در کرسی ترویجی «ظرفیتهای تمدنی فلسفه سیاسی اسلامی» بیان شد؛

فلسفه سیاسی، الگویی از عقلانیت مدنی برای هدایت زندگی اجتماعی

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، کرسی ترویجی «ظرفیت­های تمدنی فلسفه سیاسی اسلامی: بررسی بنیان‌های نظری در طراحی نظام مدنی – تمدنی» با ارائه دکتر مرتضی یوسفی‌راد، عضو هیأت علمی گروه فلسفه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی و با حضور ناقدان دکتر احمدرضا یزدانی‌مقدم و دکتر رسول نوروزی در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد.

در ابتدای نشست، دکتر یوسفی‌راد مدعی شد فلسفه سیاسی اسلامی می‌تواند با تکیه بر بنیان‌های خود، الگویی از عقلانیت مدنی برای هدایت زندگی اجتماعی و تحقق اهداف و آمال انسانی ارائه دهد و در تبیین ادعای خود بنیان­های معرفت شناسانه، هستی شناسانه و انسان شناسانه فلسفه سیاسی اسلامی را مولد چهار نوع ظرفیت‌های تمدنی دانست که عبارتند از ۱. ظرفیت مدنی-اجتماعی ۲. ظرفیت حرکت، پویایی و توسعه ۳. ظرفیت همبستگی و عدالت اجتماعی ۴. ظرفیت غایت‌گرایانه و سعادت محور.

وی افزود: “این چهار نوع ظرفیت‌سنجی تمدنی بیانگر این مسئله است که فلسفه سیاسی اسلامی نه تنها بر نظم اجتماعی و عدالت تأکید دارد، بلکه با پویایی، توسعه و سعادت‌محوری می‌تواند الگویی جامع برای سیاستگذاری ارائه دهد. الگویی که می‌تواند در سیاست‌گذاری، آموزش و بازسازی نظم اجتماعی کاربرد داشته باشد و نهادهای سیاستگذار با این چهار ظرفیت قادر خواهند شد مدنیتی پایدار، عادلانه و رو به تعالی بسازند”.

عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی حاصل این ظرفیت‌سنجی را ارائه نظمی تمدنی بیان کرد که در آن همه افراد بشر در فرهنگ‌ها و قومیت‌ها و مذاهب مختلف می­توانند برخوردار از دولت و نظام سیاسی شده و می­توانند به ابعاد مختلف زندگی و حیات خود و رشد و توسعه و آسایش و آرامش و تعالی آن بیندیشند و در چهارچوب نظم و قانون و رعایت حق و عدالت بدان دست یابند و پایداری آن را تضمین نمایند.

دکتر احمدرضا یزدانی‌مقدم به عنوان ناقد نشست، پرداختن به بحث‌های انضمامی را از نقاط قوت بحث دانست و در خصوص فلسفه سیاسی بیان داشت: “فارابی به غیر از علم مدنی از علم دیگری یاد نکرده است و منظورش هم فلسفه سیاسی است. علم مدنی یعنی فلسفه سیاسی. بحث علل اربعه اگر از بحث حذف شود، خللی به بحث وارد نمی­شود. علل اربعه در رابطه با پدیده­های مادی طرح می­شود و نه پدیده­های انسانی”.

دکتر رسول نوروزی، ناقد دیگر نشست در خصوص تفاوت و تمایز فرایندی با غرب بیان داشت:

“رویکردهایی مانند این موضوع که نگاه حل‌المسائلی کلی دارند خودش دچار مشکل است. فاصله ما با غرب نیز در همین بخش است. اگر غرب یک نظریه سیاسی دارد، یک نظریه کارکردی هم دارد. نظریه کارکردی به چگونگی می­پردازد. در اینجا فرایند طراحی نمی­شود. فضای تفاوت و تمایز ما با غرب در همین است که این فرایند مورد توجه قرار نمی­گیرد”.

وی افزود: “هر تمدنی یک لایۀ کانونی دارد. مثلاً در تشیع بحث امامت است که برای ترویج خودش نهادهایی را ایجاد می­کند. نهادها روابطی را شکل می­دهند و محصولاتی توسط این نهادها تولید می­شوند. بنابراین ایدۀ اصلی بر اساس این نهادها مانند عاشورا به طور دائمی بازتولید می­شود. از این رو ایدۀ هدایت­گر یا نهادی که ایدۀ هدایت را تولید کند مشخص نیست. فلسفه سیاسی و عدالت به چه چیزی باید گره بخورد که تحقق پیدا کند؟ عدالت در این فلسفه سیاسی چگونه محقق می­شود؟”

عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی در پایان بیان کرد: “اگر تمدن بتواند نقش خدای ساعت‌ساز را ایفا کند این به معنای تداوم تمدن است. تمدن، سیستم­ها و همه آنچه در کنار هم هستند را یکجا نشان می­دهد. این بحث در هر چهار مفهوم مورد اشاره یعنی مدنیت، پویایی، همبستگی و غایت‌گرایی قابل بحث است”.

این نشست با پاسخ دکتر یوسفی‌راد به برخی نقدها و پرسش‌های مطرح شده پایان یافت.

آخرین اخبار