گرفته تا تهدیدهای سیاسی و نظامی، امام خمینی(ره) دچار تردید و عقبنشینی نشد. این ثبات، ریشه در باور عمیق ایشان به خدا و هدف الهی مبارزه داشت.
وی افزود: امام معتقد بود اگر قیام برای خدا باشد، نتیجه نیز در دست خداست. همین نگاه، شجاعتی ویژه به ایشان میداد؛ شجاعتی که از محاسبات معمول سیاسی فراتر میرفت و در عین حال، پیروان ایشان را نیز به مقاومت و امیدواری دعوت میکرد.
به گفته نصرآبادی، توکل در رهبری امام خمینی(ره) تنها یک ویژگی معنوی فردی نبود، بلکه به عنصر جهتدهنده در مبارزه تبدیل شد. این ویژگی سبب شد نهضت در برابر فشار، تبعید، سرکوب و تهدید، مسیر خود را تغییر ندهد.
نظم و انضباط؛ پشتوانه مدیریتی مبارزه
این پژوهشگر با اشاره به نظم فردی و مدیریتی امام خمینی(ره) گفت: هرچند شجاعت و صراحت بیشتر در میدان مبارزه دیده میشد، اما نظم و انضباط شخصی نیز نقش مهمی در تداوم رهبری ایشان داشت.
وی افزود: امام خمینی(ره) در برنامه روزانه، مطالعه، پاسخگویی به نامهها، پیگیری مسائل سیاسی و ارتباط با نیروهای مبارز، انضباط قابل توجهی داشت. این نظم موجب شد فعالیتهای سیاسی، فرهنگی و دینی مرتبط با نهضت، حتی در شرایط فشار و تبعید، از انسجام نسبی برخوردار باشد.
نصرآبادی در جمعبندی این بخش گفت: اگر بخواهیم مهمترین ویژگی جهتدهنده مبارزه را نام ببریم، باید از «شجاعتی ریشهدار در توکل و همراه با صراحت» سخن بگوییم. این شجاعت، مردم را بیدار کرد، مرزهای مبارزه را روشن ساخت و مانع از سازشپذیری نهضت شد.
چرا مبارزه امام خمینی(ره) فقط سیاسی نبود؟
نصرآبادی در بخش دیگری از این گفتوگو، با اشاره به ماهیت چندلایه نهضت امام خمینی(ره) گفت: مبارزه امام را نمیتوان فقط یک حرکت سیاسی دانست؛ زیرا هدف آن صرفاً تغییر حکومت یا جابهجایی قدرت نبود. این مبارزه در کنار وجه سیاسی، ماهیتی فرهنگی، دینی و هویتی داشت.
وی توضیح داد: اگر یک حرکت صرفاً سیاسی باشد، معمولاً هدف آن کسب قدرت، اصلاح ساختار دولت یا تغییر حاکمیت است. اما در اندیشه امام خمینی(ره)، تغییر حکومت وسیلهای برای تحقق هدفی بزرگتر بود؛ هدفی که شامل احیای دین در عرصه عمومی، مبارزه با وابستگی، مقابله با تحقیر فرهنگی و بازگرداندن هویت اسلامی به جامعه میشد.
دین و هویت اسلامی؛ محور اصلی نهضت
به گفته نصرآبادی، امام خمینی(ره) مبارزه خود را بر پایه مفاهیمی دینی مانند ظلمستیزی، عدالتخواهی، امر به معروف و نهی از منکر، دفاع از استقلال مسلمانان و احیای نقش دین در سیاست و اجتماع پیش برد.
وی افزود: این ویژگی باعث شد نهضت امام خمینی(ره) از جنس مبارزات صرفاً حزبی یا قدرتطلبانه نباشد. مردم در این مبارزه، تنها با یک شعار سیاسی مواجه نبودند، بلکه با گفتمانی روبهرو شدند که به زندگی، ایمان، اخلاق، خانواده، جامعه، استقلال و آینده آنان معنا میداد.
این پژوهشگر تأکید کرد: امام خمینی(ره) به دنبال آن بود که دین را از حاشیه به متن زندگی اجتماعی بازگرداند. در نگاه ایشان، اسلام فقط مجموعهای از مناسک فردی نبود، بلکه دارای ظرفیت اداره جامعه، مقابله با ظلم و ایجاد عدالت اجتماعی بود.
