در مصاحبه با دکتر شریف لک زایی تبیین شد؛ علیرضا صدرا؛ به دنبال حکمت سیاسی اسلامی دکتر شــریف لک زایی دانش‌آموخته و پژوهشگر علوم سیاسی اسلامی، از شاگردان و نزدیکان مرحوم استاد علیرضا صدرا است. شریف لک زایی در ۱۳۵۲ به دنیا آمد. دوره ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش زابل گذراند. وی در مهرماه ۱۳۶۸ وارد حوزه علمیه قم شد و هم‌زمان با اتمام مقطع دبیرستان، تحصیلات دانشگاهی را آغاز کرد. پس از گذراندن دوره کارشناسی علوم سیاسی در سال 1379 از رساله خود در مقطع کارشناسی ارشد علوم سیاسی با عنوان «رابطه فرد و دولت در نظریه‌های ولایت‌فقیه«در دانشگاه باقرالعلوم (ع) قم در سال 1381 دفاع کرد.
همچنین در ســال 1391 از رســاله دکتری خــود با عنوان نگرش‌های فلســفی سیاســی در آرای «صدرالمتألهین» در پژوهشگاه علوم انســانی و مطالعات فرهنگی تهران دفاع کرد. وی با برخی مراکز علمی و پژوهشی همکاری داشته و در موضوعات دینی و سیاسی به پژوهش پرداخته است. کتابهای وی عبارت است از: آزادی و دانش؛ سیاست متعالیه از منظر حکمت متعالیه (چهار جلد مجموعه مقالات و سه جلد نشست ها و گفتگوها)؛ آزادی سیاسی در اندیشه آیت الله مطهری آیت الله بهشتی؛ توزیع و مهار قدرت در نظریه ولایت فقیه؛ بررسی تطبیقی نظریه های ولایت فقیه.

تأثیرپذیری دکتر شریف لک زایی از مرحوم دکتر صدرا، تنها به مسائل علمی خلاصه نشده و در مسائل سلوکی و اخلاقی نیز از استاد خود، الگو پذیرفته و در این جهت از ایشان با عظمت و بلندی یاد می کنند.
مرحوم صدرا افزون بر تعمق در آثار اندیشــمندان و فیلســوفان مســلمان همچون فارابی، ابن سینا و ملاصدرا، همواره دغدغه نوآوری و فتح باب های جدیدی از علوم را داشته و به طور مشخص به دنبال تنقیح حکمت سیاسی اسلامی بوده است. شاگردپروری، مطالعه عمیق و اشراف به منابع و متون اسلامی از دیگر ویژگیهای مرحوم صدرا است.
کاربردی سازی مسائل بنیادین سیاسی، نظریه پردازی و تولید علم و حتی تلاش در جهت گفتمان سازی و نشر گسترده آرا و اندیشه های اسلامدر حوزه مسائل سیاسی ازجمله مباحثی است که دکتر شریف لک زایی در این مصاحبه به آن اشاره کرده و آن را در شمار خصوصیات بارز مرحوم صدرا دانسته است.


صدار: موضوعی که ان شاء الله خدمت شـما خواهیم بود، پیرامون شخصیت و اندیشه استاد فقید، مرحوم دکتر علیرضا صدرا است. با توجه به جایگاه ایشان در علوم انسانی و در حوزه تخصصـی خود یعنی علـوم سیاسـی، به عنوان سؤال اول در رابطه با نحوه آشنایی با دکتر صدرا توضیحاتی بفرمائید.
من نیز از جنابعالی و دوستان فصلنامه علوم انسانی اسلامی صدرا تشکر می کنم که این وقت را در اختیار بنده قرار دادید.
امیدوارم بحثی که انجام می گیرد مفید باشد و بتواند گوشه ای از فعالیت های جناب استاد صدرا را مطرح کند. من از دوره کارشناسی علوم سیاسی، یعنی از 1375 با دکتر صدرا آشنا شدم و چون آن جا تدریس داشتند، دروس دورۀ کارشناسی و درس اندیشــۀ سیاسی غرب «الف» و «ب» و را با ایشان گذراندم.

