عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در برنامه تلویزیونی راز پاسخ داد؛

چرا از صدر و نظام فکری او چیزی نمی‌دانیم؟

پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی(ایسکا): پانزدهمین شب برنامه راز به نام شهید محمدباقر صدر به روی آنتن رفت. حجج اسلام سیدامید موذنی و سعید بهمنی عضو هیات علمی پژوهشکده فرهنگ و معارف قرآن کریم پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، مهمانان نادر طالب‌زاده در این برنامه بودند. موضوع هم نظام فکری و اندیشه‌ای شهید صدر بود.

متن مشروح این برنامه را در ادامه می‌خوانید:

طالب‌‌زاده: افتخار دارم در مورد موضوعِ بسیار مهمی و جذابی امشب صحبت بکنیم. در خدمت دو نفر از علما هستیم، آقای موذنی و آقای بهمنی. چرا آقای موذنی ما امروز باید در مورد شهید صدر صحبت کنیم؟ برنامه راز به مسائل خیلی خاص می‌‌پردازد. بعضی ممکن است تعجب کنند چرا شهید صدر که سالها پیش شهید شد و ردّ او هم کم دیده می‌شود و فقط یک اتوبانی به نام او داریم کم دیده می‌شود؟

موذنی: به همان میزانی که ما به سوالِ چرا به اندیشۀ صحیح، مستقیم و ناب احتیاج داریم، پاسخ می‌دهیم به همان میزان هم به سوالِ چرا به شهید صدر نیاز داریم، پاسخ می‌دهیم. اگر وضعیت امروز جامعه و وضعیت دنیای اسلام را وضعیتی می‌دانیم که در ساحت اندیشه پیش از هر چیز دیگری نیازمند است که فکر نو تولید کند، فکری که مسائل امروز جهان را درک کند، برای سوالات امروز جهان پاسخ داشته شود، اگر به اندیشه‌‌ای نیاز دارد که جامع باشد و بتواند انسان را با همۀ ساحت‌‌هایش ببیند، به شخصیت‌‌هایی مانند شهید صدر نیاز پیدا می‌‌کنیم.

شهید صدر به عنوان یک اندیشمند اسلامی که بین دو مسالۀ مهم جمع کرده است؛ که معمولاً در کمتر کسی پیدا می‌شود. یعنی بین اصالت و معاصرت، یعنی شهید صدر در عمیق‌ترین لایه‌ های فکرِ اسلامی، اندیشه‌ ورزی کرده و در عین حال این اندیشه‌‌ورزی عمیق، ناب و خالص اسلامی، برکنار از تحولات و پیشرفت‌های روز جهان نیست. این اندیشه‌‌ورزی، اندویشه‌‌ورزیِ جامانده در تاریخ نیست. اندیشه‌ ورزی‌ای است که به امروز بشر رسیده است و علاوه بر اینکه عمیق و ریشه‌‌دار در اسلام است و از اصالت آن ذره‌ای کم نشده است، یعنی این فکر و اندیشه هیچ خلطی با سایر اندیشه‌‌های غیراسلامی نداشته در عین حال مالِ انسان امروز است، مساله و نیازهای امروز او را دیده است.

طالب‌‌زاده: چقدر جلوتر از زمانش بود؟

موذنی: این یک فصل جدیدی است. حالا اینکه چقدر جلوتر از زمانش بود، شهید صدر 60 سال پیش فلسفتنا و اقتصادنا می‌‌نویسند در 25 سالگی. هر کدام در 10 ماه . در حالی که ما هنوز که هنوز نتوانستیم مانند اقتصادنا کتابی داشته باشیم و دردناک‌تر بگویم هنوز که هنوز است ما اقتصادنا را نمی‌خوانیم. یعنی اقتصادنا در خیلی از کشورهای دنیا کتاب درسی است یا کتاب مطالعات جدی دانشگاه‌ها است اما ما هنوز سر اینکه رشتۀ اقتصادِ اسلامی داشته باشیم یا نداشته باشیم، داریم دعوا می‌کنیم! بعضی‌‌ها سر اینکه اصلاً اسلام اقتصاد دارد یا ندارد، دارند دعوا می‌کنند و این نشان می‌دهد کسی که 60 سال پیش باور داشته که اسلام دین همۀ حیات است و بعد بیاید برای این ادعا نظام ‌سازی کند، فکرِ نظام‌ند در حوزۀ اقتصاد و سیاست تولید کند و فکری که مورد پذیرش قرار بگیرد؛ در بسیاری از کشورها که معاند اندیشۀ شیعی محسوب می‌شود اینقدر عظمت این فکر و اهمیت علمی این کتاب‌ها و آثار جدی است که نتوانستند از این کتاب چشم‌پوشی کنند یا به عنوان متن درسی در سطح بالای علمی و یا به عنوان کتاب‌های مطالعاتی مهم و متن منبع به آن توجه کردند و در جهان اسلام آنقدری که بنده دیدم و پژوهش کردم نمی‌‌توانیم کشوری از کشورهای اسلامی را نام ببریم که از 60 سال پیش تا به امروز بر سفرۀ اندیشه‌‌های شهید صدر ننشسته باشد، چه در حوزۀ فلسفه، چه در حوزه اقتصاد و حوزه اقتصاد حوزه‌ای است که شهید صدر بیشتر شناخته می‌شود.

