دسترسی سریع |

حکمرانی ولایی و اولویت های سیاستگذاری مقاومت بنیان در اندیشه قائد شهید (قسمت پنجم)

رکن سوم: تمایز کیفی «دولت مقاومت» جمهوری اسلامی از سایر جریان‌های مقاومت
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، حجت الاسلام و المسلمین دکتر رحیم کارگر، در سلسله یادداشت‌های«حکمرانی ولایی و اولویت های سیاستگذاری مقاومت بنیان در اندیشه قائد شهید» بیان کرد؛ نظریه حکمرانی ولایی مقاومت بنیان یک بعد مهم سیاسی و تاریخی دارد و آن اینکه: جمهوری اسلامی، توانسته برای اولین بار در تاریخ «مقاومت» را نهادینه و پایدار کند که وابسته به افراد و گروه ها نیسست. از دیدگاه رهبر شهید انقلاب گروه‌های مقاومت در دنیا با پیروزی انقلاب یا پایان جنگ، منحل می‌شدند… اما اینکه در پرتو انقلاب اسلامی ایران، مقاومت، مثل یک جریان ممتد در دوران پیروزی بماند و روزبه‌روز بالنده‌تر شود، در دنیا بی‌سابقه است: «این برای انقلاب ما یک پدیده‌ معجزآسا و بینظیر است که ما امروز همان شعارهایی را می دهیم و همان اصول و مبانی ای را برای خودمان برنامه‌ی عمل قرار داده‌ایم که در اول انقلاب همان ها اعلام شده بود؛ یعنی در برنامه‌ریزی های ما و در خواست ما، هیچ تخطی ای از این اصول صورت نگرفته است. این خیلی مهم است. روش ها تغییر پیدا می کنند، لکن مبانی و اصول باقی می مانند». (بیانات در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت ۱۳۸۶/۰۶/۰۴).
جمهوری اسلامی با محور قرار دادن مقاومت ، توانسته پیش برود و بر موانع و چالش های سخت و دشمنی های فراوان غلبه یابد. این امر، وظیفه خطیر حفظ و تداوم این حکمرانی ولایی (دولت مقاومت) را به عنوان یک اصل راهبردی نمایان می‌کند. بر اساس بیانات مختلف رهبر شهید انقلاب، می‌توان نظریه «بنیادین‌سازی مقاومت» را چنین صورت‌بندی کرد: در نظریه دولت‌های متعارف، مقاومت یک تاکتیک موقت در برابر تهدیدات برون‌ساخت است و با رفع تهدید، دولت به کارکردهای عادی خود بازمی‌گردد. اما در نظریه دولت مقاومت (جمهوری اسلامی)، مقاومت خود به علت غایی و هسته هویتی دولت تبدیل می‌شود. به گونه‌ای که حتی در دوره فقدان تهدید نظامی مستقیم، مقاومت در لایه‌های فرهنگی، اقتصادی، علمی و سیاسی بازتولید می‌شود و دولت نه از طریق مصالحه با نظام سلطه، بلکه از طریق رقابت تمدنی با آن، معنا می‌یابد. ایشان می فرماید: «روحیه جهاد و مقاومت در ملّت یکی از مایه‌های اقتدار است، لذا با روحیّه‌ جهاد و مقاومت دشمنند… ما امروز دولت مقاومت ایم. دولت مقاومت خیلی مهم است. دولت مقاومت با فلان سازمان مقاومت فرق دارد، با فلان جریان مقاومت در فلان کشور فرق دارد، با فلان شخصیّت مقاومت فرق دارد. [البتّه] با آنها هم دشمنند؛ استکبار جهانی که اهل زیاده‌طلبی است، اهل تجاوز است، اهل دست‌اندازی به همه‌ی ثروتهای مادّی و معنوی ملّتهای عالم است، با هر عنصر مقاومت مخالف است، [لذا] با سازمانهای مقاومت هم مخالف است، با انسانهای مقاوم هم مخالف است، امّا اینها کجا و دولت مقاومت که بر اساس مقاومت تشکیل بشود، کجا! جمهوری اسلامی دولت مقاومت است؛ دولت مقاومت که سیاست دارد، اقتصاد دارد، نیروی مسلّح دارد، حرکات بین‌المللی دارد، منطقه‌ی نفوذ وسیع در درون کشور و بیرون کشور دارد؛ این بسیار مهم است، و با هیچ عنصر مقاومت دیگری قابل مقایسه نیست. برای همین است که دشمنی‌ها از همه‌جای دنیا -چه از سوی قدرت‌طلبان، چه از سوی نوکران قدرت‌طلبان- متوجّه جمهوری اسلامی است». (بیانات امام خامنه ای در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین ۱۳۹۶/۰۲/۲۰)
این رکن سوم، عمق راهبردی اندیشه آیت‌الله العظمی خامنه‌ای ره را در تمایز میان «پدیده‌های مقطعی مقاومت» و «نظام پایدار مقاومت» نشان می‌دهد. در طول تاریخ معاصر، هرگاه گروهی یا ملتی در برابر استعمار یا اشغال قیام کرده، یا با به قدرت رسیدن رهبران انقلابی، مقاومت به نهادهای دولتی جذب و خنثی شده، و یا با پایان یافتن بحران نظامی، نیروهای مقاومت منحل گردیده‌اند. فلسطین نمونه بارز این آسیب است؛ جایی که گروه‌های مقاومت همواره در معرض توافق‌نامه‌ها و فشارهای سیاسی، ناچار به عقب‌نشینی یا تغییر ماهیت شده‌اند. اما نوآوری تاریخی جمهوری اسلامی در این است که مقاومت را از یک تاکتیک موقت به یک استراتژی تمدنی تبدیل کرده است. این دولت، برخلاف دیگر جریان‌های مقاومت، دارای همه ارکان یک حکمرانی کامل است: اقتصاد، سیاست خارجی، نیروهای مسلح سازمان‌یافته، نظام آموزشی و رسانه‌ای فراگیر، و مهمتر از همه، یک نظریه سیاسی-الهیاتی (حکمرانی ولایی) که مشروعیت خود را از استمرار مقاومت می‌گیرد، نه از مصالحه با دشمن. به بیان دقیق‌تر، در جمهوری اسلامی، مقاومت یک «برنامه موقت» برای خروج از بحران نیست، بلکه علت غایی تشکیل دولت است. یعنی دولت نه برای مدیریت یک کشور عادی، بلکه برای پشتیبانی ساختاری از محور مقاومت و الگوسازی برای دیگر ملت‌ها شکل گرفته است. در واقع اینجاست که یک نظریه دقیق و جامع مقاومت شکل می گیرد:
«من به شما جوانهای عزیز چند سفارش میخواهم عرض