کدام دانشگاه؟
دانشگاه باقرالعلوم (ع) که البته آن زمان با نام مؤسسه آموزش عالی باقرالعلوم (ع) شناخته می شد که بعدا به دانشگاه تغغیر نام پیدا کرد. بعد هم کارشناسی ارشد را که در همین دانشگاه طی کردم در درس «اندیشه سیاسی در اسلام و ایران» ایشان استاد بنده بودند.
ارتباطات علمی من با دکتر صدرا از دوره کارشناسی شروع شد هم با دروســی که داشــته ام و هم در کارورزی های پژوهشــی که معمولا در دانشــگاه باقرالعلــوم (ع) برگزار می شد.
در درس اندیشه سیاسی اسلامو ایران«دکتر صدرا استاد راهنمای دانشــجویان بودند و مباحث توسط ایشان راهنمایی می شد. در آن زمان یک حلقه و گروهی وجود داشــت که کارورزی آن، متشکل از جمعی از دانشجویان به راهنمایی و هدایت ایشان برگزار می شد و در این دوره ها و کارورزی ها بود که آشــنایی مبسوط با ایشان اتفاق افتاد.متن های فارابی عمدتاً در آن جلسات بررسی و گفتگو شد.
این ارتباط علمی تا روزهای پایانی حیات مادی اســتاد هم برقرار بود. بحث شــاخصی که ارتباطــی علمی و فکری فراوانی با ایشان داشتم، در موضوع فلسفه سیاسی بود که از همان ابتدا مباحث فارابی در کارورزی ها خوانش می شد و ما به صورت مبسوط و تفصیلی با فلسفه سیاسی اسلامی آشــنا شــدیم. بعد هم در الاقل یک دهه اخیر یا بیشتر یا کمتر، به ویژه پس از برگزاری همایش سیاست متعالیه که در بهمن 1387 برگزار شد، همکاری علمی ما در موضوع فلسفه سیاسی متعالیه، تداوم یافت و از حالت دانشجویی به هرحال خارج شــد، ما در پژوهشــکده علوم و اندیشه سیاسی در گروه فلســفه سیاسی پژوهشکده در نشست ها و جلســات مختلف از دکتر صدرا دعوت می کردیم که در مباحث مختلف از جمله همین صورت بندی، تبیین و توضیح و خوانش مباحث حکمت متعالیه از منظر سیاسی در خدمتشان باشیم که تا همین اواخر هم ادامه داشت. یک جلد از این مباحث با عنوان خوانش سیاسی متون حکمت متعالیه از دکتر صدرا منتشر شده که به بخش هایی از مشهد پنجم شواهدالربوبیه ملاصدراو مقاله چهارم «رساله مبدا و معاد» ملاصدرا اشــاره دارد. ایــن خوانش در این کتاب صورت گرفته است.
افزون بر آنچه گفته شــد، شرح منظومه را هم حدود بیست جلســه در خدمت ایشان بودیم، هر ماه یا هر دوماه یک بار جلسات خوانش متون بر اســاس رساله شرح منظومه که مرحوم اســتاد مطهری تدوین کرده بودند تداوم داشت. از دوره کارشناسی نشســت ها و گفتگوهای مختلفی که در حوزه مباحث فلسفه سیاسی با ایشان داشتیم، آغاز شد و بعد هم در دانشگاه تداوم داشت و سپس در پژوهشکده علوم و اندیشــه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ نیز این ارتباط و گفت وگوهای علمی تداوم پیدا کرد.
در طرح پژوهشــی بنده که من چندین ســال هســت کار می کنم یعنی «حکمت سیاسی متعالیه» با ایشان نشست ها و گفتوگوهای مختلفی داشتیم. تاکنون در این کار از من دو
کتاب کتاب فلســفه سیاسی صدرالمتالهین و حکمت سیاسی متعالیه به چاپ رسیده است.
در رابطه با نوع شخصیت علمی مرحوم دکتـر صدرا با توجه بـه نوآوری هایی که ایشـان در عرصه سیاست داشـتند که البته به بحـث سیاسـت متعالیـه یـا خوانش متـون در کتاب هـای مالصـدرا و کتاب های فارابی اشـاره کردید، اکنون بیشتر درباره تحول یا نوآوری یا آن نگاه هـای درجه دو که ایشـان بـا توجه به متون اسلامی به عرصه سیاسـت داشتند، توضیحاتی بفرمایید.

قبل از پاســخ به این سؤال، اگر مایل باشید به خصوصیات اخلاقی ایشان هم اشارهای داشته باشم. مرحوم دکتر صدرا در مباحث اخلاقی و رفتار اخلاقی با دیگران، ویژگی های بارزی داشتند. تواضع ایشان مثال زدنی بود؛ خوش اخلاقی ایشان زبانزد بود؛ احترام به دیگران در رفتار ایشان برجسته بود. وقتی ما ایشان را دعوت می کردیم از همان ابتدا که وارد می شدند با آن دوستانی که چه در اطلاعات پژوهشگاه بودند و چه در مسیر رؤیت می شد، احوالپرسی صمیمانه داشتند.
ایشــان استادی متواضع و نه تنها برای ما که از سال هفتاد و پنج ارتباط داشتیم، بلکه برای دانشجویان دوره کارشناسی نیز همیشه در دسترس بودند. دانشجویی که امسال با ایشان کلاس داشت و آشنا شده بود، می توانست به خود اجازه دهد که با این اســتاد ارتباط برقرار کند، تماس برقرار کند و در فضای علمی مشورت بگیرد. ایشان نیز وقتش را بی دریغ در اختیار مخاطب خود قرار می داد. این صفت اخلاقی ایشان بســیار برجســته بود. به تعبیر عوامانه خود را نمی گرفت و کلاس نمی گذاشت. دانشجو، استاد تازه کار و با سابقه برای ایشان در این مورد هیچ فرقی نداشت.
استاد صدرا بسیار مثبت اندیش بود و ضمن اینکه آن کاستی ها را هم می دید و نیمه خالی لیوان را هم درک می نمود، اما نیمه پر لیوان را معمولاً برجسته می کرد و بر اساس آنها مباحث خود را ارائه میداد. ایشان به آینده بسیار امیدوار بود و برای دیگران امیدواری ایجاد می کرد و در دانشــجویان خودش ایجاد انگیزه می کرد که چه کارهایی انجام دهند. ناامیدی ً وجود نداشــت. دکتر صدرا بسیار پرکار و با حوصله بود. خاطرم هست میگفت یک صفحه از متن خاطرم هست می گفت یک صفحه از متن رساله اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی را من بارها (شاید سی مرتبه) مطالعه کردم تا متوجه شدم که خواجه چه می گوید. پرکاری و پرحوصله بودن ایشــان در فهم اندیشه سیاسی اسلامی و اندیشمندان و متفکران مسلمان بسیارقابل توجــه بود و چون یک دور نماینده مجلس بود و با زیر و بم کشورداری آشــنا بود و چند سالی رئیس مؤسسه کار و تأمین اجتماعی وزارت کار بود و بیش از ســه دهه استاد دانشــگاه تهران، دانشــکده حقوق و علوم سیاسی بود و با بســیاری از متون آشنایی و اشراف داشت و براساس همین آشــنایی و اشــراف اظهارنظر میکرد که این جنبه اخلاقی بسیار مهمی بود؛ از این رو در عمل نیز تجارب ارزشمندی داشت. در شمار استثنائات بود که استاد صدرا متنی را ندیده باشد، د. ایشــان به دلیل سال ها سابقۀ تدریس، تقریبا به همه متون اصلی و کلاسیک و معاصر اندیشــمندان و متفکران، اشراف داشت و بر اساس آن اظهار نظر می کرد.