مبارزه فرهنگی؛ کار با ذهن، باور و افکار عمومی
نصرآبادی با بیان اینکه امام خمینی(ره) تنها به میدان سیاست رسمی توجه نداشت، گفت: یکی از مهمترین ابعاد نهضت، کار فرهنگی با افکار عمومی بود. امام تلاش کرد ذهن مردم را نسبت به مفاهیمی مانند وابستگی، غربزدگی، تحقیر ملی، ظلم، عدالت و استقلال حساس کند.
وی افزود: در واقع امام میخواست مردم فقط حکومت را تغییر ندهند، بلکه نسبت به خود، جامعه و آیندهشان نیز نگاه تازهای پیدا کنند. از این رو، نهضت اسلامی در کنار مبارزه با رژیم پهلوی، یک حرکت آگاهیبخش و تربیتی نیز بود.
به گفته وی، استفاده از زبان دینی، منبر، مسجد، هیئتهای مذهبی، اعلامیهها و مناسبتهایی مانند محرم و عاشورا، نشان میدهد که مبارزه امام خمینی(ره) از دل فرهنگ جامعه برخاست و با همان زبان نیز گسترش یافت.
نتیجه مبارزه؛ فراتر از سقوط یک رژیم
این مدرس دانشگاه با اشاره به پیامدهای نهضت امام خمینی(ره) گفت: اگر این مبارزه فقط سیاسی بود، با سقوط رژیم پهلوی پایان مییافت. اما چون ماهیت فرهنگی و دینی داشت، آثار آن در حوزههای مختلف از جمله آموزش، رسانه، اخلاق عمومی، هنر، ادبیات، سبک زندگی و جایگاه دین در جامعه ادامه پیدا کرد.
وی افزود: از همین روست که نهضت امام خمینی(ره) را باید حرکتی همهجانبه دانست؛ حرکتی که سیاست را از فرهنگ و دین جدا نمیدید و جامعه را تنها در سطح ساختارهای رسمی قدرت تحلیل نمیکرد.
تفاوت رهبری امام خمینی(ره) با سایر حرکتهای سیاسی همدوره
نصرآبادی در پاسخ به این پرسش که چه تفاوتی میان رهبری امام خمینی(ره) و سایر حرکتهای سیاسی همدوره وجود داشت، گفت: تفاوت اصلی را باید در چهار محور «منبع مشروعیت»، «هدف نهایی»، «پایگاه اجتماعی» و «استراتژی مبارزه» جستوجو کرد.
وی افزود: جریانهایی مانند جبهه ملی، حزب توده، چریکهای فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق هر کدام دارای اهداف، روشها و پایگاه اجتماعی خاص خود بودند، اما نهضت امام خمینی(ره) توانست فراتر از محدودیتهای طبقاتی، ایدئولوژیک و تشکیلاتی حرکت کند و بدنه وسیعتری از جامعه را با خود همراه سازد.
جامعیت ایدئولوژیک و تودهای شدن نهضت
به گفته نصرآبادی، بسیاری از جریانهای سیاسی آن دوران به اقشار خاصی محدود بودند. برخی عمدتاً در میان روشنفکران نفوذ داشتند، برخی بر طبقه متوسط شهری تکیه میکردند، برخی در میان کارگران یا دانشجویان فعال بودند و برخی نیز به مبارزه چریکی و مخفیانه روی آورده بودند.
وی افزود: اما امام خمینی(ره) با تکیه بر اسلام فقاهتی، عدالتخواهی دینی و زبان قابل فهم برای عموم مردم، توانست اقشار مختلف جامعه را در کنار یکدیگر قرار دهد. بازاری، روحانی، دانشجو، کارگر، روستایی، زن و مرد، هر کدام خود را در پیام نهضت سهیم میدیدند.
نصرآبادی تأکید کرد: این ائتلاف گسترده اجتماعی، یکی از مهمترین مزیتهای نهضت امام خمینی(ره) بود. در حالی که برخی جریانها به دلیل محدود بودن زبان و پایگاه اجتماعی خود نتوانستند فراگیر شوند، نهضت امام به دلیل اتصال با باورهای عمومی جامعه، امکان گسترش پیدا کرد.