 اما متاسفانه عرصه ‌های دیگری است که شهید صدر هنوز با آنها شناخته نیست مانند تفسیر که رویکردی که شهید صدر در این حوزه، این نوآوری که شهید صدر حوزه تفسیر داشته است، اگرچه متاسفانه باز هم این در جهان خارج از فضای جمهوری اسلامی ایران زودتر کشف شده است! یعنی خیلی از اندیشمندان عرب زودتر به شهید صدر رسیدند و خودشان را مدیون شهید صدر می‌دانند در رویکرد تفسیری و مدعی هستند ما داریم فکر او را ادامه می‌دهیم. چه اقتصاد، چه فلسفه و چه تفسیر و چه عرصه‌‌های دیگر. این برای 60 سال پیش است تا سال 58 شمسی که ایشان شهید می‌‌شود، آخرین دستاوردهای فکری ایشان عرضه می‌‌شود و همیشه جلوتر از زمان، اولین پیش‌نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را ـ غیر از پیش‌نویسی که در فرانسه تهیه شده بود. شهید صدر می‌‌نویسد و یکی از متن‌هایی که مورد توجه قرار گرفته بود بنا بر بعضی گزارش‌ها در تدوین قانون اساسی، همین پیش‌نویسی است که شهید صدر نوشته است. الان هم اگر کسی آن پیش‌نویس را مطابقت بدهد با متن فعلی قانون اساسی در بسیاری از اصولش مشترک است، در نظریۀ اساسی‌‌اش که نظریۀ مردم‌سالاری دینی است کاملاً منطبق است و شهید صدر با یک فکر بسیار ستودنی یعنی واقعاً از ابعاد مختلف چه از حیث عمق قرآنی و اسلامی‌‌اش و چه از حیث رفع نیازهای یک حکومت به معنای واقعی، چه از نگاهِ اینکه سازمان‌ها و ساختارهای مختلفی که نیازمند این است که حکومت را پیش ببرد، در نظر گرفتن همۀ این جوانب واقعاً در حالی که شهید صدر در مدت خیلی کوتاهی این را نوشته است، در 15 فروردین سال 57 یعنی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی این پیش‌‌نویس را نوشته است. اما می‌‌بینید بسیار جامع است و با آن چیزی که امروز هم در قانون اساسی جمهوری اسلامی است، بسیار مشابهت دارد.

من اگر بخواهم مطلب را خلاصه بگویم این است که میزانِ نیاز ما به اندیشۀ ناب اسلامی هر چقدر بیشتر باشد ما به کسانی مانند شهید صدر و به طور خاص به خودش شهید صدر نیازمند می‌شویم. چون او آمده و محصول به ما داده است و صرفاً فقط ادعا نیست، او تمام حرفهای خوبی که ما داشتیم تبدیل کرده است به یک محصول قابل ارزیابی، محصولی که نه تنها در سطح کتاب قابل ارزیابی است چون پیاده شده مثلاً فکر بانکداری شهید صدر در دنیا و در خیلی از کشورها پیاده شده است. واقعیت بیرونی آن هم قابل ارزیابی است و لذا شهید صدر یک گام بسیار مهم است و یک مرحله است برای اینکه ما بخواهیم برگردیم و در حوزۀ اندیشه گام‌‌های بعدی را ادامه بدهیم و به سمت مسیری که باید پیش برویم.

طالب‌‌زاده: آقای بهمنی را که 20 سال در این حوزه کار می‌‌کنند را معرفی بکنید.

موذنی: آقای بهمنی یکی از شخصیت‌های قرآنی کشور هستند که از مسیر قرآن با شهید صدر پیوند خوردند. ایشان حدود 20 سال در مسالۀ روش ‌شناسیِ تفسیر و بحث‌های مرتبط با روش‌ شناسی کار می‌‌کردند، در ضمن بحث‌‌هایشان در حوزۀ اندیشمندان اسلامی پیگیر بودند که چه کسی از اندیشمندان اسلامی به روش پرداخته است. به شهید صدر می‌‌رسند و حدود 8 سال متمرکز می‌‌شوند در همین 13 درسِ تفسیری شهید صدر که شهید صدر روش تفسیر موضوعی را آنجا ارائه می‌کنند و بحث نظریه ‌پردازی را و پژوهشی داشتند تحت عنوان «مدلِ مفهومی نظریه ‌پردازی قرآن‌ بنیان» که تبیین می‌کند شهید صدر چگونه نظریه‌ پردازی را آنجا شرح دادند.

طالب‌‌زاده: شما چگونه با شهید صدر آشنا شدید؟

بهمنی: لازم می‌دانم یک مقدمه‌‌ای را بگویم درباره اینکه ما دربارۀ شخصیت بزرگی داریم سخن می‌گوییم و سخنان بنده در اندازۀ ظرفیت بنده است. جای خیلی از فضلاء و علمایی که در این عرصه کار کردند در اینجا خالیست و آرزو دارم آنها در فرصت‌های بعدی بیایند از کارهای شهید صدر، از الهاماتی که گرفتند و نظریاتی که پدید آوردند اینجا سخن بگویند. نکته بعدی اینکه من واقعاً خدا را شاکرم که در عمر طلبگی و تحقیق خودم در ایستگاه این قلۀ بلند اطراق کردم و در دامنۀ این قلۀ بلند علمی به اندازۀ ظرفیتم خوشه ‌چینی کردم.

عرصۀ مطالعاتی من گسترده نبوده و همه آن چیزی که شهید صدر کار کرده هم نبوده است. بیشتر متمرکز بوده بر مطالعۀ قرآنی ایشان. به طور خاص روش‌شناسی ایشان برای نظریه‌‌پردازی و نمونه‌‌هایی که عملیاتی کرده است. البته در این سطح متمرکز قریبِ سالهایی که فرمودند کار کردم. از روز اول از آنها این ادراکات تفصیلی را نداشتم، جاذبه‌‌های شهید صدر بیش از همه در دهۀ 60 به وسیلۀ مرحوم استاد ما حاج شیخ‌علی صفایی بوجود آمد. آن معرفت و نوعی عُلقه از طریق ایشان در من ایجاد شد.