در مورد سبک و سیاق کار علمی ایشان، نوآوریها و دستاوردها بفرمایید.
استاد صدرا همان طور که در خصوصیات اخلاقی، روش اخلاقی و تواضع اخلاقی داشتند، در عرصه علمی نیز طبعی خاص داشتند که البته مبتنی بر تجارب علمی، تحصیلات، منش و انگیزه های وی بود. به دلیل سوابق تدریسی بالا درمتون اندیشه سیاسی اسلام و اندیشه سیاسی غرب چه در گذشته و باســتان و چه در دوره معاصر و حتی دوره میانه، اشراف بسیار خوبی داشتند و به منابع نیز مسلط بودند و آن بخش از خلاقیتی که ایشان در ارائه داشت، به دلیل همین اشراف و تسلط به منابع بود، اما در نحوه ارائه و خوانش متون اندیشه سیاسی، واجد یک سبک منطقی و ریاضی خاص بود و همین نگاه نیز باعث شــده بــود که به صورت جامع به برخی از منابــع و مباحث بپردازد که طبیعتا ً من به عنوان دانشجوی علوم سیاســی که به آن مباحث اشاره می کردم، ممکن بود یک جنبــه را طرح کنم، ولی همان متن را وقتی ایشان توضیح می داد و تفسیر می کرد و قرائت خودش را ارائه می داد یک نگاه بسیار جامعی به بحث دیده می شد.
بارها من از ایشان شنیدم و در همین آثاری که تدوین شده، مکتوب است که در تبیین اندیشه سیاسی متفکران مسلمان، وقتی من که دانشــجوی علوم سیاســی هستم می خوانم، یک فهم خواهم داشــت و کسی که علوم سیاسی نخوانده، فهم دیگری خواهد داشــت. ایشان در این باره با ذکر مثالی می گفتند: فرض کنید ملاصدرا هیچ رسالۀ سیاسی و بحث سیاسی نداشته باشــد، ولی یک جمله مثلاً مطرح کرده و گفته «انســان مدنی بالطبع است». ما باید منظومه فکری این متفکر را براســاس آن یک جمله بیان کنیم.
یا آنچه مثلا هابز گفته که انسان، گرگ انسان است، بسیار متفاوت است.
طبیعتا دو نوع نظام سیاســی تأســیس می شود. یک نظام سیاســی که مردم باید همه اختیاراتشان را به حاکم واگذار کنند که امنیت آنها را تأمین کند، ولی اینجا وقتی می گوید انسان مدنی بالطبع اســت؛ یعنی انسان خودش باید برای تأمین امنیت خویش کار کند. این نظریه با نظریه های رقیب و متقابل، متفاوت اســت. هم انسان شناسی آن، هم نظریه دولت و هم مشــروعیتش و قدرتش متفاوت است. همین گزاره می تواند در شناخت آن متفکر به ما کمک کند؛ بنابراین با این نگاه به گونه ای با منابع و متون اسلامی برخورد می شد کــه گویی ما آن را از زیر خروارها خاک بیرون کشــیدیم و زنده کردیم. گنج های مدفون شــده در دل زمین، در دل این کتابخانه ها و در دل این کتابها وجــود دارد که ما اینها را باید برجسته، مطرح، تفسیر و قرائت کنیم تا بتوانیم روایت جدیدی از فلسفه سیاسی اسلامی ارائه کنیم که در گذشته ودر نگاه اندیشمندان و متفکران ما وجود نداشته است.
ایشان دو تا خاطره را نقل می کردند که یکی از آنها خاطره ای از مرحوم علامه جعفری اســت که استاد دکتر صدرا بود و راهنمایی پایان نامه ارشد ایشان را بر عهده داشت و در رساله دکتری هم گویا نقشــی داشتند که من خاطرم نیست. دکتر صدرا می گفت: من یک روز به اســتاد عرض کردم جناب استاد شما در بحث رابطه دین و سیاست دائما ً به اندیشمندان غربی مثلاً ً راسل و دیگران ارجاع می دهید. چرا به ملاصدرا ارجاع نمی دهید؟ علامه گفتند: مگر ملاصدرا چنین بحثی دارد؟ تا من به ایشان عرض کردم در رساله شواهدالربوبیه فی المناهج لســلوکیه این را تبیین کرده است، همان جا به سراغ کتابخانه خودشان رفتند و کتاب را برداشتند. برای دیدن تلقی مالصدرا از رابطه دین و سیاست، کتاب را ورق زدند و بعد گفتند اشراق در مشهد پنجم، رابطه دین و شریعت و سیاست را مطرح می کند و همین طور که مطالعه می کردند برای مــا نیز قرائت می کردند و دائم روی پای خود می زدند و می گفتند: عجب بســیار خوب فهمیده اســت. نکته ای که بعدش اســتاد جعفری فرموند بسیار مهم است؛ ایشان فرمود: من در نجف بارها به توصیه شهید سید محمدباقر صدر این کتاب را تدریس کردم، ولی این نظام سیاســی و سیاســت مورد ابتلای ما نبود. ما مسئول و پاسخگوی این نبودیم که در حوزه مثلاً مباحث فلسفه سیاسی، ارائه بحث داشته باشیم، ولی اکنون شــماها دانشجوی علوم سیاسی هستید و این امور مورد ابتلای شماست و آن را خوب متوجه می شوید؛ بنابراین ممکن است یک متفکر حتی تقریظی هم زده باشد، ولی مســائل جامعه مورد ابتلای او نباشد و فارغ از اینها خوانشی از متن انجام داده است. این خوانش از متن می تواند بسیار متفاوت باشد.
من نکته دیگــری در باب همین خوانش عرض می کنم. ما جلسات مختلفی داشتیم که بخش هایی از شواهدالربوبیه فی المناهج السلوکیه را خواندیم و رساله ای دیگری را نیز با ایشان در مباحثه داشتیم. ایشان طرحی داشتند که چهار مرحله داشت. این چهار مرحله را من اجمالاً عرض کنم.