نفی سلطه شرق و غرب؛ استقلال بهعنوان شعار محوری
این پژوهشگر، یکی دیگر از تفاوتهای مهم نهضت امام خمینی(ره) را تأکید بر استقلال از دو بلوک قدرت آن زمان دانست و گفت: در دوران جنگ سرد، بسیاری از جریانهای سیاسی جهان و منطقه، به یکی از دو اردوگاه شرق یا غرب گرایش داشتند. اما امام خمینی(ره) الگویی را مطرح کرد که بر استقلال از هر دو قدرت استوار بود.
وی افزود: شعار «نه شرقی، نه غربی» بیانگر همین نگاه بود. امام خمینی(ره) معتقد بود جامعه اسلامی باید بتواند بدون اتکا به قدرتهای خارجی، مسیر خود را بر اساس ارزشهای دینی و اراده مردم تعیین کند.
به گفته نصرآبادی، این موضع استقلالطلبانه برای جامعهای که تجربه وابستگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در دورههای مختلف تاریخی لمس کرده بود، جذابیت فراوان داشت و به نهضت اسلامی عمق بیشتری بخشید.
مرجعیت دینی؛ منبع مشروعیت متفاوت رهبری امام
نصرآبادی با اشاره به جایگاه دینی امام خمینی(ره) گفت: یکی از تفاوتهای اساسی ایشان با بسیاری از رهبران سیاسی همدوره، مرجعیت دینی بود. مردم امام را صرفاً یک سیاستمدار یا فعال سیاسی نمیدیدند، بلکه به ایشان بهعنوان یک مرجع تقلید و عالم دینی اعتماد داشتند.
وی افزود: این اعتماد دینی، رابطهای متفاوت میان رهبر و مردم ایجاد کرد. اطاعت از امام برای بخش بزرگی از مردم تنها یک انتخاب سیاسی نبود، بلکه نوعی تکلیف دینی محسوب میشد. همین امر سبب شد پیوند میان مردم و رهبری نهضت، عمق و پایداری بیشتری پیدا کند.
به گفته این پژوهشگر، بسیاری از رهبران سیاسی دیگر فاقد چنین جایگاه دینی و اجتماعی بودند. آنان ممکن بود دارای سوابق سیاسی، روشنفکری یا مبارزاتی باشند، اما رهبری امام خمینی(ره) از پشتوانهای برخوردار بود که ریشه در اعتقاد مذهبی مردم داشت.
استراتژی عدم سازش؛ عامل اعتماد عمومی
نصرآبادی در ادامه گفت: یکی دیگر از تفاوتهای مهم امام خمینی(ره) با برخی جریانهای سیاسی همدوره، استراتژی «عدم سازش» با رژیم پهلوی بود. امام از همان آغاز، مرز روشنی میان مبارزه و مصالحه ترسیم کرد و تا پایان نیز بر آن پای فشرد.
وی افزود: برخی جریانها در مقاطعی به مذاکره، اصلاح درونساختاری یا تعامل با حکومت امید داشتند. برخی دیگر نیز به روشهای خشونتآمیز و چریکی روی آوردند. اما امام خمینی(ره) با تکیه بر مردم، مقاومت مدنی، روشنگری دینی و بسیج اجتماعی، مسیر متفاوتی را دنبال کرد.
به گفته وی، همین پایداری در موضع، اعتماد عمومی را افزایش داد. مردم احساس میکردند رهبری نهضت دچار تردید، معامله یا عقبنشینی نمیشود و این احساس اعتماد، نقش مهمی در همراهی گسترده آنان داشت.
عاشورا؛ ظرفیت فرهنگی عظیم در خدمت مبارزه اجتماعی
این مدرس دانشگاه با اشاره به نقش فرهنگ عاشورا در نهضت امام خمینی(ره) گفت: یکی از تمایزهای مهم این نهضت، استفاده از ظرفیت عظیم فرهنگی و دینی عاشورا بود. امام خمینی(ره) مفاهیمی مانند ظلمستیزی، شهادت، ایستادگی، حقطلبی و مبارزه با استبداد را در چارچوب فرهنگ عاشورایی به جامعه منتقل کرد.
وی افزود: شعارهایی مانند «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» تنها شعارهای احساسی نبودند، بلکه به جامعه نشان میدادند که مبارزه با ظلم، محدود به یک زمان و مکان خاص نیست. این نگاه، نیروی اخلاقی و عاطفی عظیمی برای حضور مردم در صحنه ایجاد کرد.