طالب‌‌زاده: ایشان توجه ویژه‌ای به شهید صدر داشتند و آن را به شاگردانشان منتقل می‌‌کردند.

بهمنی: آن سنت‌‌های تاریخی ایشان که در آن زمان منتشر شد و مباحث حلقات و اصول به تدریج داشت منتشر می‌‌شد، آشیخ علی‌ آقا تعبیرش این بود که شهید صدر فو‌ق ‌العاده منظم است. مطالبی را که می‌‌گویند ساختار یافته است. هم فهمش ساده است و هم نقد و تکمیلش ساده است. چون مشخص است این بستۀ معرفتی‌ای که سامان می‌دهد و به شما ارائه می‌کند کاملاً ساختارمند و شکل دارد. بی‌‌سروسامان و ناهمگون نیست. بیش از همه بر نظمِ فکری شهید صدر که فوق‌‌العاده برای ما هم جذاب بود، افزون بر آن بر قدرتِ انتزاعیِ شهید صدر تاکید داشت که آن هم فوق‌‌العاده جذاب است.

خود آشیخ‌علی آقا هم قدرت انتزاعی فوق‌‌العاده‌ای در حد نبوغ داشت که می‌توانست تمام مباحث بسیار پرحجم علوم را در چند کلمه خلاصه بکند. بسیار معنی‌‌دار و فوق‌‌العاده پوشش‌‌‌دهندۀ آن معنا. این قدرت ذهنیِ انتزاعی در همه کس نیست، افراد بسیار خاصی اینگونه کلی و ماکرویی پدیده‌‌ها را تلقی می‌‌کنند و در هاضمۀ خودشان می‌توانند به معنا تبدیل بکنند.

 آن پیوند اصلی در جوانی به وسیلۀ استاد ما ایجاد شد. بعد از آن یک دورۀ فَترتی داشت. چون متون شهید صدر یک مقدار عربی‌‌اش دشوار است. عربی جدید ما در متون کلاسیک خودمان عربیِ نثر خاصی که به نوعی فارسی هم است، مانوس هستیم نه عربیِ جدید، آن دوره‌‌ها که گذشت یک مقدار تسلط ما بیشتر شد و من بیش از هر زمان دیگری هم به روش‌شناسی توجه کردم. اساساً وقتی آن زمان تحلیل کردم مسئولیتی داشتم، به این نتیجه رسیدم که مطالعات روش شناسی یک آسیب در مطالعات راهبردی ما است. بنابراین مطالعاتم را متمرکز کردم بر روش‌شناسی. در روش‌شناسی هم متون مختلفی را دیدم و در نهایت دیدم تنها عالم طراز اول در مرجعیت که وارد روش‌شناسی شده است و یک روش فوق‌ العاده بلندی را با اهداف فوق ‌العادهِ جهان‌شمول ترسیم کرده، مرحوم آسیدمحمد باقر صدر است. لذا آن مطالعاتی هم که کرده بود و نوشته‌‌هایی که داشتم همه را کنار گذاشتم. اول متمرکز شدم بر روش‌شناسی ایشان که اول روش‌ شناسی ایشان در فرجام عمر مبارکشان در آخرین حلقات درسی‌‌شان بوده و بعد دیگر فرصت باز تدوین و تدوین ندارند، در منزلشان زندانی می‌‌شوند و بعد به شهادت می‌‌رسند.

لذا این داده‌‌ها آخرین بیانات شهید صدر است که به نظر می‌‌رسد دیگر قله و حصیل و ثمرات عمر شریفشان است. یک روش‌شناسی و بعد یک نمونۀ عملی از آن روش، روش ایشان روشِ نظریه‌ پردازی است که معروف است به تفسیر موضوعی اما تفسیر موضوعی شهید با همۀ تفسیر موضوع‌‌هایی که من مطالعه کردم از مصری‌‌ها، از کشورهای دیگر اسلام، از حجاز هر که دربارۀ تفسیر موضوعی سخت می‌‌گوید آنی را که شهید صدر بیان می‌‌کند مراعات نمی‌کند، یک مجموعۀ منسجمِ موضوعی از اطلاعات اما شهید صدر در نظریه‌‌پردازی که به ضرورتش رسیده و از جوانی هم این را دنبال کرده است. یعنی از 25 سالگی فلسفتنا، اقتصادنا و نظریات دیگری را سامان دادند، شهید صدر به این نتیجه رسیدند که نظریه ‌پردازی می‌تواند آن جبهۀ فکر اسلامی را در مقابل رقبای بین‌ المللی، رقبای بزرگ ایجاد کند. در دورۀ معاصر ما دو رقیب بزرگ داریم. یعنی رقبای سنتی ما با مذاهب اسلامی بوده، اما در دورۀ اخیر رقابت ما فراتر از مذاهب رفت، فراتر از ادیان ما، رقیبِ مکاتب جهانی شدیم، کسی که این ادراک کرد و برای این سطح رقابت به تفکر پرداخت به نظر می‌‌رسد در بین متفکران ما از انسجام بیشتری برخوردار است، شهید صدر است که آثارش هم این را نشان می‌دهد. لذا ایشان در دورۀ اخیر روش‌ شناسی ایشان و به طور خاص فرموله کردن نظریه‌ پردازی آن چیزی بوده که حوزۀ مطالعاتی بنده را به خودش اختصاص داده است.

