دسترسی سریع |

در پژوهشکده اسلام تمدنی برگزار شد؛ گفت‌وگویی چالشی درباره نسبت عاشورا و تمدن؛

عاشورا؛ تمدن‌ساز یا الهام‌بخش تمدن؟ مناظره علمی درباره «آنچه نیست، آنچه هست و آنچه کرد»

در نشستی تحلیلی با حضور دکتر محمد باغستانی، ابعاد تاریخی، معرفتی و تمدنی واقعه عاشورا بررسی شد؛ از امکان یا امتناع اطلاق «تمدن» بر یک رخداد نیم‌روزه تا تبیین عاشورا به مثابه «هسته معنایی» و «بیمه تمدن» در برابر انحراف تاریخی.

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، نشست علمی «عاشورا؛ آنچه نیست، آنچه هست و آنچه کرد» با حضور دکتر محمد باغستانی، مدیر گروه و عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی به عنوان ارائه دهنده و دکتر عباسعلی نصرآبادی به عنوان دبیر علمی  برگزار شد. این نشست در قالب گفت‌وگویی تحلیلی و انتقادی، به بررسی نسبت واقعه عاشورا با مفهوم تمدن و تمدن‌سازی اختصاص داشت؛ نسبتی که در سال‌های اخیر به یکی از محورهای جدی مطالعات دینی و تمدنی تبدیل شده است.

در ابتدای نشست، دکتر نصرآبادی با ارائه مقدمه‌ای تحلیلی، از «رویکرد تمدنی به عاشورا» سخن گفت و تأکید کرد: بزرگداشت عاشورا در این نگاه، صرفاً آیینی سوگوارانه نیست، بلکه یک جریان هویت‌ساز و بسترساز برای شکل‌گیری نظم نوین اجتماعی و فرهنگی به شمار می‌آید. به گفته وی، در این چارچوب، عاشورا نه یک حادثه محدود به سال ۶۱ هجری، بلکه «نقشه راه» و «نرم‌افزار» ساخت تمدنی الهی و انسانی است.

هفت مؤلفه رویکرد تمدنی به عاشورا
دکتر نصرآبادی برای تبیین این رویکرد، به هفت مؤلفه کلیدی اشاره کرد:

 تولید معنا و هویت‌بخشی جهانی

عاشورا در این تحلیل، منبعی برای تولید معنا در برابر پوچی و روزمرگی معرفی شد. مفاهیمی چون عدالت، حریت، عزت، کرامت و حق‌طلبی، ظرفیت آن را دارند که فراتر از مرزهای قومی و مذهبی، انسان‌ها را حول یک محور ارزشی گرد آورند. از این منظر، عاشورا می‌تواند پاسخ‌گوی بحران هویت در جهان معاصر باشد.

شکل‌دهی ساخت اجتماعی در لحظه بحران

واقعه کربلا نمونه‌ای از شکل‌گیری یک جامعه منسجم در سخت‌ترین شرایط تلقی شد؛ جامعه‌ای کوچک اما آگاه که بر پایه اراده ایمانی و فهم تاریخی در برابر ساختار سیاسی حاکم ایستاد. به باور سخنران، این تجربه نشان می‌دهد که حتی در شکست ظاهری نظامی نیز می‌توان به پیروزی تمدنی، یعنی بقای اندیشه، دست یافت.

ترویج سبک زندگی انسان‌محور و تقوامحور

در عاشورا، پیوند اجتماعی بر اساس تقوا و ارزش‌های انسانی شکل می‌گیرد، نه منافع مادی یا قراردادهای صرفاً سیاسی. فداکاری یاران امام حسین(ع) نمونه‌ای از این منطق است که می‌تواند الگویی برای جامعه‌ای ارزش‌محور باشد.

 پیوند شور و شعور

در رویکرد تمدنی، بزرگداشت عاشورا باید تلفیقی از عاطفه و عقلانیت باشد. نهضت امام حسین(ع) حرکتی صرفاً احساسی تلقی نمی‌شود، بلکه اقدامی مبتنی بر حکمت و اصلاح‌گری اجتماعی است. از این رو، آیین‌های مرتبط با آن نیز باید به ارتقای آگاهی عمومی بینجامد.

 خانواده‌محوری و اخلاق‌گرایی

حضور خانواده امام حسین(ع) در کربلا و نقش‌آفرینی شخصیت‌هایی چون حضرت زینب(س)، به این حرکت بُعدی اجتماعی و اخلاقی بخشید. این حضور، نشان‌دهنده جایگاه خانواده در فرآیندهای کلان اجتماعی و سیاسی است و ارزش‌هایی چون صبر، وفاداری و حیا را به عنوان ارکان جامعه پایدار برجسته می‌سازد.

 مقاومت فعال و ظلم‌ستیزی

عاشورا به عنوان الگویی برای ایستادگی فعال در برابر سلطه و تحریف معرفی شد. در این نگاه، بزرگداشت عاشورا می‌تواند به موتور محرک جنبش‌های آزادی‌خواه و سدی در برابر انحرافات فرهنگی و سیاسی بدل شود.

 الگوسازی آینده‌نگرانه و پیوند با اربعین

در این چارچوب، اربعین به عنوان قله تبلور اجتماعی فرهنگ عاشورا مطرح شد؛ رخدادی که می‌تواند تمرینی برای تحقق جامعه‌ای مبتنی بر ایثار، خدمت بی‌منت و همبستگی فراملی باشد.

تفکیک واقعه از پیامد؛ نقدی بر اطلاق «تمدن» به عاشورا
در ادامه نشست، دکتر محمد باغستانی با رویکردی انتقادی وارد بحث شد و بر ضرورت تفکیک میان «خود واقعه عاشورا» و «پیامدهای تاریخی آن» تأکید کرد. دکتر نصرآبادی گفت: برای تحلیل روشمند، باید نیمروز عاشورا را از قرن‌ها تفسیر، آیین، حکومت‌های شیعی و تحولات تاریخی پس از آن جدا کرد.