عنوان این طرح چه بود؟
عنوان آن «خوانش متون» و بحث ما فلســفه سیاسی بود.
قطعاًخوانشــی هم که خواهیم داشــت خوانش سیاسی خواهد بود. ما مثلا از شواهدالربوبیه فی المناهج السلوکیه که در حوزه ها، دانشــگاهها و در دانشــکده های فلسفه ما تدریس می شود، چه انتظاری داریم؟

ایشان یک نظام سه مرحله ای تدوین کرده بودند و می گفتند ما باید براساس آن حرکت کنیم که این سطوح عبارت بودند از:
الف ـ سطح اجمالی
اولاً مــا به یک ســطح اجمالی نیاز داریم. در این ســطح اجمالی، مباحث را بر اساس پدیده شناسی حکمی متعالی سیاســی طرح می کنیم. عنوان این می تواند سطح مبتدی، مختصر یا اجمالی باشــد. مثلاً از رساله مبدأ و معاد آغاز می کنیم. در مقاله چهارم مباحث پدیدارشناســی حکمت سیاســی متعالی را توضیح می دهیم. البته ایشان دو تعبیر «پدیده شناسی حکمی متعالی سیاسی» و «پدیده شناسی حکمی سیاسی متعالی» را داشتند. توضیح این دو تعبیر را بعدا ً یادآوری کنید.

بله حتما.
ب.سطح تفصیلی
در این ســطح، مباحث معرفت شناســی و روش شناسی حکمی متعالی سیاسی شواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه را بحث می کنیم که به آن ســطح میانــی و مبانی نیز گفته می شود.

ج ـ سطح مبسوط
در این ســطح، مباحث مربوط به ســاختار کلی حکمت متعالیه در اســفار اربعه باید مورد توجه قرار گیرد. این سفر چهارم یک ســفر راهبردی تلقی می شود؛ مثلا فرموده اند برای آن بخش مبتدی، شرح منظومه استاد مطهری خوب است و حلقات الاصول شهید صدر سه ســطح دارد که ســطح اول اجمالی، ســطح دوم تفصیلی و ســطح سوم مبســوط است. پس در اینجا که ایشــان توضیح می دهند چگونه فلسفه سیاسی ملاصدرا را بررسی کنیم تا بتوانیم یک خوانش سیاسی از این متن داشته باشیم، در بحث اجمالی و مختصر، مبدأ و معاد می تواند معیار باشــد و در ســطح تفصیلی، مبانی ازشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه استخراج می شود و مبسوط نیز اسفار اربعه را مورد توجه قرار می دهد. این سطح یک سطح مشروع و عالی است.
 یک بحث ابتکاری ایشان در خوانش متون را نیز می توانیم یاد کنیم. شــما گزاره های موجود مانند انسان مدنی بالطبع را تجزیــه می کنید. وقتی این را یــک بار تجزیه می کنید، لاجرم به سه پرسش «چه چیزی، چرا و چگونه» باید پاسخ دهید. پس وقتی آن گزاره را تجزیه می کنیم، درواقع باید سه ًپرسش پاســخ دهیم: بالطبع به چه معناست؟ چرا اساسا انســان مدنی بالطبع است؟ چگونه انســان بالطبع مدنی اســت؟ این روش تجزیه است که توسط آن گزاره را تجزیه می کنیم. گزاره «انسان مدنی بالطبع است» سه عنصر دارد: انسان است، مدنی است و بالطبع مدنی است. یک بار هم باید آن را ترکیب کنیم. همان ســه پرسش این جا نیز وجود دارد: انسان مدنی چیست؟ مدنی بالطبع چیست؟ انسان مدنی بالطبع چیست؟ و بعد آن چرایی ها و چگونگی ها هم اضافه می شود.