طالب‌‌زاده: مقام معظم رهبری نکات جالبی را چند ماه پیش در مورد ایشان (شهید صدر) در یک جمعی بیان کردند. در ادامه نکاتی که آقا فرمودند بعد از مدت‌ها یک شخصیتی که فرمولی برای حل بعضی از مسائل بسیار مهم و اجرایی ما دارند. ما الان مشکل اجرایی داریم. اجرایی که مبتنی بر عقیده و ایده باشد و بتواند از خودش دفاع کند و کسی که متعلق به جهان اسلام است و همۀ متون هم به زبان عربی نوشته شده است و از اولین کسانی بودند که متوجه حقیقت اسلام هستند و آن جمله‌‌ای که ذوب در اسلام را و خودشان را هم ذوب در این مسیر می‌‌دیدند. ما چقدر در همین تلویزیون بحثِ اصطلاح اقتصادمان که اقتصاد یک ملغم‌ه‌ای از مطالب مختلفی است ولی الگوی آن را داشتیم و می‌توانستیم از سالهای قبل مثلاً از 20 سال پیش روی این موضوع شروع کنیم به کار کردن ولی نخواستیم. کشورهای دیگری هم که جمهوری اسلامی هم نبودند خیلی هم ادعا نداشتند ولی شروع کردند از همان زمان قدیم کار کردن و در این قسمتِ اقتصاد یک پیشرفت‌های قابل توجهی هم نسبت به ما دارند.

اینکه ما باید عملیاتی وارد شویم و شهید صدر را دریابیم، کتاب اقتصادنا یا کتابی که راجع به ربا است و بانکداری بدون ربا که آقا اشاره می‌کنند. یک دوره پاکستان از او خواسته بود و الان 4 دهه انقلاب جلو آمده و این فرمولِ اصلاحش را را کار کرده ولی ما او را در رادار نداریم و خیلی خیلی کمرنگ است و رسانه باید او را بزرگ کند تا دیده شود و درست شود.

موذنی: سوال، سوال کلانی است و باید ابعاد مختلفی بررسی شود و در سطح بنده نیست. من نسبت به شخص شهید صدر عرض می‌‌کنم، شهید صدر چند کاربری ویژه برای امروز جمهوری اسلامی دارد. یک سطح از این کاربری این هویتی است که شهید صدر می‌تواند به سالکان مسیرِ اندیشۀ اسلامی بدهد. ما امروز در سطح آغازگران مسیر اندیشه یک نوع بی‌‌هویتی شاید بشود گفت احساس می‌کنیم آن باورِ عمیق به اینکه اسلام می‌تواند در همۀ عرصه های حیاتی حضور داشته باشد و جامعه را مدیریت کنیم نمی‌‌بینیم. شاید اندیشه‌‌اش را خیلی افراد قبول داشته باشند اما اینکه این شدنی است و این می‌شود و این قابل عرضه است و ما می‌توانیم با مکاتب دنیا در عرصه‌‌های مختلف رقابت کنیم و اسلام را پیروز کنیم، اسلام مهیمِنِ بر عرصه‌‌های مختلف زیستی باشد نه مکاتب دیگر، این در شهید صدر به شکل جدی جلوه پیدا کرده است و اگر کسی ارتباطات اندیشه‌‌ای با شهید صدر پیدا کند در سطوح ابتدایی اندیشه‌‌ورزی، این باور در او شکل می‌‌گیرد که این راه رفتنی است و راه شدنی است و این خیلی نکتۀ مهمی است که می‌تواند آیندۀ علمی ما را تامین بکند، به هر حال نظریه‌‌پردازی، نظام‌سازی، حل مشکلات کلان جامعه با سطوح پایین علم اتفاق نمی‌‌افتد. در سطح‌‌های بالایی و توسط افرادِ خاصی باید این اندیشه‌‌ورزی‌‌ها اتفاق بیفتد که نیازمند یک غربال است به مرور در سطوح مختلف علمی عده‌‌ای پس از تلاش‌های بسیار می‌توانند به مرحله‌‌ای برسند که این مسائل را حل کنند.

این نیازمند این است که از همان ابتدا این هویت اتفاق بیفتد یعنی باور به این مسیر عمیقاً در جانِ دانش ‌پژوهان ما که معتقدند حداقل به اسلام در همین سطوح ابتدایی جا بیفتد و ما شاهد این نباشیم که مثلاً دانشجوی مسلمان که دانشجوی حزب‌‌اللهی است توجه‌‌اش به مکاتب غیراسلامی خواه ناخواه بیشتر از مکتب اسلام و اندیشمندان اسلامی است، یعنی ما می‌‌بینیم بسیاری از شخصیت‌‌های غیراسلامی، لیبرال‌ها و کمونیست بیشتر از شخصیت‌های اسلامی دیده می شوند و خوانده می‌شوند، من تعجب می‌کنم زمانی که با بعضی از دوستان دانشگاه و حوزه صحبت می‌کنیم به جرات می‌توانم بگویم بالای 80 درصد از آثار شهید صدر اساساً خوانده نشده است یعنی حتی یک دانشجوی معتقدِ علاقمندی که می‌داند شهید سیدمحمدباقر صدر کیست و به نبوغ و بزرگی او اعتقاد دارد واقعاً 80 درصد آثار او را اصلاً ندیده است.