نصرآبادی تأکید کرد: هیچ جریان سیاسی دیگری در آن دوره چنین پشتوانه فرهنگی ریشهداری در اختیار نداشت. محرم، هیئتها، عزاداریها، مساجد و منابر، به شبکهای فرهنگی و اجتماعی برای انتقال پیام مبارزه تبدیل شدند.
چرا برخی حرکتها فراگیر نشدند اما نهضت امام خمینی(ره) فراگیر شد؟
نصرآبادی در پاسخ به این پرسش که چرا برخی حرکتهای سیاسی آن دوره فراگیر نشدند اما نهضت امام خمینی(ره) فراگیر شد، گفت: پاسخ این پرسش را باید در مجموعهای از عوامل تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و رهبری جستوجو کرد. فراگیری نهضت امام نتیجه یک عامل واحد نبود، بلکه حاصل همزمانی چند عنصر مهم بود.
رهبری کاریزماتیک و جامعالشرایط
به گفته وی، امام خمینی(ره) بهعنوان مرجع تقلید، فقیه، مدرس حوزه و رهبر دینی، از مشروعیت و مقبولیتی برخوردار بود که بسیاری از جریانهای سیاسی فاقد آن بودند. شخصیت ایشان برای مردم، هم جنبه دینی داشت و هم جنبه سیاسی و اخلاقی.
نصرآبادی افزود: امام با شجاعت، استقامت و پیام روشن خود توانست اقشار مختلف جامعه را حول یک شعار مشترک و یک هدف مشخص متحد کند. این ویژگی باعث شد نهضت از حالت یک حرکت محدود، به جنبشی فراگیر تبدیل شود.
ارتباط عمیق با فرهنگ دینی و هویت مردم
این پژوهشگر، ارتباط نهضت با هویت دینی جامعه را یکی از مهمترین عوامل فراگیری آن دانست و گفت: بسیاری از حرکتهای همدوره یا زبانشان برای توده مردم قابل فهم نبود یا با هویت دینی اکثریت جامعه پیوند عمیقی نداشتند. اما نهضت امام خمینی(ره) بر مفاهیمی تکیه کرد که مردم با آن زندگی میکردند؛ مفاهیمی مانند عاشورا، عدالت، ظلمستیزی، انتظار، شهادت و دفاع از دین.
وی افزود: این مفاهیم برای مردم صرفاً اصطلاحات نظری نبودند، بلکه بخشی از فرهنگ، آیینها، خاطره تاریخی و باورهای روزمره آنان به شمار میرفتند. همین مسئله باعث شد پیام امام به سرعت در جامعه نفوذ کند.
شبکه روحانیت، مساجد و هیئتها؛ زیرساخت اجتماعی نهضت
نصرآبادی با اشاره به نقش شبکههای مذهبی در گسترش نهضت گفت: حوزههای علمیه، مساجد، حسینیهها، منابر و هیئتهای مذهبی، شبکهای گسترده برای ارتباط با مردم فراهم کرده بودند. این شبکه برخلاف احزاب سیاسی رسمی، ریشهای عمیق در زندگی اجتماعی مردم داشت و در شهرها و روستاها فعال بود.
وی افزود: این شبکه مذهبی، امکان انتقال پیام، سازماندهی اعتراضها، حفظ ارتباط میان رهبر نهضت و بدنه اجتماعی و تقویت روحیه مبارزه را فراهم کرد. در حالی که بسیاری از گروههای سیاسی با سرکوب تشکیلاتی از هم میپاشیدند، شبکه دینی به دلیل گستردگی و مردمی بودن، قابلیت بیشتری برای استمرار داشت.
استراتژی ترکیبی مبارزه؛ از اعلامیه تا اعتصاب
این مدرس دانشگاه با اشاره به روشهای مبارزاتی امام خمینی(ره) گفت: نهضت اسلامی تنها به یک روش محدود نبود. سخنرانی، اعلامیه، پیامهای صوتی، تظاهرات، اعتصابات، مراسم مذهبی و ارتباط شبکهای با مردم، همگی در کنار هم به کار گرفته شدند.
