ملکی

456
در گفتگو با دکتر ملکی راد عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی بررسی شد؛ امامت امام زمان(عج) برطبق روایت اثنی عشر

حجت الاسلام محمود ملکی راد عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در باره فرا رسیدن ماه ربیع و آغاز امامت حضرت حجت (ع) می گوید: از ديدگاه اماميه، امامت، منزلتي الهي است كه افراد خاصي توسط پيامبر به مردم معرفي شده‌اند. اینان همه وظايف پيامبر(ص) به جز منصب نبوت و رسالت را دارا هستند. از آن جا که اماميه، امامت را استمرار نبوت مي‌داند، طبيعي است که امام را در بسياري از وظايف پيامبر(ص) شريک بداند، مگر دريافت وحي آسماني که مختص به انبيا است.

بر طبق این بینش امامت مقامي است كه به دوره‌اي از ادوار و عصري از اعصار بشري اختصاص ندارد؛ وجود امام برای تمام ادوار و اعصار لازم و ضروری است. چه آشكار باشد و مردم بتوانند او را مشاهده كنند و چه از ديد مردم پنهان و غایب باشد؛ بر اين نكته رواياتي چند دلالت دارند، امام زين العابدين(ع) در ارتباط با جايگاه و منزلت ائمه(ع) فرمودند:

«ما پيشوايان مسلمين و حجت‌هاي خداوند بر اهل عالم هستيم از زماني كه خداوند حضرت‌ آدم(ع) را خلق كرده زمين هرگز خالي از حجت الهي نبوده است يا اين حجت ظاهر و مشهور بوده و يا غايب و مستور و همچنين تا قيامت نيز خالي از حجت نخواهد بود».[1] یعنی مادامي كه موجودي به‌نام انسان در زمين زندگی می‌کند ممكن نيست زمين از وجود امام خالي شودبر این اساس در روایات بسیاری بر ضرورت وجود امام تا پایان تاریخ تأکید شده است.

از امام صادق(ع) در اين زمينه نقل شده «آخرين فردي كه از دنيا مي‌رود امام خواهد بود».[2] در اندیشه شیعه امامیه، می‌توان شؤونات امام را به سه دسته تقسيم نمود: 1. مرجعيت و حاکميت دینی. 2. مرجعيت و حاکميت سياسي و اجتماعی. 3. ولايت معنوي.

ملکی راد می گوید: به باور عالمان و اندیشمندان شیعه، امامت استمرار دهنده نبوت است؛ بدین معنی که اسلام با نبوت شروع و آغاز شده و با امامت استمرار می‌یابد؛ و از این جهت هرگز بین خاتمیت و امامت تهافت و ناسازگاری نخواهد بود. زیرا فلسفه تئوري امامت در انديشه شيعي، اين است که در کنار کتاب الهي، همواره شارح و مفسر معصومي که بتواند تفسير معصومانه از قرآن و دين الهي ارائه کند موجود باشد تا به عنوان شاخص و معيار براي شناخت حق از باطل مطرح باشد. با توجه به اين نکته، رابطه امامت با خاتميت، رابطه تلازمي است. يعني لازمه ختم نبوت وجود امام معصوم در کنار کتاب الهي است؛ دلیل عقلی و نقلی بر این مطلب دلالت دارند. از نگاه عقل، براي ماندگاري يک مکتب دو چيز لازم و ضروري است. اول: کتاب و متن مورد نياز. دوم: معلم و مربي. کتاب قرآن به عنوان متن مورد نياز براي هدايت مردم از سوي خداوند فرستاده شده است. از دیدگاه اماميه با رحلت رسول خدا(ص)، امامت به عنوان مربي و معلم همواره لازم است در کنار قرآن و کتاب الهي بوده باشد تا هم از آن تفسير و تبيين معصومانه ارائه کند و هم آن را از تحريف حفظ نمايد. بنابراین برای استمرار نبوت و جلوگیری از تحریف آن همواره وجود امام لازم و ضروری است. شاید حدیث معروف منقول از رسول اکرم(ص) «هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناخته باشد به مرگ جاهلی مرده است» که هم اهل تسنن این روایت را از پیامبر(ص) نقل کرده‌اند و هم شیعه، اشاره به همین نکته باشد. بنابراین فلسفه امامت در انديشه شيعي، اين است که در کنار کتاب الهي، همواره شارح و مفسر معصومي که بتواند تفسير معصومانه از قرآن و دين الهي ارائه کند موجود باشد تا شاخص و معيار حق و باطل باشد. لزوم همراهی کتاب با امام را به خوبی می‌توان از حديث متواتر «ثقلين» به‌دست آورد.