بسیاری بحث ترجمه  و بحث‌‌های دیگر را مطرح می‌کنند. اما این اتفاق نیفتاده، رجوع به شهید صدر و اینکه چنین شخصیتی داریم که توانسته در عرصه‌‌های مختلف، فلسفه، منطق «الاسس المنطق الاستقراء» کتابی است که اگر درست خوانده شود، فهم شود به تعبیر بعضی از اساتید عرب در جهان مصر او تعبیر می‌‌کند؛ می‌‌گوید رنسانس دوم اروپا را محقق می‌کند. سطح کتاب سطحی است که استاد دانشگاه می‌تواند چنین تعبیری را راجع به او به کار ببرد. یا تعابیر دیگری درباره شهید صدر که در بین اندیشمندان عرصه‌‌های مختلف علوم انسانی مشهور و معروف است. یک کاربردی بسیار مهم بحث هویت ‌بخشی است؛ یک نکتۀ دیگر که الان به نظر من مهمترین کمک شهید صدر است به جامعۀ امروز ما، کمکی که از 60 سال پیش آغاز کرده است و سالها در سکوت بوده این امداد شهید صدر، بحث نظریه ‌پردازی است. شهید صدر برای تامین زیرساخت‌‌های اندیشه‌ای جامعۀ اسلامی در سطوح مختلف کار روشی کرده است و به تعبیری روش پردازی کرده است در روش تولید نظریه، روش تولید نظام، روشِ استخراج قانون و روش تولید و ساخت نهاد را برای ما و جامعه اسلامی ارائه کرده با شیوه‌‌های معتبرِ استدلال در حوزۀ اسلامی. یعنی شما نمی‌‌توانید به بحث‌‌های شهید صدر هیچ اشکالی فقاهتی بگیرید. همۀ حرفهای شهید صدر در دایرۀ اندیشه اسلامی است. یعنی در افکار و اندیشه‌‌های شهید صدر هرگز بوی التقاط نیست. شهید صدر از ابتدایی ‌ترین و ریشه‌‌ای‌‌ترین مرحله که نظریه‌ پردازی است تا آخرین مرحله در جامعه اسلامی که تدوین قانون، گزاره‌‌های جزیی رفتاری در سطح جامعه و نهاد، یعنی سازمان‌هایی که می‌خواهند کار جامعه اسلامی را پیش ببرند، شهید صدر برای اینها نمونه داده است، یعنی از فکر مبنایی تا نمونه، تا مصداق در مدل‌های مختلف، مثلاً در نظریه‌‌‌های سیاسی، شهید صدر نظریه استخلاف را دارد که امروز چیزی است هم‌ مرز و شبیه مردم‌سالاری دینی. در اقتصاد، نظام اقتصاد اسلامی را طراحی کرده است با ستون‌های اصلی و روش ساختِ نظام را که امروز یکی از مهمترین مسائل ماست.

در قانون، روش قانون‌ پردازی که ما چگونه بتوانیم در ذیل این نظام اقتصادی اسلام قانون‌هایی را وضع کنیم که ما را به اهداف اسلامی برساند و نهاد، نمونه بانک را شهید صدر یک نمونه را در فضای غیراسلامی و اصولی را برای استخراج تدوین یا ساخت نمونۀ الگو یا نهاد اجرایی جامعه اسلامی در حوزۀ بانک و در مواردی دیگر بعضی‌ از آنها تدوین شده است و بعضی از آنها ایده‌های کلی بوده شهید صدر ارائه کرده است. اگر ما بیاییم سراغ این میراث گرانبهاء، اندیشه‌‌ها و آثار شهید صدر می‌‌توانیم در سطوح مختلف کار را شروع کنیم، واقعاً یک جاهایی ما باید کار از نقطه‌‌ای که شهید رسانده تازه شروع کنیم. هنوز نتوانسته‌‌ایم به شهید صدر برسیم و شهید صدر را ادامه بدهیم، اگر این میراث را دریابیم، مسیرِ رسیدن به یک جامعۀ طراز اسلامی البته در عصر غیبت این فراهم می‌شود و گام‌های بلندی در این مسیر برداشته خواهد شد.

بهمنی: آگاهی من محدود است و صرفاً در حوزۀ روش ‌شناسی و نظریه‌ پردازی است البته این می‌تواند یک فرهنگ و سرچشمه‌‌ای باشد برای ورود به مطالب، من جا دارد یک یادآوری بکنم از استادم رضوان ‌الله علیه، ایشان در یک مطلب دیگری که آقای موذنی هم اشاره فرمودند در شهید صدر مشترک بود. که با معرف تفصیلی من با شهید صدر این را بیشتر می‌فهمم، آن زمان من وجدان می‌‌کردم در معاشرت با آقای صفایی، یک استغنایی را نسبت به اسلام القاء می‌کرد. حس ما این بود که با داشتن قرآن و با داشتن این میراثی که از اهل‌بیت به ما رسیده است، ما دیگر به چیزی نیاز نداریم، مبانی اساسی و همه چیز اینجا است، اینها شاید تبیین آکادمیک نشده بود، اما الان چون ارتکاز ذهن دارم این را بداعتاً می‌گویم، شاید ادراک شهودی ایشان بود، این در کتاب‌های آشیخ‌ علی آقا هم موج می‌زند، این شیدایی و این شیفتگی به این داده‌‌ها، لذا ایشان خیلی از اصطلاحات آکادمیک استفاده نمی‌کند. مستقیم از داده‌‌های آیات و روایات حتی نثر فارسی هم که می‌‌نویسد، شما ردِ آیات و روایات را در این نثر می‌‌بینید. این احساس را آثار شهید صدر و تاکیدات شهید صدر هم به ما القا می‌کند. احساس می‌کنید شهید صدر به یک منبعِ نورانی و علمی بزرگی وصل است و هر آنچه را که می‌خواهد می‌تواند از این منبع بیرون بیارود. قبل از اینکه من بیان آکادمیک داشته باشم برای این، البته خود این حس قیمتی دارد، کسانی که با ما بودند و در آن فضا بودند حس کردند استاد وقتی چنین حالت استغنایی دارد از یافته‌ های دینی خودش، چه حس نیرومندی را به شاگردانش منتقل می‌کند.