می فرمایید این تجزیه و ترکیب مفاهیم هـم از نوآوری های مرحوم صـدرا بوده است؟
بله. کتاب خوانش سیاســی متون حکمــت متعالیه چندجلسه بر اساس همین پیش رفته و مباحث مهمی صورت گرفته که در تبیین متون فلســفی ما از منظر فلسفه سیاسی می تواند کارساز و مورد توجه باشد. این بخشی از مباحث است. نقادی و نظریه شناسی هم برای مباحث مهم است. وقتی با آثار فلســفی روبه رو می شویم، این نقادی نیز باید اتفاق بیفتد. بخش هایی که ما در خوانش هایی در باب آثار ملاصدرا داشتیم، مورد توجه بود.
 یک بحث هم فراتر از آنچه در مورد جزئیات خوانش متون عرض کردم وجود دارد. آن هم بحث صورت بندی فلســفه سیاســی اســلامی اســت. یک صورت بندی از فلسفه ی اســلامی وجود دارد که به آن فلسفه اسلامی مشاء، فلسفه اسلامی اشــراق و فلسفه اســلامی متعالیه گفته می شود. فلسفه های دیگری هم مانند فلسفه یمانی و فلسفه ایمانی هست که هرکدام منتسب به یکی از متفکران است، اما در جلسات و بحث هایی که داشتیم این پرسش مطرح بود که بسیاری از متفکران ما در این قالب قرار نمی گیرند، ولی مثلا به مشایی معروفند. فیلسوفان مشایی ما چه کسانی هستند؟ فارابی و ابن ســینا به عنوان متفکر محوری مشــاء تا خواجه نصیرالدین طوسی.
 دربسیاری ار مباحث ابن سینا فقط مشائی تلقی نمی شود. این بحث را همیشه داشتیم. ایشان صورت بندی جدیدی در تبیین و توصیف دستگاه های فلسفی ما داشتند. فرمودند: هرکدام از این متفکران در قالب یک دستگاه فکری قابل تحلیل هســتند؛ از جمله در باب فارابی ما دســتگاه فلســفی فارابی را می توانیم مســتقل تلقی کنیم که عنوان آن هم «فلســفه فاضله فارابی» باشــد و در مورد ابن سینا «فلســفه برهانی سینوی» و در مورد اشراق «فلسفه اشراقی سهروردی» باشــد. در باب خواجه نصیر بر اساس آثار و نگاه های کلامی ایشــان می توانیم بگوییم «فلسفه تقریبی خواجه نصیــر». در مورد ملاصدار هم «فلســفه متعالی صدرایی». ایشان تا دوره معاصر می آمد و علامه جعفری، علامه جوادی آملی و حضرت امام را هم در صورت بندی قرار می داد. دســتگاه هایی که به آن اشــاره کردم، متفــاوت از دیگری هســتند، اما آنها در ادامه دیگری قرار می گیرد و از جهت اینکه اشتراکات فراوانی داشتند. همه اینها فلسفه اسلامی و فلسفه سیاسی اسلامی هستند، اما در ادامه هم قرار دارند.
نه اینکه سه متفکر را بگیریم که مشائی هستند و در توضیح برخی آثار آنها دچار مشکل شویم. هر کدام از اینها در قالب یک دستگاه فلسفی می گنجند و باید بررسی شوند.
ایشان مباحث فراوانی داشتند مثلا در کتاب نقش راهبردی دولت از دیدگاه امام از طرف ایشان چاپ شده است، بحث و نظریه دولت معمار را براســاس دیدگاه های حضرت امام (ره) طرح کرده انــد. می توان این نظریــه را مطرح کرد که دولت نه هیچ کاره است و نه همه کاره. ما نیاز به یک دولت معمار داریم. این دولت معماری می کند. معمار نه مداخله می کند و نه هیچ کاره است. این هم کتاب مبسوطی است. نوآوری های مرحوم صدرا زیاد اســت. یکی از دوستان به نام دکتر یوسفی راد، پانزده نوآوری ایشان را استخراج کرده است. این به مباحث دیگر ایشان برای استخراج قابل تسری است و نیاز به گفتگوی جداگانه دارد. استاد صدرا از اشراف و تسلط خود در تدوین و صورت بندی مباحث مختلف حوزه فلسفه سیاسی استفاده می کرد که این ســبک، همان ســبک منطقی و ریاضی بوده است. ایشان در دوران دبیرســتان، در رشته ریاضی تحصیل کردند و در دانشکده نفت آبادان قبول شدند، ولی علاقه مند به مباحث علوم انســانی و علوم سیاســی بودند و وقتی در دانشــگاه علامه پذیرفته می شوند، علوم سیاســی را آغاز می کنند و ذهن منطقی و برهانی و اســتدلالی و نگاه جامع ایشان بر اساس منابع، باعث شده بود مباحث را بسیار دقیق استنباط و اجتهاد کنند. اگر اجتهاد را نه به معنی فقهی آن تلقی کنیم، ایشان مباحث فلسفی و سیاســی را اجتهاد می کنند. این می تواند برای ما ابواب جدیدی را باز کند. مجموعه نشســت های ما درباره متون سیاسی حکمت متعالیه منتشر شده است.کتاب دیگر ایشان با عنوان حکمت متعالیه سیاسی نیز ابتکاری است
حکمت متعالیه سیاسی با حکمت سیاسی متعالیه متفاوت تلقی می شــود. ایشان معتقد بودند وقتی می گوییم حکمت متعالیه سیاســی معطوف به سیاســت است؛ درواقع یعنی حکمت ملاصدرا معطوف به سیاست است، ولی وقتی حکمت امام خمینی را ملاحظه می کنیم، حکمت امام خمینی می شود حکمت سیاسی متعالیه، این سیاست معطوف به متعالیه است. این کتاب در واقع جلد دوم کارهای دکتر صدرا با عنوان
مفهوم شناســی حکمت متعالیه سیاسی است و در آن، مفاهیم اصلی و کلیدی حکمت متعالیه توضیح داده شده و به نوعی توضیح و خوانش فلسفه سیاسی است. این اثر، گویای تسلط ایشان بر حمکت صدرایی است.