بکنم… نظریّه‌ مقاومت در مقابلِ دشمنِ قوی‌پنجه را تبلیغ کنید، ترویج کنید. بعضی تصوّر نکنند که چون دشمن بمب دارد، موشک دارد، دستگاه‌های تبلیغاتی دارد و از این قبیل، ما عقب‌‌نشینی [کنیم]؛ نخیر، نظریّه‌ مقاومت، یک نظریّه اصیل و درست است؛ هم در مقام نظر، هم در مقام عمل؛ از لحاظ نظری و از لحاظ عملی -از هر دو جهت- باید [ترویج شود]. معنای نظری این است که تبیین کنید… از لحاظ عملی، جریان مقاومت را ما حقّ جوانها می دانیم؛ جوان های عراق، جوانهای سوریه، جوانهای لبنان، جوانهایی در شمال آفریقا، جوان هایی در مناطق شبه‌قارّه و اطراف آنها، یک مشت جوانهایی هستند که در مقابل آمریکا مقاومت میکنند، ایستاده‌اند؛ حقّ اینها است، ما حقّ اینها میدانیم؛ تقویت این جریان ها به‌معنای تقویت نظریّهی مقاومت است» . (۱۳۹۷/۸/۱۲)

اینجاست که وظیفه خطیر «حفظ و تداوم این دولت مقاومت» معنا پیدا می‌کند. در منظومه فکری رهبری، تضعیف ارکان جمهوری اسلامی، اعم از اقتصادی، سیاسی، رسانه‌ای یا نظامی، به معنای هضم شدن در سیستم جهانی سلطه و بازگشت به همان الگوی کلاسیک «گروه‌های مقاومت موقتی» است. به عبارت دیگر، دشمن دقیقاً می‌داند که تا زمانی که یک «دولت مقاومت» با حاکمیت کامل در منطقه وجود دارد، الگوی مبارزه با استکبار پایدار و قابل تکثیر باقی می‌ماند؛ اما اگر این دولت به یک دولت عادی تبدیل شود، مقاومت دوباره به گروه‌های پراکنده و آسیب‌پذیر فرو می‌کاهد و در نتیجه جمهوری اسلامی آسیب پذیر می شود. بنابراین، هرگونه سیاستی که به فرسایش نهادی جمهوری اسلامی بینجامد، عملاً حلقه اصلی زنجیره مقاومت جهانی را پاره می‌کند. رهبری با این تمایز کیفی، به ما هشدار می‌دهند که نگاه به دولت نباید یک نگاه کارکردیِ صِرف (خدمات‌رسانی، مدیریت شهری) باشد، بلکه یک «نگاه تمدنی-استراتژیک» است که بقای این دولت را با بقای اصل مقاومت در جهان گره زده و قدرت بازدارندگی عظیمی ایجاد نموده است.
«آنچه جمهوری اسلامی دارد، آنچه تاکنون تحصیل کرده است -که با ابتکار خود و با همّت خود تحصیل کرده است و رهین منّت هیچ دولت و هیچ قدرت دیگری نیست- برای بازدارندگی و برای داشتن اقتدار بازدارنده به دست آورده است و تحصیل کرده است، بعد از این ‌هم در این راه پیش خواهد رفت. ما، بعد از این ‌هم، تا آنجایی که بتوانیم و با همه همّتمان، با همه‌ تلاشمان‌، با همه‌ استعداد نیروی انسانی ‌مان که کم هم نیست، در راه افزایش قدرت بازدارندگی پیش خواهیم رفت و آن را به کار خواهیم گرفت، برای اینکه دشمن به فکر تعرّض نیفتد و بداند که اگرچنانچه تعرّض کرد، ضربه‌ محکمی خواهد خورد، واکنش سختی خواهد دید. من مدّتها قبل گفتم دوران «بزن و دررو» به جمهوری اسلامی دیگر گذشته است؛ اینکه بیا بزن و دررو، [دیگر] این‌جوری نیست؛ اگر زدند پایشان گیر می‌افتد؛ شروع ممکن است با آنها باشد امّا تمام کردن دیگر با آنها نیست و در اختیار آنها نیست. این همان قدرتی است که دشمن از آن بیمناک است؛ این همان اقتداری است که دشمن مایل نیست که جمهوری اسلامی آن را داشته باشد». ( بیانات امام خامنه ای ره در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (۱۳۹۶/۰۲/۲۰)

آخرین اخبار