نکته‌‌ای که شما فرمودید چرا شهید صدر در رادار نیست و او را ادارک نمی‌‌کنیم؟ لازم است از منظر خودم بگویم، ما برخی از بزرگان خودمان را و این وجودهای بسیار گرانقیمت که در مثلاً سده‌ها و قرن‌ها آدم‌‌هایی اینگونه بزرگ پدید می ‌آیند، یک آفتی که داریم البته از جهاتی هم خوب است، بیشتر ستایش می‌کنیم تا تبیین بکنیم. بیش از اینکه ما شهید صدر را تبیین کنیم که آغاز و انجام تفکرش چیست و چه مساله‌ای را دارد حل می‌کند، او را ستایش می‌کنیم. البته این قابل تعمیم است نسبت به معانی مقدس دیگر هم ما معمولاً اینطوری رفتار می‌کنیم. چون ستایش آسان‌تر است، من نفی‌اش نمی‌کنم، بزرگان و افراد قیمتی را باید ستود. چون ستودنی هستند اما ستایش باید با تبیین یک موازنه‌ای داشته باشد.

طالب‌‌زاده: یعنی باید وارد عمل شویم!

بهمنی: بله مرادم از تبیین این است که ما وقتی میراث علمی آن را شناختیم می‌دانیم این پرچم را کجا برافراشته و چگونه برده، احیاناً تکمیلش کنیم، نقدش کنیم و بعد از آن عبور کنیم. چون او فرزند زمان خودش است. با همۀ بزرگی‌‌اش او مجرای یک رزقی بوده برای جامعه خودش، معمولاً بزرگان اینگونه هستند از مجاری این بزرگان به جامعه یک افاضاتی می‌شود، مانند حضرت امام، ایشان با نظریه ولایت‌ فقیه و نظامی که بر آن اساس طراحی کرد و حرکتی که کرد، یک نظامِ 2500 ساله را از هم پاشید و نظام نویی را به پا کرد، ما که تنفس می‌کنیم در این فضا، این رزقی است که از مجرای وجودی آن بزرگ گویی به ما داده شد، بزرگان اینگونه هستند. مانند شهید صدر که اشاره فرمودید نیاز عصر ما به ایشان است، این بزرگان به لحاظ آن ذکاوت و نوری که خدا به ایشان می‌دهد گویی فراتر از زمان هستند، ظرفیتی در وجود آنهاست که انگار کل زمان را می‌توانند ادراک کنند، جای خودشان را در تاریخ مشخص می‌کنند که در کجای تاریخ ایستادند؛ و برای چه عمقی از تاریخ تفکر می‌‌کنند.

این را می‌خواهم تبیین کنم این تا اینجا ستایش است، برای شما روشن کنم شهید صدر چطور اینگونه است؟

 شما را ارجاع می‌‌دهم به چند مفهوم که ما بعد از انقلاب با اینها در محیط آکادمیک و علمی ما حتی محیط عمومی بحث شده و شنیدند، در دهۀ اول انقلاب ما در محیط‌‌های علمی متوجه شدیم آموزه‌‌ها مطابق اسلام نیست گاهی تناقض دارد، گاهی در تضاد است، گاهی اهداف ما را تعیین نمی‌کند، آن مسالۀ انقلاب فرهنگی پیش آمد در آن دهه بحثی به نام اسلام‌سازی معرفت رواج پیدا کرد، چالش آکادمیک و دانشمندان ما شد، بزرگان ما در قم دفتر همکاری حوزه و دانشگاه تاسیس کردند، حتی موسسه در راه حق اهدافشان این بود، اسلامی‌‌سازی علوم که در کشورهای عربی که پیش از ما آغاز شده بود حدود 1 دهه کمتر یا بیشتر در مصر و عراق و کشورهای دیگر که البته پایگاه فکری اینها را در اروپا سازمان‌هایی تشکیل دادند و به آن می‌پرداختند، به آن اسلامی‌سازی معرفت می‌گفتند، در منطقه غرب آسیا بود، شمال آفریقا و جنوب آسیا متفکرانی بودند به این پرداختند.   

اسلامی‌ سازی معرفت یا اسلامی‌‌سازی علوم مسالۀ ما در دهۀ اول از آغاز انقلاب تا اواخر دهه 60، بعد بزرگان ما سخنانی گفتند، مطالبی را تنقی کردند از این عبور کردیم مقیدش کردیم، یک مفهوم دیگر در ادبیات ما آمد به نام اسلامی‌سازی علوم انسانی، علوم انسانی مقید شد همۀ علوم نشد، این روشنتر بود، قابل دفاع بود، اگر ما راجع به فیزیک و شیمی نظریه ممکن است نداشته باشیم اما راجع به علوم انسانی که انسان و رفتار انسان است باید سخن بگوییم، درباره این هم حدود یک دهه سخن گفته شد، این مفهوم هم بعد از مدتی که پردازش شد و نوشتند، درس دادند، کتاب و مقاله نوشتند به یک مفهوم دیگری رسیدیم به نام نظام‌‌ها، یعنی علوم انسانی مثلاً اقتصاد، سیاست یک علوم انسانی است، اینها تا نظامِ اندیشه شکل نگیرد این علوم پا نمی‌‌گیرند یک نظام می‌خواهد، نظام گزاره‌‌ها، نظام معرفت‌های توصیفی و دستوری این را شکل می‌دهد و بعد از این باز دیدند نظام‌‌ها هم بدون یک گزارۀ مسلط که نظریه است، یک نظریۀ جهان‌شمول عام و فراگیر که بقیه گزاره‌های علمی را پوشش بدهد و انگار سازماندهی بکند، نظام‌سازی نمی‌‌شود، بعد منتقل شدیم به بحث نظریه‌‌پردازی که اینها آثارش هم است و در شکل نامه‌‌هایی از برخی فضلا و عالمان قم به مقام معظم رهبری شکل گرفت، درخواست کرسی‌‌های نظریه‌ پردازی کردند، واحدهایی برای نظام‌سازی در پژوهشکده‌‌ها شکل گرفت در دوره قبلی، این 4 دوره را طی کردیم وقتی رسیدیم به اینکه ما نیاز به نظریه داریم تا نظام را بسازیم، نظام‌‌ها علوم را شکل می‌دهند، در حالی که می‌ بینید شهید صدر کمتر از دو ماه از انقلاب گذشته است شروع کرده به روش ‌سازی و نظریه‌ پردازی، حال اینکه وقتی ما نظریه‌‌پردازی رسیدیم دیدیم ما برای نظریه‌پردازی روش می‌خواهیم و باید برویم رو‌ش‌ها را بسازیم.