برای اشـخاصی مانند ما که دانشجوی علوم سیاسـی هسـتند، بحـث ایده و ایده پردازی بسیار مهم اسـت. این قدرت ایده و ایده پردازی چطور ایجاد می شود؟ شما در خوانش متـون و غیره به رویه دکتر صدرا اشـاره کردید. نسل امروز چطور می تواند از امثال دکتر صدرا در بحث ایده پردازی با توجه به گفتمان دولت اسلامی و تمدن اسلامی الگو بگیرد؟
 یکی از ویژگی های مهم دکتر صدرا اشــراف و تسلطشان بر منابع بود و این به علت بارها و بارها مطالعه ایشــان بود. گاهی می دیدیم شــیرازه کتابی که همراه ایشــان بود در اثر کثرت مطالعه از هم گسسته شده بود و نشان می داد که بارها و بارها خوانده شده است و با قلم های متفاوتی روی متن کار شــده بود و هر دفعه مطالعه کرده بود با یک قلم نکاتی در حاشیه یادداشت کرده بود.
 در یک نگاه کلی در موضوع فلسفه سیاسی اسلامی نقش مؤثر و مهمی داشــتند. آنچه به نظر می رســد به ما کمک می کند که چنین مسیری را طی کنیم، آشنایی عمیق ایشان با مباحث فلسفه سیاسی اسلامی و در کنار آن، مقایسه این فلسفه با فلسفه غرب از یونان باستان تا اکنون بود.

 درواقـع این رویکرد تطبیقـی را در آثار ایشان می بینیم؟
بله. جابه جا ایشــان در حال تطبیق هستند؛ مثلا ً بحثی که عمدتاً داشتیم و انرژی ما را می گیرد، این است که شما مثلا ًراجع به کانت فلسفه سیاسی بنویسید، پذیرفته می شود. در صورتی که کانت رساله سیاسی ندارد، ولی وقتی که راجع به ملاصدرا می خواهید فلسفه سیاسی بنویسید، با انکار از سوی صاحبنظران مواجه می شوید که اینها فلسفه سیاسی ندارند.
در مورد ملاصدرا می توان منظومه سیاسی وی را از گزارۀ «انسان مدنی بالطبع است» استخراج کرد. نگاهش به انسان، جامعه و معرفت شناسی را می توان استخراج کرد. ایشان همین نگاه را نیز درباره هابز داشتند. اگر هابز کتاب لویاتان را نمی نوشت، شما می توانســتید از «گزاره انسان گرگ انسان است» نگاهش را به انسان و سیاست استخراج کنید. در تفسیر و قرائت ما از یک متفکر امتناعی وجود ندارد، اما بر اســاس منطق خودش و استدلالی که صورت می گیرد، باید باشد؛ بنابراین به نظرم این یک نکته بسیار مؤثر و مهم است؛ چون ایشــان دائم در حال تفکر بود و وقتی با ایشان گفتگو می کردید، بســیار حضور ذهن خوبی نســبت به مباحث داشــتند و نشان می داد که پس از ساعت ها تفکر و تأمل این نگاه را مطرح می کنند.
 جالب است که اشاره کنم در جلسه ای در تهران از آن زمان که ایشان نماینده مجلس بودند، در اوایل دهه هفتاد، مکانی به صورت کانکس تعبیه کرده بودند که آخر هفته ها می رفتند و راجع به مباحث در خلوت تفکر می کردند. وقتی مطلبی مطرح می کردند، نشــان می داد که ساعت ها تفکر و تأمل پشت آن است. در باب یک صفحه از متن اخلاق ناصری فرمودند بیش از ســی بــار آن متن را مطالعه کــرده ام. این می تواند یک الگو باشد. الگویی که صرفامطالعه نمی کند که لذت ببرد و دانا شود، بلکه برای اینکه مشکلی از جامعه برطرف کند، تفکر و تأمل می کند. آشنایی او با منابع برای دانشجوی علوم سیاســی می تواند الگو باشد. وقتی درباره فلسفه سیاسی اسلام نظری می دهد، منابع را مطالعه کرده باشد.
توجه به ســیر و ساختار فلسفه ی سیاسی و اندیشه سیاسی اسلامی در تمدن اســلامی را به صورتی که متعالی شود، به نحوی در ارتباط امتداد همدیگر می دانســتند؛ یعنی در هر دوره ای بازخوانی می شــود و این بازخوانی به تعالی آن می انجامد. نمونه اعلای آن در دوره معاصر علامه مطهری، علامه طباطبایی، امام خمینی، علامه جوادی آملی و علامه مصباح یزدی هســتند. آنها سیر ســاختار فلسفه سیاسی اســلامی را پیش برده اند. امتداد اجتماعی و سیاسی این ها روزبه روز برجسته تر می شود که می تواند بخش های زیادی از مشکلات ما را حل کند.
البته مطلبی هم هســت که باید اشــاره کنم. در گفتگوی شــفاهی که امســال در ماه مبارک رمضان با هم داشتیم، ایشــان توصیه ای به بنده داشت که مراتبی بودن پدیده ها که در حکمت متعالیه مطرح می شود، بزرگ ترین و مهم ترین دستاورد ملاصدرا است. ایشان معتقد بود اصالت وجود، حرکت جوهری، اتحاد عاقل و معقول و غیره در مقایسه با مراتبی بودن پدیده ها در رتبه دوم قرار می گیرند. در پاسخ به سه پرسش باید به این مراتبی بودن پدیده ها بپردازیم. پرسش از چیستی و چرایی و چگونگی.، ملاصدرا در رســاله شواهدالربوبیه 188 ابتکار و نوآوری خــود را مطــرح کرده اســت. ایــن نوآوری ها در شــمار بحث هایش هســتند. دکتر صدرا می گوید بر اساس فهم خودم باید نوآوری صدرا را این مراتبی بودن پدیده ها بدانیم. این می تواند نگاه جدیدی به ما بدهد. پدیده ها را باید ســه وجهی نگاه کنیم و از یک وجهی نگاه کردن آنها پرهیز کنیم. توجه و تأمل درباب سیر و ساختار فلسفه و اندیشه سیاسی و تمدن اسلامی هم هست که اینها در امتداد هم بوده اند. در دستگاه های مختلفی می توانیم از آنها به عنوان صورت بندی جدید یاد کنیم. همه اینها می تواند به رشــد و رونق بیشتر مباحث فلسفه سیاسی اسلامی کمک کند.