به گفته او، اگر تمدن را بر اساس شاخص‌هایی چون تداوم تاریخی، نهادسازی سیاسی و اداری، تولید محصولات متنوع برای رفع نیازهای جامعه، ساختار شهری و تراکم جمعیتی تعریف کنیم، واقعه عاشورا در همان روز، نه یک تمدن و حتی نه یک دولت‌شهر، بلکه یک رخداد اعتراضی و حماسی است.

وی افزود: «اطلاق تمدن به یک رخداد نیم‌روزه، بدون توجه به تعریف دقیق تمدن، می‌تواند نوعی بزرگ‌نمایی نظری باشد.»

عاشورا؛ تمدن یا هسته تمدن‌ساز؟
در برابر این نقد، دیدگاه دیگری در نشست مطرح شد که میان «تمدن» و «هسته تمدن‌ساز» تمایز قائل می‌شد. بر اساس این تحلیل، عاشورا خودِ تمدن نیست، اما می‌تواند «ایده مرکزی» و «دی‌ان‌ای معنوی» تمدن باشد.

در این چارچوب، عاشورا به مثابه یک «میکرو تمدن» یا الگوی فشرده انسانی معرفی شد؛ رخدادی که در آن، اولویت حقیقت بر مصلحت، اخلاق در اوج جنگ، تنوع طبقاتی و نژادی یاران، آزادی انتخاب در شب عاشورا و حضور فعال زنان، همگی نشانه‌هایی از یک جهان‌بینی تمدنی تلقی می‌شوند.

مقایسه با حکومت علوی؛ تمدن سخت و تمدن نرم
بخش مهمی از گفت‌وگو به مقایسه میان حکومت پنج‌ساله امام علی(ع) و واقعه عاشورا اختصاص یافت. دکتر باغستانی با اشاره به عهدنامه مالک اشتر، اصلاحات مالی و قضایی، تجربه عملی کشورداری و نهادسازی در دوره علوی، این دوره را نمونه‌ای روشن از تولید سازه‌های تمدنی دانست.

در مقابل، عاشورا فاقد این سازه‌های سخت بود. اما در پاسخ گفته شد که اگر حکومت علوی «مهندسی تمدن» بود، عاشورا «بیمه تمدن» است؛ یعنی شوکی بنیادین که مانع از فروپاشی کامل ارزش‌های اسلامی در برابر انحراف خلافت اموی شد.

چرا ائمه بعدی قیام نکردند؟
یکی از محورهای چالش‌برانگیز نشست، بررسی سیره ائمه پس از عاشورا بود. این پرسش مطرح شد که اگر عاشورا الگوی دائمی تمدن‌سازی است، چرا امامان پس از امام حسین(ع) همان مسیر قیام مسلحانه را دنبال نکردند؟

در پاسخ، تأکید شد که عاشورا می‌تواند یک «استثناء تاریخی» در شرایط انسداد کامل باشد، نه یک قاعده دائمی. ائمه بعدی با تمرکز بر تولید دانش، شبکه‌سازی اجتماعی و تدوین معارف فقهی و کلامی، به بازسازی زیرساخت‌های معرفتی جامعه پرداختند. شکل‌گیری مکتب علمی در عصر امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نمونه‌ای از این رویکرد تدریجی و تمدنی دانسته شد.

بحران معنا و ضرورت بازسازی ریشه‌ها
در بخش پایانی نشست، به ابعاد عمیق‌تر اجتماعی و معرفتی واقعه عاشورا اشاره شد. این دیدگاه مطرح شد که شهادت فرزند پیامبر(ص) در جامعه‌ای که خود را اسلامی می‌دانست، نشان‌دهنده بحرانی عمیق در فهم دینی و اخلاقی آن جامعه بود؛ بحرانی که بدون بازسازی بنیادهای معرفتی قابل حل نبود.

از این منظر، عاشورا نه صرفاً یک اعتراض سیاسی، بلکه نقطه عطفی در تاریخ اسلام بود که ضرورت «بازگشت به حقیقت بعثت» را آشکار ساخت. به همین دلیل، ائمه پس از آن، تمرکز خود را بر احیای معرفت قرآنی و پالایش حدیثی قرار دادند تا امکان شکل‌گیری تمدنی مبتنی بر اختیار و آگاهی فراهم شود.

جمع‌بندی؛ عاشورا در کجای پازل تمدن؟
در جمع‌بندی این نشست، توافق نسبی بر این نکته شکل گرفت که عاشورا به تنهایی و در همان روز، یک تمدن به معنای متعارف نیست؛ اما می‌تواند در پازل تمدن اسلامی جایگاهی بنیادین داشته باشد. اگر تمدن اسلامی با سیره نبوی آغاز و در حکومت علوی صورت‌بندی سخت یافت، عاشورا نقش حفظ هویت، مرزبندی ارزشی و جلوگیری از استحاله کامل آن را بر عهده داشت.

 تمدن بدون مغزِ علوی دچار بی‌برنامگی می‌شود و بدون قلبِ حسینی، به کالبدی بی‌روح بدل خواهد شد.

قرار است در ادامه این سلسله نشست‌ها، دو محور دیگر یعنی «عاشورا؛ آنچه هست» و «عاشورا؛ آنچه کرد» با تمرکز بر پیامدهای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی این واقعه مورد بررسی قرار گیرد؛ موضوعی که به گفته برگزارکنندگان، می‌تواند افق‌های تازه‌ای در مطالعات تمدنیِ مرتبط با تاریخ اسلام بگشاید.

آخرین اخبار