حجت الاسلام ملکی راد اظهار داشت: از دیدگاه شیعه تعداد امامان دوازده نفرند نه کمتر و نه بیشتر. این مطلب بر طبق روایتی که هم اهل تسنن[3] و هم شیعه از رسول خدا(ص) نقل کرده‌اند استفاده می‌شود. این روایات با الفاظ و تعابیر مختلف نقل شده‌اند:

مانند «اثني عشر خليفة كلّهم من قريش»[4] «اثنا عشر قيّما»[5]

در روایاتی که از سوی شیعه امامیه نقل شده واژه «اثنی عشر اماما» نیز آمده است.[6]

 این روایات از نظر تعداد طرقی که نقل شده‌اند در حد تواترند. بر این مطلب برخی از علمای اهل تسنن نیز تصریح نموده‌اند. ابن حزم در این زمینه می‌گوید: «روایت اثنی عشر که همگی از قریش باشند در حد تواتر است».[7]

کارشناس مهدوی می گوید: ابن حجر هیتمی در باره اعتبار این حدیث می‌گوید: «این حدیث صحیح است و از طریق چهل صحابی نقل شده است.»[8] و محدثین بسیاری آن‌را از رسول خدا(ص) نقل نموده‌اند.[9] و در این زمینه گفته شده: «حدیث اثنی عشر صحیح و مشهور است».[10] حال باید دید که این دوازده نفر بر چه کسانی قابل تطبیق است؟

با توجه به قطعی بودن روایت و نقل متواتر آن، در طول تاریخ بسیاری تلاش نموده‌اند تا این حدیث را بر خودشان تطبیق دهند. اما باید دقت نمود که این حدیث نه بر خلفای بعد از پیامبر(ص) قابل تطبیق است زیرا تعداد آن‌ها کمتر از دوازده نفر است. و نه بر امرا و خلفای بنی امیه و بنی عباس قابل تطبیق است؛ زیرا تعداد آن‌ها بیشتر از دوازده نفر است.[11] بنابراین این حدیث تنها بر دوازده امام که از عترت و اهل بیت رسول گرامی اسلام(ص) هستند قابل تطبیق است. شاهد بر آن روایاتی است که از طریق شیعه امامیه نقل شده که در آن‌ها اسامی ائمه(ع) یکی پس از دیگری به صراحت بیان شده است.

در روایتی که امام علی(ع) از رسول خدا(ص) نقل می‌کند اسامی ائمه(ع) بیان شده و با تعبیر «اثنی عشر اماما» آمده است.[12] و این دوازده امام یا دوازده خلیفه با صفات مختلف توصیف شده‌اند. مانند امامان هادیین[13] و امامان عادل[14] و امامان مهدیین[15] و در برخی از این روایات به خصوصیت حضرت مهدی(ع) اشاره شده که توسط او عدل و داد در زمین فراگیر می‌شود.[16] آن‌ها یکی پس از دیگری آمده و رفته‌اند تا نوبت رسیده به دوازدهمی که بنا بر مصالحی در حال غیبت به‌سر می‌برند. گرچه وی در حال غیبت است؛ اما با توجه به دلایل دیگری که زمین هرگز خالی از حجت و امام نیست، پس او درحال غیبت نیز مقام امامت را دارد؛ و از این جهت غیبت هرگز مانع از امامت وی نیست. بنابراین از روایت «اثنی عشر» می‌توان امامت حضرت ولی عصر(ع) را ثابت نمود.

 

[1]. طبرسی،1403، ج2، 317.

[2] . محمدبن یعقوب کلینی، الکافی ج1، ص180، ح1407، «ان آخر من يموت الامام....»

[3] . روایات «اثنی عشر» در کتب روایی اهل تسنن مورد توجه جدی بوده است افرادی چون بخاری و مسلم در صحیح خویش و ابوداود و ترمذی در سنن خویش و احمد بن حنبل در مسند خویش و طبرانی در معجم خود، روایات دوازده خلیفه را ذکر نموده‌اند.

[4] . مسلم، صحیح مسلم، ج9، ص335، ح3395، و سنن ابی داود، ج11، ص352، ح3732 « عن النبي(ص) أنه قال لا يزال الإسلام عزيزا إلى اثني عشر خليفة كلهم من قريش»

[5] . طبرانی، المعجم الکبیر، ج2، ص196، ح1794 «يكون لهذه الأمة اثنا عشر قيما لا يضرهم من خذلهم»

[6] . الکافی، ج1، ص529 و 532 و الغیبه، ص67و81 و91 و 96.

[7] . ابن حزم، الفصل، ج4، ص74. « ...وعَلى أَن الْإِمَامَة فِي قُرَيْش وَهَذِه رِوَايَة جَاءَت مَجِيء التَّوَاتُر...»

[8] . ابن حجر هیتمی، الصواعق، ج1، ص33. « بخبر الأئمة من قريش وهو حديث صحيح ورد من طرق عن نحو أربعين صحابيا»

[9] . صحیح مسلم، ج6، ص3-4 و سنن ابو داود، ح2 ص421 و سنن ترمذی، ج4 ص501 و مسند احمد، ج3 ص129 و المعجم الکبیر حافظ طبرانی، ج2 ص 214.