 آخرین سـؤالم دربـاره جایـگاه نظرات مرحـوم صدرا در حرکت علوم انسـانی اسـلامی اسـت که به برکت انقلاب اسلامی این حرکت، حرکت پرشـتابی شده است. می خواهیم ببینیم مباحـث مرحوم دکتر صدرا به عنوان یک نظریه پـرداز چه نقشـی در این سرعت بخشـی داشته است؟
 همان طور که عرض کردم تأملاتی که ایشان داشتند و همه آنچه دارند در حوزه کلام دانش سیاســی و در حوزه خاص فلسفه سیاسی اسلام مطرح می کنند، به بسط و رونق علوم انسانی اسلامی ما می انجامد. همه این مباحث به ما کمک می کند. مجموعه آثاری که از ایشــان تاکنون منتشــر شده اســت، همین بخش خاص را مطرح می کند و مورد توجه قرار می دهد. این به صورت بسیار کلان و کلی عرض شد.
 سه بحث را براســاس مباحث خود استاد خدمتتان عرض می کنم. اگر به نظر ایشــان ما به یک نقطۀ مطلوب برسیم، گذشته از آن خوانش متون و سیر ساختار و سطوح مدنظر ایشان، چه کاری باید انجام دهیم؟ سه کار باید انجام بگیرد تا به نقطۀ مطلوب برسیم:

 الف ـ مرحله اول مرحله تولید محتوا است.
 مباحثی که راجع به فلســفه و دانش سیاسی از منظر متون اسلامی و آثار متفکران داریم را باید طرح کنیم و محتوا تولید کنیم. ایشــان مصداقی ذکر می کردند که در کتاب خوانش متون سیاســی حکمت متعالیه آمده اســت. فرمودند شما دربارۀ حکمت سیاســی متعالیه در همایش اول سیاست از منظر حکمت متعالیه که در بهمن ماه 1387 برگزارشــد، تولید محتوا را انجام دادید.
 مرحله دوم این است که اینها تبدیل به نظریه شــود. باید بر اســاس آن محتوایی که فراهم شــده، اقتباس و تجزیه و ترکیب شود و نظریه تولید شود.
 در همایش دوم حکمت سیاســی متعالیه که ما ســال قبل برگــزار کردیم، تأکیدمان روی این بحــث بود که به نظریه دولت متعالیه یا حکمت در دولت متعالیه برسیم. بر اساس بحث ها و پیش نشست ها و مقالاتی که نوشته شده است، إن شاءالله در کار فشرده ای به این بحث خواهیم پرداخت؛ بنابراین، مرحله دوم این است که نظریه های متناسب با نیاز جامعه را تولید کنیــم. ما نیاز به نظریه دولت داریم که بایدتولید شود. محتوا را تولید کرده ایم، اما به نظریه عدالت نیاز داریم. باید براساس آنچه تولید شده نظریه عدالت، آزادی، مشروعیت، قدرت و سایر نظریه هایی که نیاز است را تولید کنیم.

ب ـ مرحله دوم تولید این نظریه هاست.
 
