به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دکتر محمد باغستانی، مدیرگروه و عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی، در بخش دوم گفتوگوی خود با موضوع «جلوههای دینستیزی در فرهنگ رسمی ایران در عصر پهلوی (۱۳۴۰ تا ۱۳۴۲)» به بازخوانی اعتراض گروه هاي مختلف به اوضاع بحراني فرهنگ و اخلاق (گروه اول مجله نویسان) آن دوره پرداخت.
وی با اشاره به اینکه گروههای مختلف فکری و فرهنگی نسبت به وضعیت اخلاق و فرهنگ در جامعه آن زمان انتقادهایی مطرح کرده بودند، گفت: این اعتراضها از سوی مجله نویسان به عنوان گروه اول در قالب مقالات و سرمقالههای مجلات و روزنامههای دهه ۴۰ منتشر شده و نشاندهنده نگرانی گسترده از وضعیت فرهنگی کشور است.
دکتر باغستانی با استناد به سرمقاله مجله «ارمغان» در تیر و مرداد ۱۳۴۰ توضیح داد: در این نوشتهها عواملی مانند جدا شدن مفاخر علمی و فرهنگی گذشته از فرهنگ معاصر، فارغالتحصیل شدن افراد فاقد توان علمی از دانشگاهها، گسترش سرقتهای ادبی در مطبوعات و رسانهها و انتشار آثار کمارزش به نام دانشنامه از نشانههای نزول علمی و فرهنگی کشور معرفی شده است.
به گفته وی، در همین مجله همچنین از نقش برخی مطبوعات، سینما و رسانههای نوظهور مانند رادیو و تلویزیون در ترویج ابتذال فرهنگی انتقاد شده و آمده است که بسیاری از نشریات به جای ارتقای سطح دانش عمومی، برای جذب مخاطب به انتشار مطالب فسادانگیز و تحریککننده روی آوردهاند.
این پژوهشگر حوزه فرهنگ و تمدن اسلامی افزود: در این تحلیلها برنامههای رادیو و تلویزیون نیز مورد انتقاد قرار گرفته و برخی نویسندگان معتقد بودند که به جای ترویج دانش و فرهنگ، این رسانهها به عرصهای برای ترویج موسیقیهای نامناسب و برنامههای سرگرمکننده کممحتوا تبدیل شدهاند.
دکتر باغستانی در ادامه با اشاره به بررسی مقالات مطبوعاتی آن دوره گفت: مهمترین جلوههای بحران فرهنگی و اخلاقی که در نوشتههای آن زمان مطرح شده، در پنج محور قابل جمعبندی است.
به گفته وی، نخستین محور به وضعیت دانشجویان و فارغالتحصیلان خارج از کشور مربوط میشود. برای نمونه مجله «جهان نو» در آذر ۱۳۴۰ از نگرانی نسبت به بازنگشتن برخی دانشجویان ایرانی مقیم اروپا و آمریکا سخن گفته و روشهای تشویقی برای بازگرداندن آنان را ناکارآمد توصیف کرده است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، دومین محور را پدیده مهاجرت گسترده از شهرستانها و روستاها به تهران دانست و گفت: در برخی نوشتههای مطبوعاتی آن زمان، تبلیغات و فضای رسانهای عامل تشویق مردم مناطق کوچک برای مهاجرت به پایتخت معرفی شده است.
به گفته دکتر باغستانی، سومین جلوه بحران فرهنگی در نگاه نویسندگان آن دوره، رواج الگوهای مصرفی و اخلاقی غربی بود. در سرمقالههای مجله «جهان نو» در دی و بهمن ۱۳۴۰، واردات کالاهای تجملی و گرایش به مصرف کالاهای خارجی از نشانههای ضعف اخلاقی و فرهنگی جامعه معرفی شده است.
وی افزود: در برخی گزارشهای مجله «خواندنیها» نیز تصویری از جامعهای ارائه شده که بهسرعت در حال تجربه مظاهر فرهنگ غربی مانند سینما و مراکز تفریحی جدید است؛ امری که از نگاه نویسندگان آن زمان با تغییرات فرهنگی و اخلاقی گسترده همراه بوده است.
مدیرگروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی چهارمین جلوه بحران فرهنگی را «رواج آشکار فساد اخلاقی» در نگاه منتقدان آن دوره دانست و گفت: در مقالات منتشر شده در مجله «خواندنیها» در سال ۱۳۴۲، فیلمهای سینمایی، برخی نشریات عامهپسند و سفر جوانان به خارج از کشور از عوامل گسترش الگوهای رفتاری ناسازگار با فرهنگ سنتی معرفی شدهاند.
به گفته وی، در برخی نوشتهها همچنین از نقش تلویزیون و سینما در کاهش حساسیتهای اخلاقی جامعه انتقاد شده و نویسندگان آن زمان معتقد بودند تکرار نمایش رفتارهای غیراخلاقی موجب از بین رفتن قبح اجتماعی این اعمال شده است.
دکتر باغستانی پنجمین جلوه بحران فرهنگی مطرحشده در مطبوعات دهه ۴۰ را فروپاشی نهاد خانواده دانست و گفت: در برخی مقالات مجله «خواندنیها» آمده است که رسانهها با القای این تصور که نسل جوان از والدین خود آگاهتر است، به تضعیف مرجعیت خانواده کمک کردهاند.
وی افزود: در این نوشتهها پیامدهایی مانند فاصله گرفتن جوانان از خانواده، گرایش به محیطهای ناسالم و افزایش آسیبهایی مانند اعتیاد از نتایج این روند عنوان شده است.
این پژوهشگر در ادامه با اشاره به گزارش روزنامه «ستاره اسلام» در خرداد ۱۳۴۱ گفت: در این روزنامه نیز از افزایش فساد اخلاقی در جامعه و حتی در درون خانوادهها سخن گفته شده و عواملی مانند فیلمهای شهوتانگیز، برخی نشریات عامهپسند و گسترش مواد مخدر از عوامل این وضعیت معرفی شده است.
به گفته دکتر باغستانی، برخی نویسندگان آن دوره برای مقابله با این وضعیت پیشنهادهایی مانند وضع قوانین سختگیرانه علیه باندهای فساد، محدودیت در انتشار مطالب و تصاویر غیراخلاقی در رسانهها، تعطیلی مراکز فساد و تقویت ارزشهای دینی و اخلاقی را مطرح کرده بودند.
وی تأکید کرد: بررسی این اسناد مطبوعاتی نشان میدهد که در سالهای آغازین دهه ۴۰، بخشی از نخبگان فرهنگی و رسانهای نسبت به تحولات اجتماعی و فرهنگی کشور هشدار میدادند و از تغییرات سریع سبک زندگی و فاصله گرفتن از ارزشهای سنتی و دینی ابراز نگرانی میکردند.