از حیثِ عملی نگاه می‌کنید 60 سال پیش شروع کرده است این تبین نشان می‌دهد ما قریب 60 سال انگار از شهید صدر عقب هستیم. شهید صدر در سن 25 سالگی با آن هوش و ذکاوت فرازمان خودش فهمید باید نظریه بسازد در مقابل رقیب و ما الان در دورۀ انگار پیشاصدری هستیم از صدر عبور نکردیم، اینکه می‌گوییم صدر را تبیین کنیم متوازن با ستایشی که می‌کنیم این است تبیین کنیم که این چه مسائلی را حل کرد، آن زمان بزرگان و دانشمندان ما پرچم را از این بزرگ بگیرند، چند گام جلوتر ببرند.

طالب‌‌زاده: بحث عملیاتی بودن و اینکه شهید صدر برای همه چیز فرمول داشت و یکی از فرمول‌هایی که به نظر من جذاب بود فرمولی که برای مالیات از سرمایه‌‌هایی بود که در بانک‌‌ها گذاشته می‌‌شود چیز عجیبی است که شهید صدر آن زمان در بحث اقتصادنا می‌گویند کسی که سرمایه دارد و در بانک می‌گذارد و براساس آن دارد سودی می‌‌گیرد، کشور و دولت باید از آن سرمایه درصدی را مالیات بگیرد، این را تبیین کنید.

موذنی: نکته‌‌ای که در مورد شهید صدر وجود دارد این که شهید صدر خیلی وقت نداشته و کلاً 46 سال عمر کرده است و تا الان که پژوهشگاه شهید صدر آثار شهید صدر را جمع کرده است تا الان 21 جلد چاپ کردیم و حدود 6، 7 جلد دیگر از شهید صدر باقی مانده و همه هم در طراز نوآوری. یعنی هیچ کدام آثار تکرار و جمع ‌آوری اندیشه صرفاً نیست، همه در طرازِ واقعاً نوآوری است؛ همین مطلبی که فرمودید ایشان در کتاب «الاسلام یقود الحیات» که رساله‌‌هایی می‌نویسد برای انقلاب اسلامی یک مدلی می‌‌گوید بانک در جامعه اسلامی باید چه بکند و تبیین می‌کند بانک در ساختار اسلامی به عنوان یک سازمانِ مالی باید بیاید اهداف اقتصاد اسلامی را پیاده بکند، اهدافی که صدر در اقتصاددانان شرح داده است، بعد ایشان در دو سه خط یک مثالی می‌گوید توضیح می‌دهد در واقع 5 گام در روشِ استخراج نظام از آیات و روایات را تبیین می‌کند که ما چگونه می‌ توانیم نظام اقتصادی و هر نظام دیگری را استخراج کنیم. اصولی را آنجا می‌‌فرمایند بعد نمونه‌‌هایی را به عنوان قواعد استخراج ‌شده از این اصول ذکر می‌کنند، در چند خط است اما بنیان‌‌هایش در کتاب‌های دیگر است که باید اندیشمندان اقتصاد به آن بپردازند. آنجا مثال می‌‌زنند و می‌‌گویند بانک در جامعه اسلامی باید به گونه‌‌ای سازماندهی شود، طرح ‌ریزی شود که پول را به وضعیت اصلی خودش برگرداند یعنی ابزاری برای معاملات و خرید و فروش، نه اینکه پول خودش یک جایگاه غیر از این پیدا کند که مفصل است و در مبانی معنایی پول بحث اقتصادی مفصلی باید روی آن شود.

بعد شهید صدر آنجا یک مثالی می‌‌آورد که البته همه این مثال‌ها قابل نقد است یعنی اندیشمندان اقتصادی بیایند این حرف شهید صدر را بشنوند و رد کنند، نقد کنند و بحث کنند. ایشان آنجا می‌گوید یکی از راه‌‌هایی که می‌تواند برای مهارِ پول ‌بازی در بانک‌ها به تعبیر بنده به کار گرفت این است که مالیات وضع شود برای پول‌هایی که در بانک سرمایه ‌گذاری می‌شود و واقعیتِ مضاربه‌ای و عقود شرعی اسلامی را ندارد، یعنی اینها نمی‌‌آید در جامعه اسلامی کار کند، مشارکت اتفاق نمی‌افتد، صرفاً پولی است تضمین سودی وجود دارد و یکی از راه‌ها این است که دولت بر اینها وضع مالیات کند تا این پول در بانک گذاشتن، پول پول‌ساز نباشد، کار باشد که پول‌ساز باشد یعنی آن هدفِ اصلی اسلام که تبیین اصلی اسلام است که نظام درست اقتصادی در جامعه است که محور کار است.