وی افزود: یکی از نمونههای مهم، گسترش نوارهای صوتی سخنرانی امام در سالهای منتهی به انقلاب بود. این نوارها و اعلامیهها در شرایطی در کشور دست به دست میشد که حکومت تلاش زیادی برای کنترل اطلاعات داشت. اما فناوری ساده ضبط صوت و تکثیر اعلامیهها، ساواک را با چالش جدی روبهرو کرد.
به گفته نصرآبادی، اعتصابات سراسری، بهویژه در بخشهایی مانند صنعت نفت، نیز نقش مهمی در فرسایش توان حکومت داشت. این روشها نشان میدهد نهضت امام خمینی(ره) از ظرفیتهای مختلف اجتماعی، فرهنگی و ارتباطی استفاده کرد.
ضعفهای ساختاری حکومت پهلوی و انباشت نارضایتی عمومی
نصرآبادی یکی دیگر از عوامل فراگیری نهضت را ضعفهای ساختاری حکومت پهلوی دانست و گفت: سرکوب سیاسی، فعالیت ساواک، فساد اداری، وابستگی به غرب، شکاف طبقاتی، بحرانهای اقتصادی و برخی سیاستهای فرهنگی حکومت، موجب انباشت نارضایتی در لایههای مختلف جامعه شده بود.
وی افزود: این نارضایتیها پیش از انقلاب در جامعه وجود داشت، اما نیازمند رهبری و گفتمانی بود که بتواند آنها را به یک حرکت منسجم تبدیل کند. نهضت امام خمینی(ره) توانست این نارضایتیهای پراکنده را در قالب یک هدف مشترک سازمان دهد.
محدودیتهای سایر جریانها در فراگیری اجتماعی
این پژوهشگر در مقایسه نهضت امام با دیگر حرکتهای سیاسی گفت: برخی جریانها مانند جبهه ملی عمدتاً در میان طبقه متوسط شهری و روشنفکران نفوذ داشتند و نتوانستند پیوند گستردهای با بافت مذهبی، روستایی و سنتی جامعه برقرار کنند.
وی افزود: گروههای چپ و چریکی نیز اگرچه در دورهای فعال بودند، اما به دلیل فاصله با باورهای مذهبی اکثریت جامعه و همچنین محدود بودن پایگاه اجتماعی، امکان بسیج گسترده مردم را نداشتند. برخی از این گروهها نیز به دلیل تغییرات ایدئولوژیک یا انتخاب روشهای مسلحانه، نتوانستند اعتماد عمومی را جلب کنند.
به گفته نصرآبادی، در مقابل، نهضت امام خمینی(ره) با زبان مردم، باورهای مردم و شبکههای اجتماعی موجود در جامعه سخن گفت و همین مسئله، عامل مهمی در فراگیری آن بود.
جمعبندی؛ ترکیب رهبری، دین، مردم و زمان تاریخی
دکتر عباسعلی نصرآبادی در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: فراگیر شدن نهضت امام خمینی(ره) نتیجه یک تصادف تاریخی نبود. این فراگیری حاصل ترکیب چند عامل مهم بود؛ رهبری دینی و کاریزماتیک، پیوند عمیق با فرهنگ شیعی، استفاده از شبکه مساجد و روحانیت، صراحت و شجاعت در مبارزه، مردمباوری، استراتژی عدم سازش، بهرهگیری از ابزارهای ارتباطی و قرار گرفتن در بستر نارضایتیهای گسترده اجتماعی.
وی افزود: امام خمینی(ره) توانست مبارزهای را سامان دهد که هم سیاسی بود، هم فرهنگی، هم دینی و هم اجتماعی. از همین رو، این نهضت برخلاف بسیاری از حرکتهای محدود و مقطعی، به جنبشی فراگیر تبدیل شد که اقشار مختلف مردم را در یک مسیر مشترک قرار داد.
به گفته این پژوهشگر، نقطه آغاز این مسیر را باید در خرداد ۱۳۴۲ و قیام ۱۵ خرداد جستوجو کرد؛ اما ریشههای آن در تحولات فکری، دینی و اجتماعی عمیقتری قرار داشت. این حرکت در نهایت با تکیه بر مفاهیمی چون استقلال، عدالت، دینداری، مردمباوری و هویت اسلامی، به یکی از مهمترین تحولات تاریخ معاصر ایران منتهی شد.