[10] . عداب محمود المؤهل، المهدی المنتظر، ص280- 283.

[11] . سلیمان قندوزی، ینابیع الموده لذوی القربی، ج3، ص264 «أن مراد رسول الله(ص) من حديثه هذا الائمة الاثنا عشر من أهل بيته وعترته، إذ لا يمكن أن يحمل هذا الحديث على الخلفاء بعده من أصحابه، لقلتهم عن إثني عشر، ولا يمكن أن يحمله على الملوك الاموية لزيادتهم على إثني عشر، ولظلمهم الفاحش إلا عمر بن عبد العزيز، ولكونهم غير بني هاشم، لان النبي(ص) قال «كلهم من بني هاشم» في رواية عبد الملك عن جابر، وإخفاء صوته(ص) في هذا القول يرجح هذه الرواية، لانهم لا يحسنون خلافة بني هاشم، ولا يمكن أن يحمله على الملوك العباسية لزيادتهم على العدد المذكور، ولقلة رعايتهم الآية (قل لا أسألكم عليه أجرأ إلا المودة في القربى) وحديث الكساء، فلا بد من أن يحمل هذا الحديث على الائمة الاثني عشر من أهل بيته وعترته (ص) لانهم كانوا أعلم أهل زمانهم وأجلهم وأورعهم وأتقاهم، وأعلاهم نسبا، وأفضلهم حسبا، وأكرمهم عند الله، وكان علومهم عن آبائهم متصلا بجدهم (ص) وبالوراثة واللدنية،...»

[12] . نعمانی، الغیبه، ص81، ح10« ... قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ سَمِّهِمْ لِي فَقَالَ ابْنِي هَذَا وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ الْحَسَنِ ثُمَّ ابْنِي هَذَا وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ الْحُسَيْنِ ثُمَّ ابْنٌ لَهُ عَلَى اسْمِكَ يَا عَلِيُّ ثُمَّ ابْنٌ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ قَالَ سَيُولَدُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ فِي حَيَاتِكَ فَأَقْرِئْهُ مِنِّي السَّلَامَ ثُمَّ تُكَمِّلُهُ اثْنَيْ‏ عَشَرَ إِمَاماً قُلْتُ يَا نَبِيَّ اللَّهِ سَمِّهِمْ لِي فَسَمَّاهُمْ رَجُلًا رَجُلًا مِنْهُمْ وَ اللَّهِ يَا أَخَا بَنِي هِلَالٍ مَهْدِيُّ هَذِهِ الْأُمَّةِ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً.»

[13] . شیخ صدوق، کمال الدین، ج1 ص298 « فَإِنَّ لِهَذِهِ الْأُمَّةِ اثْنَيْ‏ عَشَرَ إِمَاماً هَادِينَ مَهْدِيِّينَ لَا يَضُرُّهُمْ خِذْلَانُ مَنْ خَذَلَهُم‏...»

[14] . همان، ص300، ن إِنَّ لِمُحَمَّدٍ ص مِنَ الْخُلَفَاءِ اثْنَيْ‏ عَشَرَ إِمَاماً عَدْلًا لَا يَضُرُّهُمْ خِذْلَانُ مَنْ خَذَلَهُم‏...»

[15] . همان، ج2 ص334 « يُخْرِجُ اللَّهُ مِنْ صُلْبِهِ تَكْمِلَةَ اثْنَيْ‏ عَشَرَ إِمَاماً مَهْدِيّاً اخْتَصَّهُمُ اللَّهُ بِكَرَامَتِه...»‏

[16] . شیخ صدوق، اعتقادات الامامیه، ص122 « ...ثُمَّ تَكْمِلَةُ اثْنَيْ‏ عَشَرَ إِمَاماً مِنْ وُلْدِكَ إِلَى مَهْدِيِّ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ قَبْلَهُ ظُلْماً وَ جَوْراً.» و مناقب ابن شهر آشوب، ج1 ص 283 « قَالَ النَّبِيُّ ص‏ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَخَذَ مِيثَاقِي وَ مِيثَاقَ اثْنَيْ‏ عَشَرَ إِمَاماً بَعْدِي وَ هُمْ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ الثَّانِي عَشَرَ مِنْهُمْ الْقَائِمُ الَّذِي يَمْلَأُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا»

منبع: تولید محتوای پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
کلمات کليدي
اخبار
 
امتیاز دهی
 
 


مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب

مطالب مرتبط

پربازدید ترین مطالب
[Control]
تعداد بازديد اين صفحه: 211
Guest (PortalGuest)

پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي - دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم
مجری سایت : شرکت سیگما