این یکی از سه خط کتاب شهید صدر است. یعنی شهید صدر یک نمونه می‌‌گوید که اگر فهمیدیم جایگاه کار در اسلام، جایگاه پول در اسلام، اینها را از روش نظام‌سازی که شهید صدر فرمودیم می‌شود این نمونه را می‌شود به عنوان یک طرح ارائه داد و به آن فکر کرد و موارد دیگری که ذکر می‌کنند. این همان نقطه‌‌ای است که من ذکر می‌کنم شهید صدر از روش نظام‌سازی تا جزیی‌‌ترین محصولی که می‌شود از این گرفت برای ما یک نمونه آورده است یعنی ما یک نمونه قابل جراحی داریم این را اندیشمندان ما بحث کنند، امکان دارد بسیاری از بخش‌های آن را نپذیرند و رد کنند و نقد کنند ولی این می‌‌شود یک مرحله برای کار.

استاد بهمنی فرمودند ما شخصیت‌‌های بزرگی داشتیم که نسبت به اسلام این حس استغنا را داشتند اما بسیاری از اینها نتوانستند این حسِ استغنا را عملیاتی کنند تا در واقعیت امروز ما دیده شود؛ اما شهید صدر این کار را کرده است. یعنی شهید صدر می‌گوید ما بسیار شنیدیم که قرآن کتاب حیات و زندگی است، ما چند بار دیدیم که قرآن چگونه کتاب زندگی است؟ شهید صدر در این 13 درس تفسیری‌‌اش ابتدا می‌‌آید همین را تبیین می‌‌کند چه می‌‌شود که قرآن کتاب زندگی شود؟ مدل‌های مختلف تفسیر را ذکر می‌کند می‌گوید ما یک دورۀ  تفسیر ترتیبی داشتیم. می‌‌گفتیم آیه اول معنایش این است، آیه دوم، آیه سوم در این راستا از روش‌های مختلف ادبی، عرفانی و روایی بهره می‌‌گرفتیم، یک دوره هم آمدیم تفسیر موضوعی کردیم، اما تفسیر موضوعی به این معنا که حولِ بعضی از عبارات مفاهیم را جمع کردیم، شهید صدر می‌گوید اما زمانی قرآن وارد زندگی ما می‌شود که مسائلِ بشر را به عنوان پرسش از قرآن، آن کسی که ذوب در قرآن شده است از قرآن بپرسد و در سطح نظریه، یعنی سطح مسائلِ کلان بشر، پاسخ بگیرد و اینها را برای حل مسائل بشر، وارد نظام‌سازی و نهادسازی بکند. یعنی شهید صدر آمده آن ادعا و آن حس و آن چیزی که ما آن را دوست داشتیم و نسبت به اسلام درک می‌کردیم را عملیاتی کرده است که آقای بهمنی در کتابی که دارند آن را تبیین کردند، 9 فرآیند و 33 مولفه در روش نظریه ‌پردازیِ قرآن بنیاد شهید صدر تبیین کردند.

بهمنی: شهید صدر تاکید دارند روش تفسیر موضوعی الزاماً اِلا و لابد باید منتج به نظریه شود و اِلا تفسیر موضوعی نیست و بعد تاکید دارد بر مسائل جهان‌شمول بشر در نظریه هم بالاترین سطح انتزاع را، چون نظریه 3 سطح دارد، خرد و متوسط و کلان، شهید صدر سطح کلان را هدف‌گیری می‌کند. تعبیرش در آن نظریه این است که حقایق کبری به دست می‌‌آید، عین عبارت این است. نکته دیگر اینکه ایشان کل‌نگر است و به شدت از جزیی‌‌نگری پرهیز می‌دهد، دانشمندان را توصیه می‌کند دست از جزیی‌‌نگری برداند، جزیی‌نگری در معرضِ التقاط است، ما در آغاز انقلاب درگیر سطحی از التقاط به نام مارکسیست‌های اسلامی بودیم، امروز به سطحی از التقاط گرفتاریم که خودشان اِبا ندارند می‌گویند ما لیبرالیسم‌‌های مسلمانیم، اینها برای جزیی‌نگری است، برای احاطه نداشتن است، شهید صدر کل‌نگر است نه کلی‌نگر که نامفهوم باشد اما در ظرفیت وجودی عالم و نظریه می‌گوید باید تمام آن ساختمان و سازۀ دین را ببینید و اجزایش را در درون آن، مشابهت اجزا نباید شما را فریب بدهد، باعث اغوای شما شود که اگر دیدید یک مشابهتی میان سوسیالیسم و اسلام است یا میانِ لیبرالیسم و اسلام است این ما را به ورطۀ التقاط نکشاند که ما امروز در دو دهه اخیر بخصوص شاهدیم بعضی‌ها که انتظاری از آنها نمی‌رود کاملاً مشهود است در چنبرۀ این نوع التقاط گرفتار شدند.

طالب‌‌زاده: مسالۀ سرمایه است ما یک سرمایۀ بزرگی داریم و توجه به شهید صدر و این گنجینه‌ای که وجود دارد و توجه نکردن به الگوهایی که ایشان داده است و اینجا لازم است متوجه شوند باید از شهید صدر استفاده کرد و تبیین کرد و بعد به صورت عملی اینها را پیاده کرد.

برنامه تلویزیونی راز شبهای ماه مبارک رمضان شنبه تا چهارشنبه ساعت 23 از شبکه چهارم سیما پخش می‌شود. این برنامه پس از سه سال وقفه به همت مرکز بسیج صدا و سیما به آنتن بازگشته است.

انتهای پیام/

منبع:باشگاه خبرنگاران پویا

01:391396/3/31
تعداد بازدید: 719
 
امتیاز دهی
 
 

نسخه قابل چاپ
  • مطالب مرتبط
  • پربازدیدترین مطالب

Guest (PortalGuest)

پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي - دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم
مجری سایت : شرکت سیگما