ج ـ مرحله سومی که باید در این دانش ها از منظر اسلامی صورت بگیرد، مرحله ای اســت که باید اینهــا فرآوری و اطلاع رســانی و کاربردی گردد و در جامعه ترویج شــود. ممکن است شــما محتوا و نظر تولید کرده باشید و اینها را در کتاب هایی به چاپ رسانده باشید و در گوشه کتابخانه ها و مراکز نگهداری کنید، ولی کسی از اینها اطلاعی ندارد.
اصطلاحا باید تبدیل به گفتمان شود.
براساس این محتوایی که تولید شده باید گفتمان سازی هم صــورت گیرد. این ترویج مبتنی بر این اســت که اینها در اگر نظریه ًمرحله اول نیز به محک تجربه گذاشته شود؛ مثلا اگر نظریه عدالت را در مسائل جامعه بکار ببریم کجا می تواند مفید و مؤثر باشد و خلأیی از بحث عدالت در جامعه ما را حل کند؛ بنابراین، این بحث سوم می تواند کامل کند. در این سه مرحله ای که من عرض کردم اگر بخواهیم دیدگاه دکتر صدرا را مطرح کنیم، ما در مرحله دوم هستیم؛ یعنی در حال تولید نظریه هستیم. محتوای خوب و قابل توجه تولید شده است، ولی نظریه ها نیز باید تولید و در مرحله بعدی کاربردی سازی شوند.

جناب آقـای دکتر از وقتی که اختصاص دادید، بسـیار متشـکریم. اگـر نکته یا بحثی مانده است، در خدمت شما هستیم.
به عنوان نکته پایانی، نزدیک به ســه دهه با آقای دکتر صدرا آشنا بودم. شــاید اگر آشنایی با ایشان نبود، من بحث های فلسفه سیاسی را پیگیری نمی کردم. هرچند ورود خود من به مباحث فلسفه سیاســی در یک فضای منطقی خاصی انگیزه و مشوق اصلی من به وجودآمده اســت، ولی طبیعتا انگیزه و مشوق اصلی من آقای دکتر صدرا بودند، به ویژه در بحث فلســفه سیاســی متعالیه که نشست های متعددی با ایشان داشتیم.
خوب اســت خاطراتی که دانشــجویان و اساتید با ایشان داشــته اند، اخذ شــود. یک بحث که بنده علاقمند بودم با کمک ایشــان تدوین کنم، مکتب فلســفی یا سیاســی باقرالعلوم بود. ایشــان در شمار مؤسســان و بنیان گذاران دانشــگاه باقرالعلوم بودند. در زمانی که هنوز هیچ مجوزی صادر نشده بود، ایشــان به همراه اساتید و طلاب تشریف می آوردنــد و علوم سیاســی تدریس می کردنــد و بعدها دانشگاه شد. از زمانی که خاطرم هست، ایشان تعبیر مکتب سیاسی باقرالعلوم یا مکتب باقرالعلوم را داشتند. آنچه اتفاق افتاده است را اکنون می توانیم «مکتب سیاسی باقرالعلوم» عنوان گذاری کنیم خصوصا در حوزه کاری ایشان می توانیم از تعبیر «مکتب سیاسی باقرالعلوم» استفاده کنیم. من چند بار با ایشان مستند سازی و مکتوب کردن خاطرات و نحوه شکل گیری دانشگاه باقرالعلوم و آن چه اتفاق افتاد را مطرح کردم، اما به دلایلی موفق نشدیم. ایشان استنکاف نکردند، ولی ما دیر به این فکر افتادیم و ایشان را زود از دست دادیم. امیدوارم دوستانی که پای کار هستند بتوانند این بحث ها و خاطرات را با عنوان «مکتب سیاسی باقرالعلوم علیه السلام» مستندسازی و مکتوب کنند که آقای دکتر صدرا در کلامشان به کار می بردند.
 ًایشان معمولاٌ دوستان را برای پژوهش در باب تراث اسلامی تشویق می کردند. حضور ایشــان برای بیش از سه دهه در قم نقش بسیار مهمی در فلســفه سیاسی و دانش سیاسی اسلامی در قم داشــت. آقای دکتر صدرا نه تنها در دانشگاه باقرالعلوم نقش داشتند که در سایر مراکز علمی هم که کار فلسفه سیاسی شــده نقش مهم و کلیدی داشتند. ایشان با مؤسسه امام خمینی نیز همکاری داشتند که در نتیجه این
همکاری، اصطلاح نامه فلسفه سیاسی به چاپ رسید و بحث هایی در دایرةالمعارف فلســفه سیاسی که دوستان دارند، کار می کنند.
دانشنامه حکمت سیاسی اسلامی که در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلســفه در هفت جلد در تهران منتشر شده اســت، از دیگر نتایج همکاری های استاد صدرا با مراکز پژوهشی بود. ایشان در شورای علمی و نگارش مقــالات، نقش مؤثر داشــته اند. امیدواریم این قبیل مباحث و گفت وگوها باعث شادی روح ایشان باشد. از خداوند متعال می خواهم جناب اســتاد دکتر صدرا با اولیاءالله و انبیا (علیهم السلام) محشور باشند.

منبع:فصلنامه علوم انسانی صدرا، شماره 42 و 43، پاییز و زمستان 1401 
 


 
منبع: فصلنامه علوم انسانی صدرا، شماره 42 و 43، پاییز و زمستان 1401
کلمات کليدي
دکتر علیرضا صدرا, اخبار پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی, شریف لک زایی- مصاحبه
 
امتیاز دهی
 
 

[Part_Lang]
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 189
Guest (PortalGuest)

پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي - دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم
مجری سایت : شرکت سیگما